برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (150): از اسب اندر آمد، چنان کِم شنید یا ز اسب اندر آمد چنان چون سزید

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (150):

 

6222 - چو چشمش بروی گرامی رسید

ز اسب اندر آمد چنان چون سزید

 

۸۵۶ - چو چشمش به روی گرامی رسید

از اسب اندر آمد چُنان که ام سزید - خالقی

 

۲۱۳۱ – چو چشمش به رویِ گرامی رسید،

از اسب اندر آمد، چنان کِم شنید. – کزازی

*

پرسش: 

از اسب اندر آمد، چنان کِم شنید

یا

ز اسب اندر آمد چنان چون سزید

*

  پاسخ:

ز اسب اندر آمد چنان چون سزید

 

✅:    "ز اسب اندر آمد چنان چون سزید"، روا تر ست. چرا که: روای، فردوسی هست نه بیژن که بگوید: زمانی که پدر، مرا "دید" یا "شنید"!؟!، ز اسب اندر آمد. گیو با دیدنِ(و نه شنیدن) بیژن، از اسب بر زمین جست و انچنان که درخورِ(سزید) ستودن دادار بود، "آفرین خواند بر دادگر".

متن شماره 1943، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد