برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
هوش، رای و خرد در شاهنامه.
***
شاهنامه ایفاگر نقش و نمایاننده ی یگانه و بی بدیل "هوش و رای و خرد" ست:
واژه های به هم پیوسته ی رای، تدبیر، شور و مشاوره، شایسته سالاری و هم افزایی در جای جای شاهنامه ی کوه پیکر حکیم فردوسی خرد پیشه، موج می زند.
فردوسی، در باب مردم(نوع بشر) میزان، متر و معیار سنجه ی "انسان و انسانیت" را در هوش و رای و خرد می انگارد:
چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
پذیرندهٔ هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
شور و مشاوره، جایگاه رفیعی در شاهنامه دارد:
همه رای با کاردانان زنیم
به تدبیر پشت هوا بشکنیم
ز دستور پرسیم یکسر سخن
چو کاری نو افگند خواهم ز بن
و
امور را با پیشه گرفتن تدبیر و رای و خرد پیش می برند:
بتدبیر کردن سوی پهلوان
برفتند بیدار پیر و جوان
فردوسی باورمند نقش والای خرد ست و گفتار خود را از غربال خرد می گذارند، و آنگاه به نگارش و متنِ مکتوب می آراید:
"خرد خام گفتار ها را پزد".
بهادر امیرعضدی