| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (398): |
| 7801 - همانا که کاوس بد کرده بود |
| بپاداش ازو زهر و کین آزمود |
| ۲۴۲۴ – همانا که کاوس بد کرده بود |
| به پاداش تا باز کین آزمود – خالقی |
| ۳۶۹۹ – همانا که کاوس بد کرده بود، |
| به پاداش تا باز کین آزمود، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| به پاداش تا باز کین آزمود |
| یا |
| بپاداش ازو زهر و کین آزمود |
| * |
| پاسخ: |
| بپاداش ازو زهر و کین آزمود |
| ✅: بپاداش ازو زهر و کین آزمود، روا تر ست. "به پاداشِ" رادی و سخاوت سیاوش در نکشتن و رهاندن اسیران تورانی، او را به "آزمونِ" گزیدن یا نگزیدن در کشتار اسیران و کین توزی از یکسو و کین خویی و نکشتن و فتوت و مهرورزی از دیگر سو، در انداخت. |
| متن شماره 2200، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (397): |
| 7795 - نهادند مر پهلوان را بگاه |
| کمر بر میان و بسر برکلاه |
| ۲۴۱۸ – نهادند مر پهلوان را به گاه |
| کمر بر میان و به سربر کلاه – خالقی |
| ۳۶۹۳ – نِهادند مر پهلوان را به گاه، |
| کمر بر میان نه، نه بر سر کلاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| کمر بر میان و بسر برکلاه |
| یا |
| کمر بر میان نه، نه بر سر کلاه |
| * |
| پاسخ: |
| کمر بر میان و بسر برکلاه |
| ✅: نهادند مر پهلوان را بگاه/کمر بر میان و بسر برکلاه، روا تر ست. کیخسرو، دفن با عزت و احترام جسدِ پیران را با کمر و کلاه در خور دانسته، نه بی کمر و بدون کلاه. |
| متن شماره 2199، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (396): |
| 7794 - نهاد اندرو تختهای گران |
| چنانچون بود در خور مهتران |
| ۲۴۱۷ – نهاده درو تختهای سران |
| چُنان چون بود در خور مهتران – خالقی |
| ۳۶۹۲ – نهاده در او تختهایِ سران، |
| چنانچون بُوَد در خور ِمهتران. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نهاده درو |
| یا |
| نهاد اندرو |
| * |
| پاسخ: |
| نهاد اندرو |
| ✅: "نهاد" اندرو تختهای گران/چنانچون بود در خور مهتران، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: یکی دخمه "فرمود" خسرو بمهر/بر آورده سر تا بگردان سپهر. "فرمود" - "نهاد". تختهای گران درخور مهتران ست. |
| متن شماره 2198، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (395): |
| 7790 - بفرمود تا مشک و کافور ناب |
| بعنبر برآمیخته با گلاب |
| ۲۴۱۳ – بفرمود پس مشک و کافور ناب |
| به قیر اندرآمیخته با گلاب – خالقی |
| ۳۶۸۸ – بفرمود پس مشک و کافورِ ناب، |
| به قیر اندر آمیختن با گلاب. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بعنبر برآمیخته با گلاب |
| یا |
| به قیر اندرآمیخته با گلاب |
| یا |
| به قیر اندر آمیختن با گلاب. |
| * |
| پاسخ: |
| ✅: بفرمود تا مشک و کافور ناب/بعنبر برآمیخته با گلاب، روا تر ست. با آمیزه ی چهار گانه یی از بوهای خوش" تنش را بیالود زان سربسر/بکافور و مشکش بیاگند سر" و از سویی هم، قیر در مایعات یا محلول گلاب، حل نمی شود. تن و سر پیران را بیالودند به: تنش را بیالود زان سربسر/بکافور و مشکش بیاگند سر - |
| متن شماره 2197، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (394): |
| 7777 - چنان مهربان بود دژخیم شد |
| وزو شهر ایران پر از بیم شد |
| ۲۴۰۰ – چُنان مهربان بود، بدخیم گشت |
| وُ زو شهر ایران پُر از بیم گشت – خالقی |
| ۳۶۷۵ – چنان مهربان بود، بَدخیم گشت، |
| و زاو، شهرِ ایران پر از بیم گشت. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چُنان مهربان بود، بدخیم گشت |
| یا |
| چنان مهربان بود دژخیم شد |
| * |
| پاسخ: |
| چنان مهربان بود دژخیم شد |
| ✅: چنان مهربان بود دژخیم شد، روا تر ست. پیران، ابتدا بسان فرشته یی بی آزار و مهربان بود ولی بفرجام، بد نهاد و شیطان خو و شد. دُژخیم چندین و چند بار در شاهنامه قید شده ولی واژه ی بدخیم در شاهنامه نیامده. |
| متن شماره 2196، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |