برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (350): یکایک بخوناب داده سنان(به خون آب داده). یا یکایک، به خون آب داده سنان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (350):
7513 - وگر جنگ را گرد کرده عنان
یکایک بخوناب داده سنان     
۲۱۳۲ – وُ گر جنگ را گِرد کرده عِنان
یکایک به خون آب داده سِنان – خالقی
۳۴۰۷ – وگر، جنگ را، گِرد کرده عِنان،
یکایک، به خون آب داده سِنان. – کزازی
*
پرسش: 
یکایک بخوناب داده سنان(به خون آب داده).     
یا
یکایک، به خون آب داده سنان
*
  پاسخ:
هرسه، روا ست.
 
✅: بخوناب داده، مراد، همان به خون آب داده ست. تا به "خونابه" داده.  چون معمولا، واژه ها در چاپ مسکو، پیوسته و متصل ست.
متن شماره 2152، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (349): "بس از لشکر خویش" تیمار خورد یا بس از زیستن نیز، تیمار خُوَرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (349):
7506 - بس از لشکر خویش تیمار خورد
ز گودرز پیمان ستد در نبرد
۲۱۲۵ – پس از زیستن خویش تیمار خَورد
ز گودرز پیمان سِتَد در نبرد – خالقی
۳۴۰۰ – بس از زیستن نیز، تیمار خُوَرد:
ز گودرز پیمان ستد در نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
 "بس از لشکر خویش" تیمار خورد
یا
بس از زیستن نیز، تیمار خُوَرد:
*
  پاسخ:
 "بس از لشکر خویش" تیمار خورد
 
✅: "بس از لشکر خویش" تیمار خورد، روا تر ست. تا "پس از لشکر خویش". "بس"(بسی،بسیار) "تیمار"گرِ "لشکر"یانش بود و از گودرز، "پیمان"(امان نامه) برای سپاهیانش "بستد" ستاند.
متن شماره 2151، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (348): همانا که نیک است "با" ایزدش، یا همانا که نیک است کار ایزدیش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (348):
7505 - بدان گیتی افتاد نیک و بدش
همانا که نیک است با ایزدش
۲۱۲۴ – بدان گیتی افتاد نیک و بدیش
همانا که نیکست کار ایزدیش – خالقی
۳۳۹۹ – بدان گیتی افتاد نیک و بدیش،
همانا که نیک است کار ایزدیش. – کزازی
*
پرسش: 
همانا که نیک است "با" ایزدش، 
یا
همانا که نیک است کار ایزدیش
*
  پاسخ:
همانا که نیک است "با" ایزدش، 
 
✅: بدان گیتی افتاد نیک و بدش/همانا که نیک است "با" ایزدش، روا تر ست تا "کار" ایزدش. "با" فرجام داوری و سنجش ایزد، نیک و بدش به نیکی سنجیده خواهد شد.مترادفِ  واگذارش، "با" خداست.  قضاوتِ نیک و بدش، "با" خدا ست
متن شماره 2150، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (347): بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن یا به شمشیر، کرده جدا جان ز تن،

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (347):
7500 - بشمشیر کرده جدا سر ز تن
نیابد همی کشته گور و کفن
۲۱۱۹ – به شمشیر کرده جدا جان ز تن
نیابد همی کُشته گور و کفن – خالقی
۳۳۹۴ – به شمشیر، کرده جدا جان ز تن،
نیابد همی کُشته گور و کفن. – کزازی
*
پرسش: 
بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن
یا
به شمشیر، کرده جدا جان ز تن،
*
  پاسخ:
بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن
 
✅: بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن، روا تر ست تا به شمشیر کرده جدا جان ز تن. جدا شدن جان، روح و روان، بخاطر جدا شدن "سر" ز تن ست که حادث می شود
متن شماره 2149، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (346): بر "کینه" کشته شود یا بر کینه گه کُشته شد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (346):
7499 - چنین راند بر سر ورا روزگار
که بر کینه کشته شود زار و خوار
۲۱۱۸ – چُنین راند بر سر وُرا روزگار
که بر کینه گه کُشته شد زار و خوار – خالقی
۳۳۹۳ – چنین راند بر سر ورا روزگار،
که بر کینه کشته شود زار و خوار – کزازی
*
پرسش: 
 بر "کینه" کشته شود
یا
بر کینه گه کُشته شد
*
  پاسخ:
 بر "کینه" کشته شود
 
✅: بر "کینه" کشته شود، روا تر ست. خواست روزگار، این بود که بر "کینه خواهی(کین خواهی، خون خواهی، انتقام) برادران و همرزمانش "کشته شود".
متن شماره 2148، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی