برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (146):
6193 - بترسید ازو یار هومان چو دید
که بر مهتر او چنان بد رسید
۸۳۲ - بترسید ازو یار هومان چو دید
کزو مهترش را چُنان بد رسید - خالقی
۲۱۱۰ – بترسید از او یارِ هومان، چو دید
کز او مهترش را چنان بد رسید. – کزازی
*
پرسش:
که بر مهتر او چنان بد رسید
یا
کزو مهترش را چُنان بد رسید
*
پاسخ:
که بر مهتر او چنان بد رسید.
✅: که بر مهتر او چنان بد رسید: روا تر ست. مراد از مهتر، همانا برتر و تناور تر و زورمند تر از بیژن ست. چرا که، خودِ بیژن نیز به زورمند تر بودن هومان معترف ست.
بیژن:
مرا زین هنر سربسر بهره نیست/که با پیل کین جستنم زهره نیست
متن شماره 1939، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (145):
6213 - هم آنگه بپیران رسید آگهی
که شد تیره آن فر شاهنشهی
۸۴۵ - همانگه به پیران رسید آگهی
که شد تیره آن فرّ شاهنشهی - خالقی
۲۱۲۲ – هم آنگه به پیران رسید آگهی،
که: تیره شد آن فرّ شاهنشهی. – کزازی
*
پرسش:
که: تیره شد آن فرّ شاهنشهی
یا
که شد تیره آن فر شاهنشهی
*
پاسخ:
که شد تیره آن فر شاهنشهی
✅: که شد تیره آن فر شاهنشهی، روا تر ست. چرا که با شیوه ی سبکی حکیم نزدیک تر ست.
متن شماره 1938، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (144):
6192 - جهان را نمایش چو کردار نیست
سپردن بدو دل سزاوار نیست
۸۲۳ - جهان را نمایش چو کردار نیست
بدو دل سپردن سَزاوار نیست - خالقی
۲۱۰۱ – جهان را نمایش چو کردار نیست،
بدو دل سپردن سَزاوار نیست. – کزازی
*
پرسش:
سپردن بدو دل سزاوار نیست
یا
بدو دل سپردن سَزاوار نیست
*
پاسخ:
بدو دل سپردن سَزاوار نیست
✅: ، بدیهی ست که: "بدو دل سپردن سَزاوار نیست"، امروزی تر و نگارشی تر(نثری تر) ست و "سپردن بدو دل سزاوار نیست"، ریتمیک تر آهنگین تر و کوبشی تر و به سبک نوشتاری حکیم نزدیک تر ست.
متن شماره 1937، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (143):
6180 - فرو برد و کردش سر از تن جدا
فگندش بسان یکی اژدها
۸۱۱ - فرو برد و سر کردش از تن جدا
فگندش بسان یکی اژدها - خالقی
۲۰۸۹ – فرو برد و کردش سر از تن جدا،
فگندش، به سانِ یکی اَژدها. – کزازی
*
پرسش:
فرو برد و سر کردش از تن جدا
یا
فرو برد و کردش سر از تن جدا
*
پاسخ:
فرو برد و کردش سر از تن جدا
✅: فرو برد و کردش سر از تن جدا: روا تر ست. چرا که، به شیوه ی سبکی حکیم نزدرک تر ست
متن شماره 1936، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (142):
6177 - بزد دست بیژن بسان پلنگ
ز سر تا میانش بیازید چنگ
۸۰۸ - بزد دست بیژن بسان پلنگ
ز سر تا پایش بیازید چنگ - خالقی
۲۰۸۶ – بزد دست بیژن، به سانِ پلنگ،
ز سر تا به پایش، بیازید چنگ – کزازی
*
پرسش:
ز سر تا پایش بیازید چنگ
یا
ز سر تا میانش بیازید چنگ
*
پاسخ:
ز سر تا میانش بیازید چنگ
✅: "ز سر تا میانش بیازید چنگ"، روا تر ست. چرا که، گرفتش بچپ گردن و "راست ران". ناحیه ی ران، در میانه ی بدن ست.
متن شماره 1935، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی