برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (406): مدار از تن خویش هرگز سپاس یا مدار از تن خویش هرگز هراس

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (406):
7887 - که تو نیک بختی و یزدان شناس
مدار از تن خویش هرگز سپاس
۲۵۱۴ – که تو نیک بختی و یزدان شناس
مدار از تن خویش هرگز هراس – خالقی
۳۷۸۹ – که: تو نیکبختی ز یزدان شناس،
مدار از تنِ خویش هرگز سپاس، – کزازی
*
پرسش: 
مدار از تن خویش هرگز سپاس
یا
مدار از تن خویش هرگز هراس
*
  پاسخ:
مدار از تن خویش هرگز سپاس
*
✅: مدار از تن خویش هرگز "سپاس"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: بخواند آن زمان بیژن گیو را/بدو "داد دست گو نیو "را. کیخسرو، در آخرین دم، دستِ گستهم را در دست گیو می نهد و امید زنده ماندن به گستهم می دهد و با این کار گیو ترس و بیم از مردن را کم رنگ میکند. از مرگ مَهَراس و سپاس دار یزدان برای وجود یاوری گیو باش که: همه مهر پروردگارست و بس/ندانم بگیتی جز او هیچ کس. سپاسدار یزدان باش. این توجه و اقبال را از یزدان بدان. 
متن شماره 2208، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (405): کجا رفته بودی به دشت نبرد؟ یا کجا رفته بودی ز دشت نبرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (405):
7862 - بپرسید و گفتش که ای شیر مرد
کجا رفته بودی ز دشت نبرد
۲۴۸۷ – بپرسید و گفتش که ای شیر مرد
کجا رفته بودی به دشت نبرد؟ – خالقی
۳۷۶۲ – بپرسید و گفتش که: ای شیر مرد!
کجا رفته بودی، به دشتِ نبرد؟ – کزازی
*
پرسش: 
کجا رفته بودی به دشت نبرد؟ 
یا
کجا رفته بودی ز دشت نبرد
*
  پاسخ:
کجا رفته بودی ز دشت نبرد
 
✅: کجا رفته بودی ز دشت نبرد، روا تر ست. عطف به بیت پسین: ز گستهم، بیژن، سخن یاد کرد/ز لهاک وز گرد فرشیدورد. بیژن، "از" دشت نبرد "به" پشت جبهه تورانیان(به درون سرحداتِ توران زمین) جایی که لهاک و فرشید ورد گریخته بودند اشاره دارد.
متن شماره 2207، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (404): سه اسب و سه کُشته برو بسته زار یا سه اسب و دو کشته برو بسته زار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (404):
7854 - سه اسب و دو کشته برو بسته زار
همی بینم از دور با یک سوار
۲۴۷۹ – سه اسب و سه کُشته برو بسته زار
همی بینم از دور با یک سُوار – خالقی
۳۷۵۴ – سه اسب و دو کشته بر او بسته زار،
همی بینم از دور، با یک سوار. – کزازی
*
پرسش: 
سه اسب و سه کُشته برو بسته زار
یا
سه اسب و دو کشته برو بسته زار
*
  پاسخ:
سه اسب و دو کشته برو بسته زار/همی بینم از دور با یک سوار
 
✅:  سه اسب و دو کشته برو بسته زار/همی بینم از دور با یک سوار، روا تر ست. عطف به بیت پسین: بر اسبان چو "لَهّاک و فرشیدورد"/فگنده نگونسار پُرخون و گَرد- یک اسب با سوار(بیژن) و دو اسب دیگر بر هر اسب، لهال و فرشیدورد.   
متن شماره 2206، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره ( 403): یکی توده کردند نزدیک شاه یا یکی توده کردند تا چرخِ ماه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره ( 403):
7847 - ز بر گستوان و ز رومی کلاه
یکی توده کردند نزدیک شاه
۲۴۷۲ – ز بَرگُستَوان و ز رومی کلاه
یکی توده کردند تا چرخِ ماه – خالقی
۳۷۴۷ – ز برگستوان و ز رومی کلاه،
یکی توده کردند، تا چرخِ ماه – کزازی
*
پرسش: 
یکی توده کردند نزدیک شاه
یا
یکی توده کردند تا چرخِ ماه
*
  پاسخ:
یکی توده کردند نزدیک شاه
 
✅: یکی توده کردند نزدیک "شاه"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: بفرمود "شاه جهان" تا سلیح/بیارند تیغ و سنان و رمیح. سلاح های غنیمت گرفته شده را نزد ک کیخسرو، انباشته کردند.
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (402): ز سر بر گرفتند گریان کلاه یا ز سر بر گرفتند یکسر کلاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (402):
7844 - چو ترکان شنیدند گفتار شاه
ز سر بر گرفتند یکسر کلاه
۲۴۷۰ – چو ترکان شنیدند گفتار شاه
ز سر بر گرفتند گریان کلاه – خالقی
۳۷۴۵ – چو ترکان شنیدند گفتارِ شاه،
ز سر برگرفتند گریان کلاه. – کزازی
*
پرسش: 
ز سر بر گرفتند گریان کلاه
یا
ز سر بر گرفتند یکسر کلاه
*
  پاسخ:
ز سر بر گرفتند یکسر کلاه
 
✅: ز سر بر گرفتند یکسر کلاه، به مناسبت و احترام "به پیروزی شاه(کیخسرو) خستو(معترف) شدند و یکسر(همگی)، کلاه از سر برداشتند. و
متن شماره 2204، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی