برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (13): بسی خوانده افسون و نیرنگ و بند - یا - بدو داده افسونِ اکوان و بند؟


چالش شماره (13):
 
4884 - یکی بادسارست دیو نژند
بسی خوانده افسون و نیرنگ و بند - مسکو
 
۸۳۷ – یکی بادسارست دیوی نژند
بدو داده افسونِ اَکوان و بند – خالقی


۸۴۵ – یکی بادسار است و دیوی نِژَند
بدو داده افسونِ اکوان و بند. – کزازی  


پرسش:
بسی خوانده افسون و نیرنگ و بند
یا
بدو داده افسونِ اکوان و بند.

 
پاسخ:
 
بترسم ز بد گوهر افراسیاب
که بر جان بیژن بگیرد شتاب

اشاره به دیوساری افراسیاب دارد که بسیار داری افسون و نیرنگ و بند ست و پیش از به بند کشیدن بیژن، او را خواهد کشت.
و رستم هم به این "بند" بازی و فریبکاری و افسونگری افراسیاب اشاره می‌کند:
کلید چنین "بند" باشد فریب
نباید برین کار کردن نهیب


و کمتر به گمان می آید که اشاره فردوسی به سنگِ اکوان و کُند و بند بر دست و پای بیژن باشد.
 
بهادر امیرعضدی

چالش شماره (12): همی شهر بر شهر هودج کشید - یا - همه دشت، از آواز او، می خَنید؟


چالش شماره (12):


  4923 - همی شهر بر شهر هودج کشید
همی رفت تا شهر توران رسید - مسکو


۸۷۵ –  همه دشت، از آواز او، می خَنید
همی رفت تا شهر پیران رسید – خالقی


۸۸۳ – همه دشت، از آوازِ او، می خُنید،
همی رفت، تا شهرِ پیران رسید. – کزازی


پرسش:
همی شهر بر شهر هودج کشید
یا
همه دشت، از آواز او، می خَنید


 
پاسخ:
در پیوند و با توجه به چند بیت پیشین و بیت ِ

سوی شهر توران نهادند روی
یکی کاروانی پر از رنگ و بوی
 
و بیت های پسین، و بیتِ
 
چو آمد بنزدیک شهر ختن
نظاره بیامد برش مرد و زن
 
همی شهر بر شهر هودج کشید

چرا که: کاروان بازارگانی رستم به ختن(زاد و بوم پیران) در حرکت ست و رستم، هودج(کجاوه ی حمل بار و بنه ی کاروان) را به ختن می‌برد و مرد و زن به تماشای هودج می آیند.  


 بهادر امیرعضدی

چالش شماره (11): زمین را ببوسید و دم درکشید - یا - زمین را ببوسید و برجَست زود؟

چالش شماره (11):
 
4842 - چو رستم ز کیخسرو ایدون شنید
زمین را ببوسید و دم درکشید-   مسکو
 
۷۷۸ – چو رستم ز کیخسرو ایدون شُنود
زمین را ببوسید و برجست زود – خالقی
 
۷۸۶ – چو رستم ز کیخسرو ایدون شنود،
زمین را ببوسید و برجَست زود. – کزازی
 
 
پرسش:
زمین را ببوسید و دم درکشید
یا
زمین را ببوسید و برجَست زود

 
پاسخ:
در پیوند و با توجه به چند بیت پیشتر،
کنون چارهٔ کار بیژن بجوی
که او را ز توران بد آمد بروی


زمین را ببوسید و برجَست زود


چرا که: کیخسرو نگران جان بیژن ست و شتاب دارد و رستم برای نجات جان بیژن درنگ نمی کند(می جَهَد).

  

بهادر امیرعضدی

چالش شماره (10): بدارای بهرام و خورشید و ماه - یا - به دارای خرداد و خورشید و ماه - یا - به دادارِ خرداد و خورشید و ماه ؟

چالش شماره (10):


4870 - که سوگند خوردم بتخت و کلاه
بدارای بهرام و خورشید و ماه


۸۲۳ – که سوگند خوردم به تخت و کلاه
به دارای خرداد و خورشید و ماه، – خالقی


۸۳۱ – که سوگند خوردم به تخت و کلاه،
به دادارِ خرداد و خورشید و ماه، – کزازی


پرسش
:

بدارای بهرام و خورشید و ماه
یا

به دارای خرداد و خورشید و ماه

یا

به دادارِ خرداد و خورشید و ماه


پاسخ: 

به دادارِ خرداد و خورشید و ماه

چرا که: سوگند به دادار(خدا) و خرداد و خورشید، هماهنگ ترست و واج آرایی حرف "خ" را پر رنگ تر و برجسته می‌کند.

بهادر امیرعضدی

چالش شماره (9): سپه بر سر مرز ایران بماند - یا - سپه را بدان مرز ایران بماند؟


چالش شماره (9):


  4916 - سپه بر سر مرز ایران بماند
خود و سرکشان سوی توران براند-  مسکو


۷۶۸ –  سپه بر سر مرز ایران بماند
خود و سرکشان سوی توران براند – خالقی


۸۷۶ – سپه را بدان مرزِ ایران بماند،
خود و سرکشان سویِ توران براند. – کزازی


پرسش:
سپه بر سر مرز ایران بماند
یا
سپه را بدان مرز ایران بماند


پاسخ:
سپه بر سر مرز ایران بماند


چرا که: سپه بر سر مرز ایران بماند،  با سرکشان هماهنگ ترست و واج آرایی حرف "سین" را پر رنگ تر و برجسته می‌کند.


بهادر امیرعضدی