| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (373): |
| 7657 - نباید که گرگ از پسش در کشد |
| که او را همان بخت خود برکشد |
| ۲۲۷۷ – نباید که گرگ از پسش درکشد |
| که او را همان بختِ بد خود کُشد – خالقی |
| ۳۵۵۲ – نباید که گرگ از پسش در کَشد، |
| که او را همان بختِ بد خود کُشد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| که او را همان بخت خود برکشد |
| یا |
| که او را همان بختِ بد خود کُشد. |
| * |
| پاسخ: |
| ✅: کهاو را همان "بخت، خود"، برکِشد، روا تر ست. گویی با دنبال نکردن شیر، بختِ زنده ماندن خود را بیافروخته باشد و خودِ بختِ سازگار، او را(گرگ را) از مرگ وارهاند. گرگ کشته نشود. |
| متن شماره 2175، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (372): |
| 7655 - بدو گفت برخیز زین خواب خوش |
| بمردی سر بخت خود را بکش |
| ۲۲۷۵ – بدو گفت: برخیز ازین خواب خَوش |
| به مردی سرِ بختِ بد را بکَش! – خالقی |
| ۳۵۵۰ – بدو گفت: برخیز از این خوابِ خُوَش |
| به مردی، سرِ بختِ بَد را بکَش، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| خواب خوش/بمردی سر بخت "خود" را بکش |
| یا |
| خوابِ خُوَش/به مردی، سرِ بختِ "بَد" را بکَش، |
| * |
| پاسخ: |
| خواب خوش/بمردی سر بخت "خود" را بکش |
| ✅: بمردی سر بخت "خود" را بکش، روا تر ست. بخت و اقبال خودت را برکَش(بالا بِکَش، مجال بده، روشن کن، بیفروز، جلا بده، خودت را نجات بده). |
| متن شماره 2174، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (371): |
| 7654 - دمان سوی لهاک فرشید ورد |
| ز خواب خوش آمدش بیدار کرد |
| ۲۲۷۴ – دوان سوی لَهّاک و، فرشیدورد |
| ز خوابِ خوش آمدش بیدار کرد – خالقی |
| ۳۵۴۹ – روان، سوی لَهّاک فرشید ورد |
| ز خوابِ خوش آمدش، بیدار کرد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| دمان سوی لهاک فرشیدورد |
| یا |
| دوان سوی لَهّاک و، فرشیدورد |
| یا |
| روان، سوی لَهّاک فرشیدورد |
| پاسخ: |
| "دمان سوی لهاک فرشید ورد/ز خواب خوش آمدش بیدار کرد" |
| ✅: "دمان سوی لهاک فرشید ورد/ز خواب خوش آمدش بیدار کرد" روا تر ست. فرشیدورد، دمان(دمنده، هیجان زده) سوی لهاک رفت و او را بیدار کرد(هشدار داد، متوجه کرد،آگاه کرد). |
| متن شماره 2173، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (370): |
| 7648 – چو بد روزگار دلیران دژم |
| کجا خواب سازد بریشان ستم. |
| ۲۲۶۸ – بود روزگارِ دِلیران دُژم |
| کُجا چیره باشد بریشان ستم – خالقی |
| ۳۵۴۳ – بُوَد روزگارِ دلیران دُژم |
| کجا خواب سازد بریشان ستم. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو بد روزگار دلیران دژم/کجا خواب سازد بریشان ستم |
| یا |
| بود روزگارِ دِلیران دُژمُ /کجا چیره باشد بریشان ستم |
| * |
| پاسخ: چو بد روزگار دلیران دژم/کجا خواب سازد بریشان ستم |
| ✅: چو بد روزگار دلیران دژم/کجا خواب سازد بریشان ستم، روا تر ست. از بدِ روزگار، از بد اقبالی لهاک و فرشیدورد، خواب آنان را در ربود. کجا(که، زیرا که) خواب آنان را به مخاطره(خطر رسیدن گستهم) در انداخت. |
| متن شماره 2172، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (369): |
| 7640 - چو از دور لهاک و فرشیدورد |
| گذشتند پویان ز دشت نبرد |
| ۲۲۵۹ – چُن آن روز لَهّاک و فرشیدورد |
| گذشتند پویان بکردار گَرد – خالقی |
| ۳۵۳۴ – چو از دور لَهّاک و فرشیدورد |
| گذشتند پویان، به کَردارِ گرد، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو از دور لهاک و فرشیدورد/گذشتند پویان ز دشت نبرد |
| یا |
| چُن آن روز لَهّاک و فرشیدورد/گذشتند پویان بکردار گَرد |
| * |
| پاسخ: |
| چو از دور لهاک و فرشیدورد/گذشتند پویان ز دشت نبرد |
| ✅: گذشتند پویان ز "دشت نبرد"، روا تر ست. لهاک و فرشیدورد، از دشت نبرد(محدوده ی آوردگاه، میدان رزم) گذشتند"برفتند ایمن ز ایران سپاه" و به توران رفتند. |
| متن شماره 2171، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |