برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (363): برآرم همی گفت از کوه خاک/ مرا زو چه باک یا برآری همی از سر خویش خاک/ مرا زآن چه باک؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (363):
7606 - برآرم همی گفت از کوه خاک
بدین جنگ جستن مرا زو چه باک
۲۲۲۴ – برآری همی از سرِ خویش خاک
بدین جنگ جستن، مرا زآن چه باک؟ – خالقی
۳۴۹۴ – برآری همی از سرِ خویش خاک،
بدین جنگ جُستن، مرا زآن چه باک؟ – کزازی
*
پرسش: 
برآرم همی گفت از کوه خاک/بدین جنگ جستن مرا زو چه باک
یا
برآری همی از سر خویش خاک/بدین جنگ جستن مرا زآن چه باک؟
*
  پاسخ:
برآرم همی گفت از کوه خاک/بدین جنگ جستن مرا زو چه باک
 
✅: بدین جنگ جستن مرا زو چه باک روا تر ست. زو(از او، از لهاک). "او" مختص مرد. "آن" مختصِ چیز. بیژن: از او، از لهاک باکی ندارم. 
متن شماره 2165، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (362): چه مایه بپیوند و چندی شتافت یا چه مایه بپویید و چندی شتافت

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (362):
7658 - چه مایه بپیوند و چندی شتافت
کس از روز بد هم رهایی نیافت
۲۲۷۸ – چه مایه بپویید و چندی شتافت
کس از روزِ بد هم رهایی نیافت! – خالقی
۳۵۵۳ – چه مایه بپویید و چندی شتافت،
کس از روزِ بد هم رهایی نیافت. – کزازی
*
پرسش: 
چه مایه بپیوند و چندی شتافت
یا
چه مایه بپویید و چندی شتافت
*
  پاسخ:
چه مایه بپیوند و چندی شتافت
 
✅: چه مایه بپویند و چندی شتافت، روا تر ست. چه مایه(چه بسیار) بپیوند(دنبال کرد، پی گرفت، گرگ شیر را دنبال کرد) و بسیار شتافت، گرگ از بد(بد کرداریِ خود) بد دید. روزِ بد(بدِ روزگار، غدر دهر) رهایش نکرد.
متن شماره 2164، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (361): پُر اندیشه گشت /همان بُد کجا بُرد بیژن گُمان یا پس اندیشه کرد /هم از بد که می برد بیژن گمان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (361):
7583 - پس اندیشه کرد اندران یک زمان
هم از بد که می برد بیژن گمان
۲۲۰۳ – پُر اندیشه گشت اندر آن یک زمان:
همان بُد کجا بُرد بیژن گُمان – خالقی
۳۴۷۸ – پر اندیشه گشت اندر آن یک زمان،
همان بُد کجا بُرد بیژن گُمان. – کزازی
*
پرسش: 
پُر اندیشه گشت اندر آن یک زمان/همان بُد کجا بُرد بیژن گُمان
یا
پس اندیشه کرد اندران یک زمان/هم از بد که می برد بیژن گمان
*
  پاسخ:
پس اندیشه کرد اندران یک زمان/هم از بد که می برد بیژن گمان
 
✅: پس اندیشه کرد اندران یک زمان/هم از بد که می برد بیژن گمان، روا تر ست.    گودرز نگران جان گستهم شد و آنگاه به بدگمانی بیژن هم معطوف شد و تمرکز کرد و اندیشید. 
متن شماره 2163، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (360): که کم گردد از لشکر آن زادمرد یا چو کم گردد از لشکر آن رادمرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (360):
7581 - همه کام ما بازگردد بدرد
چو کم گردد از لشکر آن رادمرد
۲۲۰۱ – همه کام ما بازگردد به درد
که کم گردد از لشکر آن زادمرد – خالقی
۳۴۷۶ – همه کامِ ما بازگردد به درد،
که کم گردد از لشکر آن زادمرد. – کزازی
*
پرسش: 
که کم گردد از لشکر آن زادمرد
یا
چو کم گردد از لشکر آن رادمرد
*
  پاسخ:
چو کم گردد از لشکر آن رادمرد
 
✅: چو کم گردد از لشکر آن رادمرد ،روا تر ست. رادی(فتوت و جوانمردی، رشادت)، درین مقطع بیشتر به گستهم می برازد تا زاد مردی(آزادگی و آزادمردی)
متن شماره 2162، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (359): بیایند لَهّاک و فرشیدورد یا نباید که لهاک و فرشیدورد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (359):
7573 - نباید که لهاک و فرشیدورد
برآرند ازو خاک روز نبرد
۲۱۹۳ – بیایند  لَهّاک و فرشیدورد
شود گُستَهم زیرِ خاکِ نبرد – خالقی
۳۴۶۸ – بیایند  لَهّاک و فرشیدورد،
شود گُستَهَم زیرِ خاکِ نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
بیایند  لَهّاک و فرشیدورد
یا
نباید که لهاک و فرشیدورد
*
  پاسخ:
نباید که لهاک و فرشیدورد
 
✅: نباید که لهاک و فرشیدورد، روا تر ست. چرا که: "نباید" آمرانه ست و بیایند، تسلیم طلبانه . "نباید که آید برو برشکن".
متن شماره 2161، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی