برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (348): همانا که نیک است "با" ایزدش، یا همانا که نیک است کار ایزدیش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (348):
7505 - بدان گیتی افتاد نیک و بدش
همانا که نیک است با ایزدش
۲۱۲۴ – بدان گیتی افتاد نیک و بدیش
همانا که نیکست کار ایزدیش – خالقی
۳۳۹۹ – بدان گیتی افتاد نیک و بدیش،
همانا که نیک است کار ایزدیش. – کزازی
*
پرسش: 
همانا که نیک است "با" ایزدش، 
یا
همانا که نیک است کار ایزدیش
*
  پاسخ:
همانا که نیک است "با" ایزدش، 
 
✅: بدان گیتی افتاد نیک و بدش/همانا که نیک است "با" ایزدش، روا تر ست تا "کار" ایزدش. "با" فرجام داوری و سنجش ایزد، نیک و بدش به نیکی سنجیده خواهد شد.مترادفِ  واگذارش، "با" خداست.  قضاوتِ نیک و بدش، "با" خدا ست
متن شماره 2150، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (347): بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن یا به شمشیر، کرده جدا جان ز تن،

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (347):
7500 - بشمشیر کرده جدا سر ز تن
نیابد همی کشته گور و کفن
۲۱۱۹ – به شمشیر کرده جدا جان ز تن
نیابد همی کُشته گور و کفن – خالقی
۳۳۹۴ – به شمشیر، کرده جدا جان ز تن،
نیابد همی کُشته گور و کفن. – کزازی
*
پرسش: 
بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن
یا
به شمشیر، کرده جدا جان ز تن،
*
  پاسخ:
بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن
 
✅: بشمشیر کرده جدا "سر" ز تن، روا تر ست تا به شمشیر کرده جدا جان ز تن. جدا شدن جان، روح و روان، بخاطر جدا شدن "سر" ز تن ست که حادث می شود
متن شماره 2149، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (346): بر "کینه" کشته شود یا بر کینه گه کُشته شد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (346):
7499 - چنین راند بر سر ورا روزگار
که بر کینه کشته شود زار و خوار
۲۱۱۸ – چُنین راند بر سر وُرا روزگار
که بر کینه گه کُشته شد زار و خوار – خالقی
۳۳۹۳ – چنین راند بر سر ورا روزگار،
که بر کینه کشته شود زار و خوار – کزازی
*
پرسش: 
 بر "کینه" کشته شود
یا
بر کینه گه کُشته شد
*
  پاسخ:
 بر "کینه" کشته شود
 
✅: بر "کینه" کشته شود، روا تر ست. خواست روزگار، این بود که بر "کینه خواهی(کین خواهی، خون خواهی، انتقام) برادران و همرزمانش "کشته شود".
متن شماره 2148، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (345): چو شد پهلوان پشت توران سپاه یا چو شد پَهلَوِ و پشتِ توران سپاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (345):
7495 - که اکنون چه سازیم زین رزمگاه
چو شد پهلوان پشت توران سپاه
۲۱۱۵ – که اکنون چه سازیم ازین رزمگاه
چو شد پَهلَو و پشتِ  توران سپاه؟ – خالقی
۳۳۹۰ – که: اکنون چه سازیم از این رزمگاه،
چو شد پَهلَوِ و پشتِ توران سپاه؟ – کزازی
*
پرسش: 
چو شد پهلوان پشت توران سپاه
یا
چو شد پَهلَوِ و پشتِ توران سپاه
*
  پاسخ:
چو شد پهلوان پشت توران سپاه
 
✅: چو شد پهلوان پشت توران سپاه، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "چنین گفت هر کس که پیران گرد/جز از نام نیکو ز گیهان نبرد"،مراد از "شد پهلوان"، شدن(کشته شدنِ) پیران ست. که "پهلوان و پشت ِ توران سپاه" هست. نه پَهلَو(شهر، دیار، زاد و بوم) در قامتِ کلی تر توران زمین
متن شماره 2147، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (344): برفتند با دل پر از باد سرد یا برفتند، لبها پر از بادِ سرد،

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (344):
7494 - بنزدیک لهاک و فرشیدورد
برفتند با دل پر از باد سرد
۲۱۱۴ – بنزدیک لَهّاک و فرشیدورد
برفتند لب ها پُر از بادِ سرد – خالقی
۳۳۸۹ – به نزدیکِ لهّاک و فرشیدورد،
برفتند، لبها پر از بادِ سرد، – کزازی
*
پرسش: 
برفتند با دل پر از باد سرد
یا
برفتند، لبها پر از بادِ سرد،
*
  پاسخ:
برفتند با دل پر از باد سرد
 
✅:    برفتند "با" دل، پر از بادِ سرد، روا تر ست. عطف به تامل بر قیدِ"با"، برفتند "با" لب پر از بادِ سرد، مناسب تر و به هنجار تر می نمود
متن شماره 2146، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی