و.ک(275)
960823
بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
اظهار نظر فردوسی در باره سستی هزار بیت دقیقی:
چو این نامه افتاد در دست من / به ماه گراینده شد شست من -
نگه کردم این نظم سست آمدم / بسی بیت نا تندرست آمدم -
من این زان بگفتم که تا شهریار / بداند سخن گفتن نابکار -
سخن چون بدین گونه بایدت گفت / مگو و مکن طبع با رنج جفت -
چو بند روان بینی و رنج تن / به کانی که گوهر نبینی مکن -
چو طبعی نباشد چو آب روان / مبر سوی این نامه ی خسروان -
دهن گر بماند ز خوردن تهی / ازان به که ناساز خوانی، نهی -
.............................................................................
پ ن :
چه این بیت ها از فردوسی باشد یا نباشد، عاری از هر گونه تعصب، هواداری و دگم ِ فردوسی پرستی و بی آنکه بخواهیم شان و منزلت و جایگاه ویژه ایی که دقیقی در گستره ی شعر و ادب ِ پارسی دارد را زیر سوال برده باشیم، نوای نحیف و نزار ِ دقیقی هرگز به سلاست، وزن، استحکام و غُرّش ِ تندر آسای کلام ِ ستبر، موزون و آهنگین ِ فردوسی، نمی رسد.
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "سپاهیان" را نیز نثار می بخشد ( 4 )
***
هدیه و نثار به سپاهیان:
وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –
تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –
به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی -
***
از ایوان همه گنج او بازجست / بگفتند با او یکایک درست -
غلامان و اسپ و پرستندگان / همان مایهور خوب رخ بندگان -
در گنج دینار و پرمایه تاج / همان گوهر و دیبه و تخت عاج -
یکایک ز هر سو به چنگ آمدش / بسی گوهر از گنجِ گَنگ آمدش -
« سپه سر به سر زان توانگر شدند » / ابا یاره و تخت و افسر شدند –
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "پهلوانان " را نیز نثار می بخشد ( 3 )
***
نثار دادنِ رستم به گودرز کشوادگان
***
وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –
تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –
به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی –
***
یکی تاج پرگوهر شاهوار / دو تا یاره و طوق با گوشوار -
سپیجاب و سغدش به گودرز داد / بسی پند و منشور آن مرز داد -
ستودش فراوان و کرد آفرین / که چون تو کسی نیست ز ایران زمین –
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "شاهزادگان" را نیز نثار می بخشد ( 2 )
***
نثار دادنِ رستم به "شاهزاده" فریبرزِ کاووس
***
وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –
تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –
به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی –
***
فریبرز کاووس را تاج زر / فرستاد و دینار و تخت و کمر -
بدو گفت سالار و مهتر توی / سیاووشِ رد را برادر توی -
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "شاهزادگان" را نیز نثار می بخشد ( 1 )
***
نثار دادنِ رستم به "شاهزاده" طوسِ نوذر
***
وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –
تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –
به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی –
***
یکی طوس را داد زان تخت عاج / همان یاره و طوق و منشور چاچ -