برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (125):
5979 - که از تن سرانشان جدا کرده دید
بدان رزمگه جمله افگنده دید
۶۰۵ - که از تن سرانشان جدا گشته بود
همه رزمگه سربسر کشته بود - خالقی
۱۸۸۵ – که از تن سرانشان جدا گشته بود،
همه رزمگه، سربه سر، کشته بود – کزازی
*
پرسش:
سرانشان جدا گشته بود
یا
سرانشان جدا کرده دید
*
پاسخ:
سرانشان جدا کرده دید
✅: "سرانشان جدا کرده دید" و "افکنده دید"، روا تر ست. چرا که: "دیدنِ" گودرز سران جدا شده و تن های افکنده شده بر خاک، ملموس تر و متناسب تر ست تا "سرها جدا گشته بودن و تن ها افکنده بودن". واکنشِ "دیدن"، با گودرز تناسب و پیوند دارد ولی سران و تنان جدا گشته از بدن و کشته های افتاده بر زمین، منفک از گودرزند، و با صرفِ "دیدن" گودرز ست که ست " دلش پر نِهیب است و پر خون جگر".
متن شماره 1918، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (124):
5974 - بپوشید رومی زره جنگ را
یکی تنگ بر بست شبرنگ را
۶۰۰ - بپوشید رومی زره جنگ را
سبک تنگ بر آخت شبرنگ را - خالقی
۱۸۸۰ – بپوشید رومی زره، جنگ را،
سبک، تنگ بر آخت شبرنگ را. – کزازی
*
پرسش:
یکی تنگ بر بست شبرنگ را
یا
سبک تنگ بر آخت شبرنگ را
*
پاسخ:
یکی تنگ بر بست شبرنگ را
✅: "یکی تنگ بر بست شبرنگ را "، رواتر ست. چرا که: تنگ بسته میان یا تنگ بسته کمر یا تنگ بسته گشاده دو دست، در شاهنامه بیشتر دیده شده تا تنگ بر آختن. زره بر تن خود پوشید و تنگِ برگستوان شبرنگ را بر بست. تنگ بر گرده ی اسب بستن معمول تر ست تا آختن به مفهوم برکشیدن یا بیرون کشیدن.
متن شماره 1917، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (123):
5973 - بفرمود تا برنهادند زین
بران پیل تن دیزهٔ دوربین
۵۹۹ - بفرمود تا برنهادند زین
برآن دیزهٔ پیلتن روز کین - خالقی
۱۸۸۹ – بفرمود تا برنهادند زین،
بر آن دیزهٔ پیلتن، روز کین. – کزازی
*
پرسش:
برآن دیزهٔ پیلتن روز کین
یا
بران پیل تن دیزهٔ دوربین
*
پاسخ:
بران پیل تن دیزهٔ دوربین
✅: "بران پیل تن دیزهٔ دوربین"، روا تر ست. چرا که: پیوند و تناسب دوربین، تیز بین، هوشیار، ریز بین، با دیزه ی پیلتن، هماهنگ تر ست تا پیوند و تناسب روز کین با اسب بیژن. تنه و کنایه یست به مانایی شبرنگ بیژن با تیز بینی و هوشیاری رخش رستم در خوان رستم و اژدها و رخش در مواجه شدن با چاه غدر شغاد.
متن شماره 1916، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (122):
5948 - بدو گفت هومان ببانگ بلند
که بی کردن کار گفتار چند
۵۷۴ - بدو گفت هومان به بانگ بلند
که گُردان کدامند و سالار چند - خالقی
۱۸۵۴ – بدو گفت هومان، به بانگ بلند،
که: گُردان کدامند و سالار چند؟ – کزازی
*
پرسش:
که بی کردن کار گفتار چند
یا
که گُردان کدامند و سالار چند
*
پاسخ:
که بی کردن کار گفتار چند
✅: "که بی کردن کار گفتار چند"، روا تر ست. چرا که: هر دو در کار رجز خوانیند. بیت، ایهام و تلمیح دارد. به عمل کار بر آید. به سخن دانی نیست. یا دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
متن شماره 1915، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (121):
5939 - چو در پیش من برگشادی زبان
بدانستم از آشکارت نهان
۵۶۵ - چو در پیش من برگشادی زبان
بدانستم از آشکارت نهان - خالقی
۱۸۴۵ – چو در پیشِ من برگشادی زبان،
بدانستم، از آشکار و نِهان، – کزازی
*
پرسش:
بدانستم، از آشکار و نِهان
یا
بدانستم از آشکارت نهان
*
پاسخ:
بدانستم از آشکارت نهان
✅: "بدانستم از آشکارت نهان"، روا ترست. چرا که: واژه ی آشکارت، ایهام دارد. از رنگ آشکار رخسارت، سِرِّ درونت را در یافتم. رنگ رخسار خبر می دهد از سِرِّ درون.
متن شماره 1914، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی