برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (368): تو بی من "مپویی" بروز نبرد یا تو بی من نکوبی به روز نبرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (368):
7631 - تو بی من مپویی بروز نبرد
منت یار باشم بهر کارکرد
۲۲۵۰ – تو بی من نکوبی به روز نبرد
منت یار باشم به هر کارکرد – خالقی
۳۵۲۵ – تو بی من نکوبی، به روزِ نبرد،
مَنَت یار باشم، به هر کارکرد. – کزازی
*
پرسش: 
 تو بی من "مپویی" بروز نبرد
یا
تو بی من نکوبی به روز نبرد
*
  پاسخ:
 تو بی من "مپویی" بروز نبرد
 
✅: تو بی من "مپویی" بروز نبرد، روا تر ست. بدون همراهی من(مپویی، نمی روی، دنبال نمی کنی)، نمی روی(نباید بروی)، مگر اینکه با تو همراه باشم.
متن شماره 2170، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (367): که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره یا که کار گذشته نیاری به یاد/بپیچی به خیره

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (367):
7624 - که کار گذشته بیاری بیاد
نپیچی بخیره همی سر زداد
۲۲۴۳ – که کار گذشته نیاری به یاد
بپیچی به خیره همی سر ز داد – خالقی
۳۵۱۸ – که کارِ گذشته به یاری به یاد،
نپیچی، به خیره، همی سر زداد. – کزازی
*
پرسش: 
که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره همی سر زداد
یا
که کار گذشته نیاری به یاد/بپیچی به خیره همی سر ز داد
*
  پاسخ:
که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره همی سر زداد
 
✅: که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره همی سر زداد،" جزین بر تو مردم گمانی برند"، جزین(لاقید و بی تفاوتی تو به گستهم)، لاقیدی تو را بر نمی تابند و باور ندارند. "مگر جنگ لاون ترا یاد نیست؟" انتظار دارند که به پاسِ ایثار و جانثاری گستهم در جنگ پَشَن،"  که کار گذشته(گستهم را) بیاری بیاد" و "نپیچی بخیره همی سر زداد"(از دادگری سر بر نتابی)  مباد که با خیره سری و لاقیدی، از دادپیشگی سر بر بتابی و گستهم را پشتیبانی نکنی.
متن شماره 2169، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (366): نجوید ز گیتی چنین کام خویش یا نیابد ز گیتی بسی نامِ خویش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (366):
7620 - کسی کو بجوید سرانجام خویش
نجوید ز گیتی چنین کام خویش
۲۲۳۹ – کسی کو بجوید سرانجام خویش
نیابد ز گیتی بسی نام خویش – خالقی
۳۵۱۴ – کسی کو بجوید سرانجامِ خویش،
نیابد ز گیتی بسی نامِ خویش. – کزازی
*
پرسش: 
نجوید ز گیتی چنین کام خویش
یا
نیابد ز گیتی بسی نامِ خویش
*
  پاسخ:
نجوید ز گیتی چنین کام خویش
 
✅: نجوید ز گیتی چنین کام خویش، روا تر ست. جویای کامیابی از "گیتی"(دهر، چرخ، سرنوشت)، مباش که دهر بسی غدار ست. " تو چندین بگرد زمانه مپوی".
متن شماره 2168، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (365): بدین ده شبانروز بر پشتِ زین، یا بُدی ده شبان روز بر پشت زین

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (365):
7616 – "بُدی" ده شبان روز بر پشت زین
کشیده ببدخواه بر تیغ کین
۲۲۳۵ – بدین ده شبانروز بر پشتِ زین
کشیده به بدخواه بر تیغِ کین، – خالقی
۳۵۱۰ – بدین ده شبانروز بر پشتِ زین،
کشیده به بدخواه بر، تیغِ کین. – کزازی
*
پرسش: 
بدین ده شبانروز بر پشتِ زین،
یا
بُدی ده شبان روز بر پشت زین
*
  پاسخ:
 
✅: "بُدی" ده شبان روز بر پشت زین، ده شبانه روز ... بسودی بخفتان و خود اندرون
متن شماره 2167، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (364): به پیران سر، از من چه خواهی؟ بگوی یا بپیران سر از من چه باید بگوی

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (364):
7614 - بهر کار درد دلم را مجوی
بپیران سر از من چه باید بگوی
۲۲۳۳ –  به هر کار دردِ دلِ من مجوی!
به پیران سر از من چه خواهی؟ بگوی! – خالقی
۳۵۰۸ – به هر کار، دردِ دلِ من مجوی،
به پیران سر، از من چه خواهی؟ بگوی. – کزازی
*
پرسش: 
به پیران سر، از من چه خواهی؟ بگوی
یا
بپیران سر از من چه باید بگوی
*
  پاسخ:
بپیران سر از من چه باید بگوی
 
✅: بپیران سر از من "چه باید" بگوی، چه انتظاری از من نداری چجور "باید" می باشم. چه رفتاری غیر ازین "بایسته" ی من هست . جز از تو بگیتیم فرزند نیست.
متن شماره 2166، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی