برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (102): نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ یا نیاید کسی نزد ما بی درنگ؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (102):

 

5810 - و دیگر که از نامداران جنگ

نیاید کسی نزد ما بی درنگ

 

۴۳۵ – وُدیگر که از نامداران به جنگ

نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ- خالقی

 

۱۷۱۵ – دو دیگر کز آن نامداران به جنگ

نیاید کسی، یش غرّان پلنگ. – کزازی

*

پرسش: 

نیاید کسی پیش غُرّان پلنگ

یا

نیاید کسی نزد ما بی درنگ

*

  پاسخ:

نیاید کسی نزد ما بی درنگ

 

✅: در حال حاضر، هر دو سپاه، تامل، صبر، "درنگ" و خود داری از شروع جنگ را پیشه کرده اند و هر دو(گودرز و پیران) بر تاکتیک رزمی درنگ کردن و حفظ موقعیت پای مفشارند.

متن شماره 1895، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (101): مگر مانده گردند و سستی کنند یا مگر مانده گردند و مُستی کنند؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (101):

 

5804 - مگر مانده گردند و سستی کنند

بجنگ اندرون پیشدستی کنند

 

۴۲۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند

به جنگ اندرون پیشدستی کنند – خالقی

 

۱۷۰۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند،

به جنگ اندرون، پیشدستی کنند – کزازی

*

پرسش: 

مگر مانده گردند و سستی کنند

یا

مگر مانده گردند و مُستی کنند

*

  پاسخ:

مگر مانده گردند و مُستی کنند

 

✅: مگر(تا) ازین دفع الوقت کردن مستمند،درمانده، به تنگ آمده و در جنگ، پیشدستی کنند.

متن شماره 1894، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (100): ازان کوه باره برآرند سر یا ازان کوه پایه برآرند سر؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (100):

 

5803 - بکوشید باید بدان تا مگر

ازان کوه پایه برآرند سر

 

۴۲۸ – بکوشید باید بدان تا مگر

ازان کوه باره برآرند سر – خالقی

 

۱۷۰۸ – بکوشید باید بدان، تا مگر

از آن کوهپایه، برآرند سر! – کزازی

*

پرسش: 

ازان کوه باره برآرند سر

یا

ازان کوه پایه برآرند سر

*

  پاسخ:

ازان کوه پایه برآرند سر

 

✅: "در کوهپایه گرد آمده اند"، روا تر ست. چرا که در دشت رزم و پشت به کوه دارند و به "باره ی کوه" (قله یا بلندای کوه) پناه نگرفته اند. 

متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (99): فرود آوریده ست گِردِ گروه یا فرود آوریدست و کرده گروه؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (99):

 

5801 - چهارم که لشکر میان دو کوه

فرود آوریدست و کرده گروه

 

۴۲۶ – چهارم که لشکر میان دو کوه

فرود آوریده ست گِردِ گروه – خالقی

 

۱۷۰۶ – چهارم که لشکر میانِ دو کوه،

فرود آوریده ست و کرده گروه. – کزازی

*

پرسش: 

فرود آوریده ست گِردِ گروه

یا

فرود آوریدست و کرده گروه

*

  پاسخ:

فرود آوریدست و کرده گروه

 

✅: گودرز، گروه را بین دو کوه مستقر کرده.

متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (98): از آن کین و آن درد چندان پسر یا پر از خون دل از درد چندان پسر

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (98):

 

5798 - سدیگر که پرداغ دارد جگر

پر از خون دل از درد چندان پسر

 

۴۲۳ – سدیگر که پُرداغ دارد جگر

 از آن کین و آن درد چندان پسر، – خالقی

 

۱۷۰۳ – سه دیگر که پر داغ دارد جگر،

 از آن کین و آن دردِ چندان پسر، – کزازی

*

پرسش: 

از آن کین و آن درد چندان پسر

یا

پر از خون دل از درد چندان پسر

*

  پاسخ:

پر از خون دل از درد چندان پسر

 

✅:  پیران، در بیت بعد، از خونِ ریخته شده ی پسران گودرز میگوید: زمین را بخون گرد بنشانده ایم

متن شماره 1892، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی