برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (355): که شیریّ و نخچیرِ تو نرّه گور یا که شیری و بدخواه تو همچو گور

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (355):
7562 - بدو گفت نیک اختری تو ز هور
که شیری و بدخواه تو همچو گور
۲۱۸۱ – بدو گفت: نیک اختری تو ز هور
که شیری و نخجیر تو نرّه گور – خالقی
۳۴۵۶ – بدو گفت: نیک اختری تو، ز هور،
که شیریّ و نخچیرِ تو نرّه گور. – کزازی
*
پرسش: 
که شیریّ و نخچیرِ تو نرّه گور
یا
که شیری و بدخواه تو همچو گور
*
  پاسخ:
که شیری و بدخواه تو همچو گور
 
✅: که شیری و "بدخواه" تو همچو گور، روا تر ست. دلداری گودرز به نستهین ست: به خودت بد گمان مباش. تو همسان شیری و بداندیش تو(لهاک) "همچو گور". "چو لَهّاک سیصد شکار تو باد!".
متن شماره 2157، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (354): به پیشِ سپه نیز، بودم بپای یا بپیش سپه برببودن بپای

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (354):
7558 - سپردی مرا کوس و پرده سرای
  بپیش سپه برببودن بپای
۲۱۷۷ – سپردی مرا کوس و پرده سرای
  به پیش سپه نیز بودم به پای – خالقی
۳۴۵۲ – سپردی مرا کوس و پرده سرای،
  به پیشِ سپه نیز، بودم بپای. – کزازی
*
پرسش: 
 به پیشِ سپه نیز، بودم بپای
یا
  بپیش سپه برببودن بپای
*
  پاسخ:
بپیش سپه برببودن بپای
 
✅: بپیش سپه "برببودن" بپای، روا تر ست. "بر ببودن "(بودن برای، به جهت، به خاطر) -  "به پای)پایداری) مرا به پاسداری از پرده سرا و ملزومات گماردی و از جنگیدن محروم داشتی. مرا بپّایِ پردسرا برگماردی.
متن شماره 2156، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (353): تنی چند کشتند از ایرانیان/ همیدون رفتند بسته میان یا تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (353):
7549 - تنی هشت کشتند ایرانیان
 دو تن تیز رفتند بسته میان
۲۱۶۹ – تنی چند کشتند از ایرانیان
 همیدون رفتند بسته میان – خالقی
۳۴۴۴ – تنی هشت کشتند، از ایرانیان،
هم ایدون برفتند، بسته میان. – کزازی
*
پرسش: 
تنی چند کشتند از ایرانیان/ همیدون رفتند بسته میان
یا
تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان
*
  پاسخ:
تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان


✅: تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان روا تر ست.چرا که، عطف به چند بیت پیشتر :
برفتند با نامور ده سوار/دلیران و شایستهٔ کارزار
هشت نفرشان کشته و لهاک و فرشید ورد هم اسیر.
متن شماره 2155، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (352): ز ایرانیان، کشته شد هشت مرد، یا بکشتند ایرانیان هشت مرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (352):
7543 – بکشتند ایرانیان هشت مرد
دلیران و شیران روز نبرد
۲۱۶۳ – از ایرانیان کُشته شد هشت مرد
دِلیران و شیران روز نبرد – خالقی
۳۴۳۷ - ز ایرانیان، کشته شد هشت مرد،
دلیران و شیرانِ روزِ نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
ز ایرانیان، کشته شد هشت مرد،
یا
بکشتند ایرانیان هشت مرد
*
  پاسخ:
بکشتند ایرانیان هشت مرد
 
✅: بکشتند ایرانیان هشت مرد، روا تر ست. عطف به بیت پسین. ز ترکان جزین دو سرافراز گرد/ز دست طلایه دگر جان نبرد"، سپاه گودرز هشت سرتافته ی تورانی را کشته اند.
متن شماره 2154، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (351): همه "کین" از ایشان بباید کشید یا همی "کینه" زینشان بباید کشید

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (351):
7516 - زمان تا زمان لشکر آید پدید
همی "کینه" زینشان بباید کشید
۲۱۳۵ – زمان تا زمان لشکر آید پدید
همه کین ازینشان بباید کشید – خالقی
۳۴۱۰ – زمان تا زمان، لشکر آید پدید‌،
همه کین از ایشان بباید کشید. – کزازی
*
پرسش: 
همه "کین" از ایشان بباید کشید
یا
همی "کینه" زینشان بباید کشید
*
  پاسخ:
همی "کینه" زینشان بباید کشید
 
✅: همی "کینه" زینشان بباید کشید، روا تر ست. عطف به بیت پسین، حاکی از سخن(مذاکره) و نه (کین خواهیِ) گودرز که سرِ کین خواهی ندارد:  "ز هرگونه رانیم یکسر سخن/جز از خواست یزدان نباشد ز بن". همی(همانا که) "کینه"(کینجویی، کینخویی، ستیزه جویی) رااز ایشان بباید کشید، روا تر ست تا "کین"(خون، کینخواه، خون خواهی) تاکید، بیشتر بر "کینجویی" و دشمن خوییِ تورانیان ست و "کین خواهیِ" ایرانیان.
متن شماره 2153، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی