برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (102):
5810 - و دیگر که از نامداران جنگ
نیاید کسی نزد ما بی درنگ
۴۳۵ – وُدیگر که از نامداران به جنگ
نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ- خالقی
۱۷۱۵ – دو دیگر کز آن نامداران به جنگ
نیاید کسی، یش غرّان پلنگ. – کزازی
*
پرسش:
نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ
یا
نیاید کسی نزد ما بی درنگ
*
پاسخ:
نیاید کسی نزد ما بی درنگ
✅: در حال حاضر، هر دو سپاه، تامل، صبر، "درنگ" و خود داری از شروع جنگ را پیشه کرده اند و هر دو(گودرز و پیران) بر تاکتیک رزمی درنگ کردن و حفظ موقعیت پای مفشارند.
متن شماره 1895، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (101):
5804 - مگر مانده گردند و سستی کنند
بجنگ اندرون پیشدستی کنند
۴۲۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند
به جنگ اندرون پیشدستی کنند – خالقی
۱۷۰۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند،
به جنگ اندرون، پیشدستی کنند – کزازی
*
پرسش:
مگر مانده گردند و سستی کنند
یا
مگر مانده گردند و مُستی کنند
*
پاسخ:
مگر مانده گردند و مُستی کنند
✅: مگر(تا) ازین دفع الوقت کردن مستمند،درمانده، به تنگ آمده و در جنگ، پیشدستی کنند.
متن شماره 1894، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (100):
5803 - بکوشید باید بدان تا مگر
ازان کوه پایه برآرند سر
۴۲۸ – بکوشید باید بدان تا مگر
ازان کوه باره برآرند سر – خالقی
۱۷۰۸ – بکوشید باید بدان، تا مگر
از آن کوهپایه، برآرند سر! – کزازی
*
پرسش:
ازان کوه باره برآرند سر
یا
ازان کوه پایه برآرند سر
*
پاسخ:
ازان کوه پایه برآرند سر
✅: "در کوهپایه گرد آمده اند"، روا تر ست. چرا که در دشت رزم و پشت به کوه دارند و به "باره ی کوه" (قله یا بلندای کوه) پناه نگرفته اند.
متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (99):
5801 - چهارم که لشکر میان دو کوه
فرود آوریدست و کرده گروه
۴۲۶ – چهارم که لشکر میان دو کوه
فرود آوریده ست گِردِ گروه – خالقی
۱۷۰۶ – چهارم که لشکر میانِ دو کوه،
فرود آوریده ست و کرده گروه. – کزازی
*
پرسش:
فرود آوریده ست گِردِ گروه
یا
فرود آوریدست و کرده گروه
*
پاسخ:
فرود آوریدست و کرده گروه
✅: گودرز، گروه را بین دو کوه مستقر کرده.
متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (98):
5798 - سدیگر که پرداغ دارد جگر
پر از خون دل از درد چندان پسر
۴۲۳ – سدیگر که پُرداغ دارد جگر
از آن کین و آن درد چندان پسر، – خالقی
۱۷۰۳ – سه دیگر که پر داغ دارد جگر،
از آن کین و آن دردِ چندان پسر، – کزازی
*
پرسش:
از آن کین و آن درد چندان پسر
یا
پر از خون دل از درد چندان پسر
*
پاسخ:
پر از خون دل از درد چندان پسر
✅: پیران، در بیت بعد، از خونِ ریخته شده ی پسران گودرز میگوید: زمین را بخون گرد بنشانده ایم
متن شماره 1892، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی