برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

اظهار نظر فردوسی در باره سستی هزار بیت دقیقی

و.ک(275)

960823

 بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی

***

اظهار نظر فردوسی در باره سستی هزار بیت دقیقی:

 چو این نامه افتاد در دست من / به ماه گراینده شد شست من -

 نگه کردم این نظم سست آمدم / بسی بیت نا تندرست آمدم -

 من این زان بگفتم که تا شهریار / بداند سخن گفتن نابکار -

 سخن چون بدین گونه بایدت گفت / مگو و مکن طبع با رنج جفت - 

چو بند روان بینی و رنج تن / به کانی که گوهر نبینی مکن -

 چو طبعی نباشد چو آب روان / مبر سوی این نامه ی خسروان - 

دهن گر بماند ز خوردن تهی / ازان به که ناساز خوانی، نهی - 

.............................................................................

 پ ن :

چه این بیت ها از فردوسی باشد یا نباشد، عاری از هر گونه تعصب، هواداری و دگم ِ فردوسی پرستی و بی آنکه بخواهیم شان و منزلت و جایگاه ویژه ایی که دقیقی در گستره ی شعر و ادب ِ پارسی دارد را زیر سوال برده باشیم، نوای نحیف و نزار ِ دقیقی هرگز به سلاست، وزن، استحکام و غُرّش ِ تندر آسای کلام ِ ستبر، موزون و آهنگین ِ فردوسی، نمی رسد.


چند بیت "سست" دقیقی:
هران کز میان باره انگیزند/بگرداندش پشت و بگریزند- 
*
 سپاهش ندادند پاسوخ باز/بترسیده بد لشکر سرفراز- 

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "سپاهیان" را نیز نثار می بخشد ( 4 )

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "سپاهیان" را نیز نثار می بخشد ( 4 )

***

هدیه و نثار به سپاهیان:

وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –

  تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –

 به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی - 

***

 از ایوان همه گنج او بازجست / بگفتند با او یکایک درست - 

غلامان و اسپ و پرستندگان / همان مایه‌ور خوب رخ بندگان - 

در گنج دینار و پرمایه تاج / همان گوهر و دیبه و تخت عاج -

 یکایک ز هر سو به چنگ آمدش / بسی گوهر از گنجِ گَنگ آمدش - 

« سپه سر به سر زان توانگر شدند » / ابا یاره و تخت و افسر شدند –

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "پهلوانان " را نیز نثار می بخشد ( 3 )

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "پهلوانان " را نیز نثار می بخشد ( 3 )

***

نثار دادنِ رستم به گودرز کشوادگان

***

وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –

  تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –

 به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی – 

***

یکی تاج پرگوهر شاهوار / دو تا یاره و طوق با گوشوار -

 سپیجاب و سغدش به گودرز داد / بسی پند و منشور آن مرز داد - 

ستودش فراوان و کرد آفرین / که چون تو کسی نیست ز ایران زمین – 

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "شاهزادگان" را نیز نثار می بخشد ( 2 )

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "شاهزادگان" را نیز نثار می بخشد ( 2 )

***

نثار دادنِ رستم به "شاهزاده" فریبرزِ کاووس

***

وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین –

  تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –

 به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی – 

***

فریبرز کاووس را تاج زر / فرستاد و دینار و تخت و کمر -

 بدو گفت سالار و مهتر توی / سیاووشِ رد را برادر توی -  

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "شاهزادگان" را نیز نثار می بخشد ( 1 )

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

رستمِ "تاج بخش"، علاوه بر پادشاهان، با گشاده دستی، "شاهزادگان" را نیز نثار می بخشد ( 1 )

***

نثار دادنِ رستم به "شاهزاده" طوسِ نوذر

***

وز آن جایگه شاه توران زمین / بیاورد لشکر به دریای چین – 

 تهمتن نشست از بر تخت اوی / به خاک اندر آمد سر بخت اوی –

 به ماچین و چین آمد این آگهی / که بنشست رستم به شاهنشهی – 

***

یکی طوس را داد زان تخت عاج / همان یاره و طوق و منشور چاچ -