برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش ِ"کم بودن یا کم شدن ِ نام" یا " گم بودن یا گم شدنِ نام"؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
 ***
چالش ِ"کم بودن یا کم شدن ِ نام" یا " گم بودن یا گم شدنِ نام"؟
***
وجه غالبِ جایگاه تحقیر آمیز و سرزنش آلودِ "گم بودن" و  "گم گشتنِ" نام، نسبت به "کم بودن یا کم شدنِ" نام در شاهنامه
***
کزین کشتگان جان ما بیغمست/روان سیاوش زین خرمست
اگر هم چنین نزد شاه آوریم/شود شاد و زین پایگاه آوریم
که آشوب ترکان و ایرانیان/ازین بد کجا کم شد اندر میان 
و 
خسرو پرویز:
بمانم یکی خوبی اندر جهان/که نامم پس از مرگ نبود نهان
و
سیاوش:
شوم کشوری جویم اندر جهان/که نامم ز کاووس ماند "نهان"

کیخسرو به طوس نوذر:
بدشنام بگشاد لب شهریار/بران انجمن طوس را کرد خوار
ازان پس بدو گفت کای بدنشان/که گم باد نامت ز گردنکشان
نترسی همی از جهاندار پاکز گردان نیامد ترا شرم و باک

رستم:
که اکنون چه داری ز رستم نشان/که "کم" باد نامش ز گردنکشان
و
کنون گستهم شد بجنگ دو تن/نباید که آید برو برشکن
همه کام ما بازگردد بدرد/چو "کم" گردد از لشکر آن رادمرد 
بهادر امیرعضدی
.........................................................................
پ ن: 

معمول و متعارف بودن "گمنامی" و ناماًنوس و نا متعارف بودن "کمنامی".  

چالش شماره (407): ندانم بگیتی جز او هیچ کس یا نه دانش پژوهست و نه مهرِ کس یا نه دانش پژوهد نه مردی، ز کس

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (407):
7888 - همه مهر پروردگارست و بس
ندانم بگیتی جز او هیچ کس
۲۵۱۲ – همه مهرِ پروردگارست و بس
نه دانش پژوهست و نه مهرِ کس – خالقی
۳۷۸۷ – همه مهر پروردگار است و بس!
نه دانش پژوهد نه مردی، ز کس. – کزازی
*
پرسش: 
ندانم بگیتی جز او هیچ کس
یا
نه دانش پژوهست و نه مهرِ کس 
یا
نه دانش پژوهد نه مردی، ز کس
*
  پاسخ:
ندانم بگیتی جز او هیچ کس
*
✅: ندانم بگیتی جز او هیچ کس، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "که اویست جاوید فریادرس/بسختی نگیرد جز او دست کس"، یاری از پروردگار بخواه.
___________________________________________________
پ ن:
382 بیت از مجموعِ 2560 بیت های بخش یازده رخِ  چاپ خالق و کزازی، با چاپ مسکو تفاوت دارند. حدودا، 15%
متن شماره 2209، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی

چالش شماره (406): مدار از تن خویش هرگز سپاس یا مدار از تن خویش هرگز هراس

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (406):
7887 - که تو نیک بختی و یزدان شناس
مدار از تن خویش هرگز سپاس
۲۵۱۴ – که تو نیک بختی و یزدان شناس
مدار از تن خویش هرگز هراس – خالقی
۳۷۸۹ – که: تو نیکبختی ز یزدان شناس،
مدار از تنِ خویش هرگز سپاس، – کزازی
*
پرسش: 
مدار از تن خویش هرگز سپاس
یا
مدار از تن خویش هرگز هراس
*
  پاسخ:
مدار از تن خویش هرگز سپاس
*
✅: مدار از تن خویش هرگز "سپاس"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: بخواند آن زمان بیژن گیو را/بدو "داد دست گو نیو "را. کیخسرو، در آخرین دم، دستِ گستهم را در دست گیو می نهد و امید زنده ماندن به گستهم می دهد و با این کار گیو ترس و بیم از مردن را کم رنگ میکند. از مرگ مَهَراس و سپاس دار یزدان برای وجود یاوری گیو باش که: همه مهر پروردگارست و بس/ندانم بگیتی جز او هیچ کس. سپاسدار یزدان باش. این توجه و اقبال را از یزدان بدان. 
متن شماره 2208، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (405): کجا رفته بودی به دشت نبرد؟ یا کجا رفته بودی ز دشت نبرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (405):
7862 - بپرسید و گفتش که ای شیر مرد
کجا رفته بودی ز دشت نبرد
۲۴۸۷ – بپرسید و گفتش که ای شیر مرد
کجا رفته بودی به دشت نبرد؟ – خالقی
۳۷۶۲ – بپرسید و گفتش که: ای شیر مرد!
کجا رفته بودی، به دشتِ نبرد؟ – کزازی
*
پرسش: 
کجا رفته بودی به دشت نبرد؟ 
یا
کجا رفته بودی ز دشت نبرد
*
  پاسخ:
کجا رفته بودی ز دشت نبرد
 
✅: کجا رفته بودی ز دشت نبرد، روا تر ست. عطف به بیت پسین: ز گستهم، بیژن، سخن یاد کرد/ز لهاک وز گرد فرشیدورد. بیژن، "از" دشت نبرد "به" پشت جبهه تورانیان(به درون سرحداتِ توران زمین) جایی که لهاک و فرشید ورد گریخته بودند اشاره دارد.
متن شماره 2207، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (404): سه اسب و سه کُشته برو بسته زار یا سه اسب و دو کشته برو بسته زار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (404):
7854 - سه اسب و دو کشته برو بسته زار
همی بینم از دور با یک سوار
۲۴۷۹ – سه اسب و سه کُشته برو بسته زار
همی بینم از دور با یک سُوار – خالقی
۳۷۵۴ – سه اسب و دو کشته بر او بسته زار،
همی بینم از دور، با یک سوار. – کزازی
*
پرسش: 
سه اسب و سه کُشته برو بسته زار
یا
سه اسب و دو کشته برو بسته زار
*
  پاسخ:
سه اسب و دو کشته برو بسته زار/همی بینم از دور با یک سوار
 
✅:  سه اسب و دو کشته برو بسته زار/همی بینم از دور با یک سوار، روا تر ست. عطف به بیت پسین: بر اسبان چو "لَهّاک و فرشیدورد"/فگنده نگونسار پُرخون و گَرد- یک اسب با سوار(بیژن) و دو اسب دیگر بر هر اسب، لهال و فرشیدورد.   
متن شماره 2206، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی