برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (353): تنی چند کشتند از ایرانیان/ همیدون رفتند بسته میان یا تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (353):
7549 - تنی هشت کشتند ایرانیان
 دو تن تیز رفتند بسته میان
۲۱۶۹ – تنی چند کشتند از ایرانیان
 همیدون رفتند بسته میان – خالقی
۳۴۴۴ – تنی هشت کشتند، از ایرانیان،
هم ایدون برفتند، بسته میان. – کزازی
*
پرسش: 
تنی چند کشتند از ایرانیان/ همیدون رفتند بسته میان
یا
تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان
*
  پاسخ:
تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان


✅: تنی هشت کشتند ایرانیان/دو تن تیز رفتند بسته میان روا تر ست.چرا که، عطف به چند بیت پیشتر :
برفتند با نامور ده سوار/دلیران و شایستهٔ کارزار
هشت نفرشان کشته و لهاک و فرشید ورد هم اسیر.
متن شماره 2155، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (352): ز ایرانیان، کشته شد هشت مرد، یا بکشتند ایرانیان هشت مرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (352):
7543 – بکشتند ایرانیان هشت مرد
دلیران و شیران روز نبرد
۲۱۶۳ – از ایرانیان کُشته شد هشت مرد
دِلیران و شیران روز نبرد – خالقی
۳۴۳۷ - ز ایرانیان، کشته شد هشت مرد،
دلیران و شیرانِ روزِ نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
ز ایرانیان، کشته شد هشت مرد،
یا
بکشتند ایرانیان هشت مرد
*
  پاسخ:
بکشتند ایرانیان هشت مرد
 
✅: بکشتند ایرانیان هشت مرد، روا تر ست. عطف به بیت پسین. ز ترکان جزین دو سرافراز گرد/ز دست طلایه دگر جان نبرد"، سپاه گودرز هشت سرتافته ی تورانی را کشته اند.
متن شماره 2154، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (351): همه "کین" از ایشان بباید کشید یا همی "کینه" زینشان بباید کشید

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (351):
7516 - زمان تا زمان لشکر آید پدید
همی "کینه" زینشان بباید کشید
۲۱۳۵ – زمان تا زمان لشکر آید پدید
همه کین ازینشان بباید کشید – خالقی
۳۴۱۰ – زمان تا زمان، لشکر آید پدید‌،
همه کین از ایشان بباید کشید. – کزازی
*
پرسش: 
همه "کین" از ایشان بباید کشید
یا
همی "کینه" زینشان بباید کشید
*
  پاسخ:
همی "کینه" زینشان بباید کشید
 
✅: همی "کینه" زینشان بباید کشید، روا تر ست. عطف به بیت پسین، حاکی از سخن(مذاکره) و نه (کین خواهیِ) گودرز که سرِ کین خواهی ندارد:  "ز هرگونه رانیم یکسر سخن/جز از خواست یزدان نباشد ز بن". همی(همانا که) "کینه"(کینجویی، کینخویی، ستیزه جویی) رااز ایشان بباید کشید، روا تر ست تا "کین"(خون، کینخواه، خون خواهی) تاکید، بیشتر بر "کینجویی" و دشمن خوییِ تورانیان ست و "کین خواهیِ" ایرانیان.
متن شماره 2153، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (350): یکایک بخوناب داده سنان(به خون آب داده). یا یکایک، به خون آب داده سنان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (350):
7513 - وگر جنگ را گرد کرده عنان
یکایک بخوناب داده سنان     
۲۱۳۲ – وُ گر جنگ را گِرد کرده عِنان
یکایک به خون آب داده سِنان – خالقی
۳۴۰۷ – وگر، جنگ را، گِرد کرده عِنان،
یکایک، به خون آب داده سِنان. – کزازی
*
پرسش: 
یکایک بخوناب داده سنان(به خون آب داده).     
یا
یکایک، به خون آب داده سنان
*
  پاسخ:
هرسه، روا ست.
 
✅: بخوناب داده، مراد، همان به خون آب داده ست. تا به "خونابه" داده.  چون معمولا، واژه ها در چاپ مسکو، پیوسته و متصل ست.
متن شماره 2152، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (349): "بس از لشکر خویش" تیمار خورد یا بس از زیستن نیز، تیمار خُوَرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (349):
7506 - بس از لشکر خویش تیمار خورد
ز گودرز پیمان ستد در نبرد
۲۱۲۵ – پس از زیستن خویش تیمار خَورد
ز گودرز پیمان سِتَد در نبرد – خالقی
۳۴۰۰ – بس از زیستن نیز، تیمار خُوَرد:
ز گودرز پیمان ستد در نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
 "بس از لشکر خویش" تیمار خورد
یا
بس از زیستن نیز، تیمار خُوَرد:
*
  پاسخ:
 "بس از لشکر خویش" تیمار خورد
 
✅: "بس از لشکر خویش" تیمار خورد، روا تر ست. تا "پس از لشکر خویش". "بس"(بسی،بسیار) "تیمار"گرِ "لشکر"یانش بود و از گودرز، "پیمان"(امان نامه) برای سپاهیانش "بستد" ستاند.
متن شماره 2151، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی