برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (150):
6222 - چو چشمش بروی گرامی رسید
ز اسب اندر آمد چنان چون سزید
۸۵۶ - چو چشمش به روی گرامی رسید
از اسب اندر آمد چُنان که ام سزید - خالقی
۲۱۳۱ – چو چشمش به رویِ گرامی رسید،
از اسب اندر آمد، چنان کِم شنید. – کزازی
*
پرسش:
از اسب اندر آمد، چنان کِم شنید
یا
ز اسب اندر آمد چنان چون سزید
*
پاسخ:
ز اسب اندر آمد چنان چون سزید
✅: "ز اسب اندر آمد چنان چون سزید"، روا تر ست. چرا که: روای، فردوسی هست نه بیژن که بگوید: زمانی که پدر، مرا "دید" یا "شنید"!؟!، ز اسب اندر آمد. گیو با دیدنِ(و نه شنیدن) بیژن، از اسب بر زمین جست و انچنان که درخورِ(سزید) ستودن دادار بود، "آفرین خواند بر دادگر".
متن شماره 1943، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی