| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (368): |
| 7631 - تو بی من مپویی بروز نبرد |
| منت یار باشم بهر کارکرد |
| ۲۲۵۰ – تو بی من نکوبی به روز نبرد |
| منت یار باشم به هر کارکرد – خالقی |
| ۳۵۲۵ – تو بی من نکوبی، به روزِ نبرد، |
| مَنَت یار باشم، به هر کارکرد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| تو بی من "مپویی" بروز نبرد |
| یا |
| تو بی من نکوبی به روز نبرد |
| * |
| پاسخ: |
| تو بی من "مپویی" بروز نبرد |
| ✅: تو بی من "مپویی" بروز نبرد، روا تر ست. بدون همراهی من(مپویی، نمی روی، دنبال نمی کنی)، نمی روی(نباید بروی)، مگر اینکه با تو همراه باشم. |
| متن شماره 2170، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (367): |
| 7624 - که کار گذشته بیاری بیاد |
| نپیچی بخیره همی سر زداد |
| ۲۲۴۳ – که کار گذشته نیاری به یاد |
| بپیچی به خیره همی سر ز داد – خالقی |
| ۳۵۱۸ – که کارِ گذشته به یاری به یاد، |
| نپیچی، به خیره، همی سر زداد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره همی سر زداد |
| یا |
| که کار گذشته نیاری به یاد/بپیچی به خیره همی سر ز داد |
| * |
| پاسخ: |
| که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره همی سر زداد |
| ✅: که کار گذشته بیاری بیاد/نپیچی بخیره همی سر زداد،" جزین بر تو مردم گمانی برند"، جزین(لاقید و بی تفاوتی تو به گستهم)، لاقیدی تو را بر نمی تابند و باور ندارند. "مگر جنگ لاون ترا یاد نیست؟" انتظار دارند که به پاسِ ایثار و جانثاری گستهم در جنگ پَشَن،" که کار گذشته(گستهم را) بیاری بیاد" و "نپیچی بخیره همی سر زداد"(از دادگری سر بر نتابی) مباد که با خیره سری و لاقیدی، از دادپیشگی سر بر بتابی و گستهم را پشتیبانی نکنی. |
| متن شماره 2169، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (366): |
| 7620 - کسی کو بجوید سرانجام خویش |
| نجوید ز گیتی چنین کام خویش |
| ۲۲۳۹ – کسی کو بجوید سرانجام خویش |
| نیابد ز گیتی بسی نام خویش – خالقی |
| ۳۵۱۴ – کسی کو بجوید سرانجامِ خویش، |
| نیابد ز گیتی بسی نامِ خویش. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نجوید ز گیتی چنین کام خویش |
| یا |
| نیابد ز گیتی بسی نامِ خویش |
| * |
| پاسخ: |
| نجوید ز گیتی چنین کام خویش |
| ✅: نجوید ز گیتی چنین کام خویش، روا تر ست. جویای کامیابی از "گیتی"(دهر، چرخ، سرنوشت)، مباش که دهر بسی غدار ست. " تو چندین بگرد زمانه مپوی". |
| متن شماره 2168، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (365): |
| 7616 – "بُدی" ده شبان روز بر پشت زین |
| کشیده ببدخواه بر تیغ کین |
| ۲۲۳۵ – بدین ده شبانروز بر پشتِ زین |
| کشیده به بدخواه بر تیغِ کین، – خالقی |
| ۳۵۱۰ – بدین ده شبانروز بر پشتِ زین، |
| کشیده به بدخواه بر، تیغِ کین. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بدین ده شبانروز بر پشتِ زین، |
| یا |
| بُدی ده شبان روز بر پشت زین |
| * |
| پاسخ: |
| ✅: "بُدی" ده شبان روز بر پشت زین، ده شبانه روز ... بسودی بخفتان و خود اندرون |
| متن شماره 2167، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (364): |
| 7614 - بهر کار درد دلم را مجوی |
| بپیران سر از من چه باید بگوی |
| ۲۲۳۳ – به هر کار دردِ دلِ من مجوی! |
| به پیران سر از من چه خواهی؟ بگوی! – خالقی |
| ۳۵۰۸ – به هر کار، دردِ دلِ من مجوی، |
| به پیران سر، از من چه خواهی؟ بگوی. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| به پیران سر، از من چه خواهی؟ بگوی |
| یا |
| بپیران سر از من چه باید بگوی |
| * |
| پاسخ: |
| بپیران سر از من چه باید بگوی |
| ✅: بپیران سر از من "چه باید" بگوی، چه انتظاری از من نداری چجور "باید" می باشم. چه رفتاری غیر ازین "بایسته" ی من هست . جز از تو بگیتیم فرزند نیست. |
| متن شماره 2166، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |