| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (401): |
| 7824 - سران سربسر نزد شاه آوریم |
| بسی پوزش اندر گناه آوریم |
| ۲۴۴۹ – سران سربسر پیش اوی آوریم |
| نه با کین و با گفت و گوی آوریم – خالقی |
| ۳۷۲۴ – سران، سربه سر، پیشِ اوی آوریم، |
| نه با کین و با گفت و گوی آوریم. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نه با کین و با گفت و گوی آوریم |
| یا |
| بسی پوزش اندر گناه آوریم |
| * |
| پاسخ: |
| بسی پوزش اندر گناه آوریم |
| ✅: سران سربسر نزد شاه آوریم/بسی پوزش اندر "گناه" آوریم، روا تر ست، عطف به گنهکار دانستن خود در بیت پیشین: سران سربسر نزد شاه آوریم/بسی پوزش اندر "گناه" آوریم. |
| متن شماره 2203، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (400): |
| 7807 - بفرمود او را فگندن به آب |
| بگفتا چنین بینم افراسیاب |
| ۲۴۳۰ – بفرمود از آن پس فگندن به آب |
| بگفتا: چُنین باید افراسیاب – خالقی |
| ۳۷۰۵ – بفرمودش آنگه فگندن بر آب، |
| بگفتا: چنین باید افراسیاب! – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بفرمود او را فگندن به آب/بگفتا چنین بینم افراسیاب |
| یا |
| بفرمودش آنگه فگندن بر آب،/بگفتا: چنین باید افراسیاب! |
| * |
| پاسخ: |
| بفرمود او را فگندن به آب/بگفتا چنین بینم افراسیاب |
| ✅: بفرمود او را فگندن به آب/بگفتا چنین بینم افراسیاب، روا تر ست. فرمان افکندن او را به آب داد، و گفت عاقبت افراسیاب را هم اینگونه می بینم. او را هم به آب خواهم داد. |
| متن شماره 2202، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (399): |
| 7802 - که دیوی چنین بر سیاوش گماشت |
| ندانم جزین کینه بر دل چه داشت |
| ۲۴۲۵ – که دیوی چُنین بر سیاوُش گماشت |
| ندانم جزین نیز کینه چه داشت – خالقی |
| ۳۷۰۰ – که دیوی چنین بر سیاوش گماشت، |
| ندانم جز این نیز کینه چه داشت! – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| ندانم جزین کینه بر دل چه داشت |
| یا |
| ندانم جز این نیز کینه چه داشت |
| * |
| پاسخ: |
| ندانم جزین کینه بر دل چه داشت |
| ✅: ندانم جزین کینه بر دل چه داشت، روا تر ست. نمی دانم که غیر از کینه ی رهاندن اسیران تورانی بدست سیاوش، چه کینه ی دیگری از سیاوش به دل داشت. |
| متن شماره 2201، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (398): |
| 7801 - همانا که کاوس بد کرده بود |
| بپاداش ازو زهر و کین آزمود |
| ۲۴۲۴ – همانا که کاوس بد کرده بود |
| به پاداش تا باز کین آزمود – خالقی |
| ۳۶۹۹ – همانا که کاوس بد کرده بود، |
| به پاداش تا باز کین آزمود، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| به پاداش تا باز کین آزمود |
| یا |
| بپاداش ازو زهر و کین آزمود |
| * |
| پاسخ: |
| بپاداش ازو زهر و کین آزمود |
| ✅: بپاداش ازو زهر و کین آزمود، روا تر ست. "به پاداشِ" رادی و سخاوت سیاوش در نکشتن و رهاندن اسیران تورانی، او را به "آزمونِ" گزیدن یا نگزیدن در کشتار اسیران و کین توزی از یکسو و کین خویی و نکشتن و فتوت و مهرورزی از دیگر سو، در انداخت. |
| متن شماره 2200، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (397): |
| 7795 - نهادند مر پهلوان را بگاه |
| کمر بر میان و بسر برکلاه |
| ۲۴۱۸ – نهادند مر پهلوان را به گاه |
| کمر بر میان و به سربر کلاه – خالقی |
| ۳۶۹۳ – نِهادند مر پهلوان را به گاه، |
| کمر بر میان نه، نه بر سر کلاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| کمر بر میان و بسر برکلاه |
| یا |
| کمر بر میان نه، نه بر سر کلاه |
| * |
| پاسخ: |
| کمر بر میان و بسر برکلاه |
| ✅: نهادند مر پهلوان را بگاه/کمر بر میان و بسر برکلاه، روا تر ست. کیخسرو، دفن با عزت و احترام جسدِ پیران را با کمر و کلاه در خور دانسته، نه بی کمر و بدون کلاه. |
| متن شماره 2199، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |