برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (123):
5973 - بفرمود تا برنهادند زین
بران پیل تن دیزهٔ دوربین
۵۹۹ - بفرمود تا برنهادند زین
برآن دیزهٔ پیلتن روز کین - خالقی
۱۸۸۹ – بفرمود تا برنهادند زین،
بر آن دیزهٔ پیلتن، روز کین. – کزازی
*
پرسش:
برآن دیزهٔ پیلتن روز کین
یا
بران پیل تن دیزهٔ دوربین
*
پاسخ:
بران پیل تن دیزهٔ دوربین
✅: "بران پیل تن دیزهٔ دوربین"، روا تر ست. چرا که: پیوند و تناسب دوربین، تیز بین، هوشیار، ریز بین، با دیزه ی پیلتن، هماهنگ تر ست تا پیوند و تناسب روز کین با اسب بیژن. تنه و کنایه یست به مانایی شبرنگ بیژن با تیز بینی و هوشیاری رخش رستم در خوان رستم و اژدها و رخش در مواجه شدن با چاه غدر شغاد.
متن شماره 1916، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (122):
5948 - بدو گفت هومان ببانگ بلند
که بی کردن کار گفتار چند
۵۷۴ - بدو گفت هومان به بانگ بلند
که گُردان کدامند و سالار چند - خالقی
۱۸۵۴ – بدو گفت هومان، به بانگ بلند،
که: گُردان کدامند و سالار چند؟ – کزازی
*
پرسش:
که بی کردن کار گفتار چند
یا
که گُردان کدامند و سالار چند
*
پاسخ:
که بی کردن کار گفتار چند
✅: "که بی کردن کار گفتار چند"، روا تر ست. چرا که: هر دو در کار رجز خوانیند. بیت، ایهام و تلمیح دارد. به عمل کار بر آید. به سخن دانی نیست. یا دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
متن شماره 1915، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (121):
5939 - چو در پیش من برگشادی زبان
بدانستم از آشکارت نهان
۵۶۵ - چو در پیش من برگشادی زبان
بدانستم از آشکارت نهان - خالقی
۱۸۴۵ – چو در پیشِ من برگشادی زبان،
بدانستم، از آشکار و نِهان، – کزازی
*
پرسش:
بدانستم، از آشکار و نِهان
یا
بدانستم از آشکارت نهان
*
پاسخ:
بدانستم از آشکارت نهان
✅: "بدانستم از آشکارت نهان"، روا ترست. چرا که: واژه ی آشکارت، ایهام دارد. از رنگ آشکار رخسارت، سِرِّ درونت را در یافتم. رنگ رخسار خبر می دهد از سِرِّ درون.
متن شماره 1914، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (120):
5935 - شکسته شود دل گوان را بجنگ
نسازند زان پس به جایی درنگ
۵۶۱ - شکسته شود دل گَوان را به جنگ
نسازند ازآن پس به جایی درنگ - خالقی
۱۸۴۱ – شکسته شود دل گَوان را، به جنگ،
نیازند، از آن پس، به پیکار چنگ – کزازی
*
پرسش:
نسازند زان پس به جایی درنگ
یا
نیازند، از آن پس، به پیکار چنگ
*
پاسخ:
نسازند زان پس به جایی درنگ
✅: "نسازند زان پس به جایی درنگ"، روا تر ست. چرا که: اگر هم آورد هومان کشته شود، " شکسته شود دل گَوان را به جنگ . سپاهیان ایران، دل شکسته می شوند" و سپاهیان تورانی درنگ را جایز نخواهند دید. بنابرین، همان به که با او(هومان) نسازیم کین. )بیت پسین)
متن شماره 1913، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (119):
5934 - ور از نامداران این انجمن
یکی کم شود گم شود نام من
۵۶۰ - وَر از نامداران این انجمن
کسی کم شود، گم شود نام من - خالقی
۱۸۴۰ – ور از نامدارانِ این انجمن
کسی کم شود، گم شود نامِ من – کزازی
*
پرسش:
کسی کم شود، گم شود نامِ من
یا
یکی کم شود گم شود نام من
*
پاسخ:
یکی کم شود گم شود نام من
✅: "یکی کم شود گم شود نام من"، روا تر ست. در وجه مقابل احتمال کشته شدن هومان، "وُر از" اگر از جانب سپاه من(گودرز)، (یکی کم شود)، آن یک نفری که برای نبرد با هومان برگزیده شده، کشته شود. اشاره به چند بیت پیشین که هومان می گوید: "یکی" را فرستی برِ من به جنگ/اگر جنگ جویی، چه جویی درنگ؟
متن شماره 1912، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی