برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (109): ره بازگشتن "ببایدش" جست یا رهِ بازگشتن "نبایدش" جُست؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (109):

 

5862 - که هر کو بجنگ اندر آید نخست

ره بازگشتن ببایدش جست

 

۴۸۷ – که هر کو به جنگ اندر آمد نخست

ره بازگشتن ببایَدش جست - خالقی

 

۱۷۶۷ – که: هر کو به جنگ اندر آید نخست

رهِ بازگشتن نبایدش جُست. – کزازی

*

پرسش: 

ره بازگشتن "ببایدش" جست

یا

رهِ بازگشتن "نبایدش" جُست

*

  پاسخ:

ره بازگشتن ببایدش جست

 

✅:ره بازگشتن "ببایَدش" جست، روا تر ست. چرا که: مراد رهام اینست که تو (هومان) در برابر من، شکست خواهی خورد بنابرین، جز گریز، راهی نداری، پس ره باز گشتن باید بجویی. "ببایدت جُست" بایسته ست گریز را بر گزینی. 

متن شماره 1902، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (108): بدرّد دلِ شیر و "چنگ ِ" پلنگ یا بدرد دل شیر و "چرمِ" پلنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (108):
 
5856 - وگر تیغ ما را ببیند بجنگ
بدرد دل شیر و چرم پلنگ
 
۴۸۱ – اگر تیغ ما را ببیند به جنگ
بدرّد دلِ شیر و چنگ ِ پلنگ - خالقی
 
۱۷۶۱ – اگر تیغ ما را ببیند بجنگ
بدرد دل شیر و چرم پلنگ – کزازی
*
پرسش: 
بدرّد دلِ شیر و "چنگ ِ" پلنگ
یا
بدرد دل شیر و "چرمِ" پلنگ
*
  پاسخ:
بدرد دل شیر و "چرمِ" پلنگ
 
✅: بیم و هراسِ هیبت من و تیغ من، "دل" شیر و "چرم "پلنگ را بدرّد، می درد. چرا که: "دل "و "چرم"، دریدنی هستند نه "چنگ"ِ پلنگ.
متن شماره 1901، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (107): سوی رود خواهی وگر سوی دشت یا سوی رود خواهی، وگر کوه و دشت؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (107):

 

5852 - بورد با من ببایدت گشت

سوی رود خواهی وگر سوی دشت

 

۴۷۷ – بدآورد با من ببایَدت گشت

سُوی رود خواهی و گر کوه و دشت - خالقی

 

۱۷۵۷ – به آورد با من ببایدت گشت،

سوی رود خواهی، وگر کوه و دشت، – کزازی

*

پرسش: 

سوی رود خواهی وگر سوی دشت

یا

سوی رود خواهی، وگر کوه و دشت

*

  پاسخ:

سوی رود خواهی وگر سوی دشت

 

✅: سوی رود خواهی وگر سوی دشت، روا تر ست. چرا که سوی کوه رفتن، پناه آوردن به کوه، عقب نشینی یا روی برداشتن از رزم را تداعی میکند. در حالی که هومان، رهام را به میدان نبرد  فرا می خواند. "قصد گریختن به "کوه"داری یا جنگ در "دشت را. 

متن شماره 1900، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (106): که کهتر کجایند و مهتر کجاست یا که "گردان کجایند" و مهتر کجاست.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (106):

 

5845 - که گردان کجایند و مهتر کجاست

که دارد چپ لشکر و دست راست

 

۴۷۰ – که کهتر کجایند و مهتر کجاست

که دارد چپِ لشکر و دستِ راست - خالقی

 

۱۷۵۰ – که: کهتر کجایند و مهتر کجاست،

که دارد چپِ لشکر و دستِ راست، – کزازی

*

پرسش: 

که کهتر کجایند و مهتر کجاست

یا

که  "گردان کجایند" و مهتر کجاست

*

  پاسخ:

که  "گردان کجایند" و مهتر کجاست

 

✅:  از [که کهتر(فرد) کجایند(جمع) و مهتر(فرد) کجاست] و [که گُردان(جمع)، کجایند(جمع) و مهتر (فرد)، کجاست]، "گُردان" و "کجایند" مناسب تر و روا تر ست. 

متن شماره 1899، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (105): به هومان بدادند هر یک نشان یا به هومان بدادند، یک یک، نشان؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (105):

 

5844 - ز سالار گردان و گردنکشان

بهومان بدادند یک یک نشان

 

۴۶۹ – ز سالار گُردان گردنکشان

به هومان بدادند هر یک نشان، - خالقی

 

۱۷۴۹ – ز سالارِ گُردان و گردنکشان،

به هومان بدادند، یک یک، نشان. – کزازی

*

پرسش: 

به هومان بدادند هر یک نشان

یا

به هومان بدادند، یک یک، نشان

*

  پاسخ:

به هومان بدادند، یک یک، نشان

 

✅:  یک به یکِ نشانی های تک  تک  پهلوانان و سرداران سپاه ایران را برای هومان آشکار کردند

متن شماره 1898، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی