| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره ( 403): |
| 7847 - ز بر گستوان و ز رومی کلاه |
| یکی توده کردند نزدیک شاه |
| ۲۴۷۲ – ز بَرگُستَوان و ز رومی کلاه |
| یکی توده کردند تا چرخِ ماه – خالقی |
| ۳۷۴۷ – ز برگستوان و ز رومی کلاه، |
| یکی توده کردند، تا چرخِ ماه – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| یکی توده کردند نزدیک شاه |
| یا |
| یکی توده کردند تا چرخِ ماه |
| * |
| پاسخ: |
| یکی توده کردند نزدیک شاه |
| ✅: یکی توده کردند نزدیک "شاه"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: بفرمود "شاه جهان" تا سلیح/بیارند تیغ و سنان و رمیح. سلاح های غنیمت گرفته شده را نزد ک کیخسرو، انباشته کردند. |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (402): |
| 7844 - چو ترکان شنیدند گفتار شاه |
| ز سر بر گرفتند یکسر کلاه |
| ۲۴۷۰ – چو ترکان شنیدند گفتار شاه |
| ز سر بر گرفتند گریان کلاه – خالقی |
| ۳۷۴۵ – چو ترکان شنیدند گفتارِ شاه، |
| ز سر برگرفتند گریان کلاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| ز سر بر گرفتند گریان کلاه |
| یا |
| ز سر بر گرفتند یکسر کلاه |
| * |
| پاسخ: |
| ز سر بر گرفتند یکسر کلاه |
| ✅: ز سر بر گرفتند یکسر کلاه، به مناسبت و احترام "به پیروزی شاه(کیخسرو) خستو(معترف) شدند و یکسر(همگی)، کلاه از سر برداشتند. و |
| متن شماره 2204، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (401): |
| 7824 - سران سربسر نزد شاه آوریم |
| بسی پوزش اندر گناه آوریم |
| ۲۴۴۹ – سران سربسر پیش اوی آوریم |
| نه با کین و با گفت و گوی آوریم – خالقی |
| ۳۷۲۴ – سران، سربه سر، پیشِ اوی آوریم، |
| نه با کین و با گفت و گوی آوریم. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نه با کین و با گفت و گوی آوریم |
| یا |
| بسی پوزش اندر گناه آوریم |
| * |
| پاسخ: |
| بسی پوزش اندر گناه آوریم |
| ✅: سران سربسر نزد شاه آوریم/بسی پوزش اندر "گناه" آوریم، روا تر ست، عطف به گنهکار دانستن خود در بیت پیشین: سران سربسر نزد شاه آوریم/بسی پوزش اندر "گناه" آوریم. |
| متن شماره 2203، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (400): |
| 7807 - بفرمود او را فگندن به آب |
| بگفتا چنین بینم افراسیاب |
| ۲۴۳۰ – بفرمود از آن پس فگندن به آب |
| بگفتا: چُنین باید افراسیاب – خالقی |
| ۳۷۰۵ – بفرمودش آنگه فگندن بر آب، |
| بگفتا: چنین باید افراسیاب! – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بفرمود او را فگندن به آب/بگفتا چنین بینم افراسیاب |
| یا |
| بفرمودش آنگه فگندن بر آب،/بگفتا: چنین باید افراسیاب! |
| * |
| پاسخ: |
| بفرمود او را فگندن به آب/بگفتا چنین بینم افراسیاب |
| ✅: بفرمود او را فگندن به آب/بگفتا چنین بینم افراسیاب، روا تر ست. فرمان افکندن او را به آب داد، و گفت عاقبت افراسیاب را هم اینگونه می بینم. او را هم به آب خواهم داد. |
| متن شماره 2202، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (399): |
| 7802 - که دیوی چنین بر سیاوش گماشت |
| ندانم جزین کینه بر دل چه داشت |
| ۲۴۲۵ – که دیوی چُنین بر سیاوُش گماشت |
| ندانم جزین نیز کینه چه داشت – خالقی |
| ۳۷۰۰ – که دیوی چنین بر سیاوش گماشت، |
| ندانم جز این نیز کینه چه داشت! – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| ندانم جزین کینه بر دل چه داشت |
| یا |
| ندانم جز این نیز کینه چه داشت |
| * |
| پاسخ: |
| ندانم جزین کینه بر دل چه داشت |
| ✅: ندانم جزین کینه بر دل چه داشت، روا تر ست. نمی دانم که غیر از کینه ی رهاندن اسیران تورانی بدست سیاوش، چه کینه ی دیگری از سیاوش به دل داشت. |
| متن شماره 2201، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |