برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (104): نیاید که با من کند کارزار یا نباشد که با من کند کارزار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (104):

 

5816 - چنین داد پاسخ کز ایران سوار

نباشد که با من کند کارزار

 

۴۴۱ – چُنین داد پاسخ کز ایران سُوار

نیاید که با من کند کارزار - خالقی

 

۱۷۲۱ – چنین داد پاسخ ک: از ایران سوار

نیاید که با من کند کارزار. – کزازی

*

پرسش: 

نیاید که با من کند کارزار

یا

نباشد که با من کند کارزار

*

  پاسخ:

نباشد که با من کند کارزار

 

✅: "نباشد که با من کند کارزار"، روا تر و در بافت و ساختار رجز خوانی و خود نمایی، قید "نباشد"، سلحشورانه تر می نماید تا "نیاید". دلاوری چون من در سپاه ایران "نیست، نباشد" که بیاید یا "نیاید".

متن شماره 1897، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (103): به ایران، ز کشتنش نآید گزند یا بایرانیان نیز ناید گزند.؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (103):

 

5813 - ترا نام ازان برنیاید بلند

بایرانیان نیز ناید گزند

 

۴۳۸ – ترا نام از آن برنیاید بلند

به ایران ز کُشتَنش ناید گزند - خالقی

 

۱۷۱۸ – تو را نام از آن برنیاید بلند،

به ایران، ز کشتنش نآید گزند، – کزازی

*

پرسش: 

به ایران، ز کشتنش نآید گزند

یا

بایرانیان نیز ناید گزند

*

  پاسخ:

بایرانیان نیز ناید گزند

 

✅: "بایرانیان نیز ناید گزند" روا تر ست. چرا که: "به ایران، ز کشتنش نآید گزند"، امری بدیهی ست. واضح ست که با کشتن شدن یک سپاهی "بی نام تر" (دون پایه)، گزندی به ایران نخواهد رسید. ولی با کشته شدنِ "نامداری" چون تو، به سپاه توران، حتما خدشه وارد خواهد شد و  "شوند این دلیران ترکان زبون"

متن شماره 1896، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (102): نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ یا نیاید کسی نزد ما بی درنگ؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (102):

 

5810 - و دیگر که از نامداران جنگ

نیاید کسی نزد ما بی درنگ

 

۴۳۵ – وُدیگر که از نامداران به جنگ

نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ- خالقی

 

۱۷۱۵ – دو دیگر کز آن نامداران به جنگ

نیاید کسی، یش غرّان پلنگ. – کزازی

*

پرسش: 

نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ

یا

نیاید کسی نزد ما بی درنگ

*

  پاسخ:

نیاید کسی نزد ما بی درنگ

 

✅: در حال حاضر، هر دو سپاه، تامل، صبر، "درنگ" و خود داری از شروع جنگ را پیشه کرده اند و هر دو(گودرز و پیران) بر تاکتیک رزمی درنگ کردن و حفظ موقعیت پای مفشارند.

متن شماره 1895، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (101): مگر مانده گردند و سستی کنند یا مگر مانده گردند و مُستی کنند؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (101):

 

5804 - مگر مانده گردند و سستی کنند

بجنگ اندرون پیشدستی کنند

 

۴۲۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند

به جنگ اندرون پیشدستی کنند – خالقی

 

۱۷۰۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند،

به جنگ اندرون، پیشدستی کنند – کزازی

*

پرسش: 

مگر مانده گردند و سستی کنند

یا

مگر مانده گردند و مُستی کنند

*

  پاسخ:

مگر مانده گردند و مُستی کنند

 

✅: مگر(تا) ازین دفع الوقت کردن مستمند،درمانده، به تنگ آمده و در جنگ، پیشدستی کنند.

متن شماره 1894، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (100): ازان کوه باره برآرند سر یا ازان کوه پایه برآرند سر؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (100):

 

5803 - بکوشید باید بدان تا مگر

ازان کوه پایه برآرند سر

 

۴۲۸ – بکوشید باید بدان تا مگر

ازان کوه باره برآرند سر – خالقی

 

۱۷۰۸ – بکوشید باید بدان، تا مگر

از آن کوهپایه، برآرند سر! – کزازی

*

پرسش: 

ازان کوه باره برآرند سر

یا

ازان کوه پایه برآرند سر

*

  پاسخ:

ازان کوه پایه برآرند سر

 

✅: "در کوهپایه گرد آمده اند"، روا تر ست. چرا که در دشت رزم و پشت به کوه دارند و به "باره ی کوه" (قله یا بلندای کوه) پناه نگرفته اند. 

متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی