| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (384): |
| 7712 - کنون کام دشمن همه راست کرد |
| برآنرد سر هرچ می خواست کرد |
| ۲۳۳۴ – کنون کام دشمن همه راست کرد |
| برآورد سر هرچه خود خواست کرد – خالقی |
| ۳۶۱۰ – کنون، کامِ دشمن همه راست کرد، |
| برآورد سر، هرچه خود خواست کرد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| برآورد سر، هرچه خود خواست کرد |
| یا |
| برآنرد سر هرچ می خواست کرد |
| * |
| پاسخ: |
| برآنرد سر هرچ می خواست کرد |
| ✅: کنون کام دشمن همه راست کرد/"برآنرد" سر هرچ می خواست کرد، روا تر ست. اکنون کامِ دشمن، روا و فراهم ست. چرا که روند، برآنرد(برآن رَوَد، برآنگونه رود)، مسیر آماده ست که دشمن به تو بتازد و هر چرا را که خواسته باشد کُنَد، کردنی خواهد بود. عطف به بیت پسین، گستهم به بیژن: ببیژن چنین گفت کای نیک خواه/مکن خویشتن پیش من در تباه. و به شکلی دیگر، دشمن، "برآرد سر"(سر برآورد، حاضر شود، سر برسد). |
| متن شماره 2186، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (383): |
| 7710 - شتابم کنون بیش بایست کرد |
| رسیدن بر تو بجای نبرد |
| ۲۳۳۲ – پژوهش مرا پیش بایست کرد |
| رسیدن برِ تو به جای نبرد – خالقی |
| ۳۶۰۸ – پژوهش مرا بیش بایست کرد، |
| رسیدن برِ تو، به جایِ نبرد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| پژوهش مرا بیش بایست کرد، |
| یا |
| شتابم کنون بیش بایست کرد |
| * |
| پاسخ: |
| شتابم کنون بیش بایست کرد |
| ✅: شتابم کنون بیش بایست کرد، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: "همی گفت کای نیک دل یار من/تو رفتی و این بود پیکار من" |
| متن شماره 2185، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (382): |
| 7709 - همی گفت کای نیک دل یار من |
| تو رفتی و این بود پیکار من |
| ۲۳۳۱ – همی گفت کای نیک دل یارِ من |
| تو رفتی و برگشت پرگار من – خالقی |
| ۳۶۰۷ – همی گفت ک: ای نیکدل یارِ من! |
| تو رفتیّ و برگشت پرگار، من. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| تو رفتیّ و برگشت پرگار، من. |
| یا |
| تو رفتی و این بود پیکار من |
| * |
| پاسخ: |
| تو رفتی و این بود پیکار من |
| ✅: تو رفتی و این بود پیکار من، روا تر ست. "این بود پیکار من"، پیکار من(کنش من، دغدغه ی من، دلواپسی من) که شتاب بیشتری کنم تا زود تر به تو برسم" شتابم کنون بیش بایست کرد/رسیدن بر تو بجای نبرد". |
| متن شماره 2184، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (381): |
| 7705 - فروجست بیژن ز شبرنگ زود |
| گرفتش بغوش در تنگ زود |
| ۲۳۲۶ – فروجست بیژن ز شبرنگ زود |
| گرفتش بدآغوش در تنگ زود – خالقی |
| ۳۶۰۲ – فروجَست بیژن ز شبرنگ زود، |
| گرفتش به آغوش بر، تنگ زود. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| گرفتش به آغوش بر |
| یا |
| گرفتش بغوش (به آغوش) در |
| * |
| پاسخ: |
| گرفتش بغوش در تنگ زود |
| ✅: گرفتش بآغوش در، تنگ، زود، روا تر ست. گستهم را، تند و سریع(مشتاق و بی محابا)، تنگ، "در" آغوش گرفت. "در" برای در آغوش "گرفتن". "بر" برای بر آغوش "فشردن" مناسب تر ست. |
| متن شماره 2183، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (380): |
| 7703 - بشد بر پی اسب بر چشمه سار |
| مر او را بدید اندران مرغزار |
| ۲۳۲۴ – بشد بر پی اسب تا خانسار |
| مرو را بدید اندر آن مرغزار – خالقی |
| ۳۶۰۰ – بشد، بر پی اسب، بر چشمه سار، |
| مر او را بدید، اندر آن مرغزار، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بشد بر پی اسب تا خانسار |
| یا |
| بشد بر پی اسب بر چشمه سار |
| * |
| پاسخ: |
| بشد بر پی اسب بر چشمه سار |
| ✅: بشد بر پی اسب بر "چشمه سار"، عطف به بیت پیشین:و زآنجا سوی چشمه ساری رسید/هم آب روان دید و هم سایه دید، چشمه سار، رواتر ست تا خانسار. خانسار، در شاهنامه قید نشده. |
| متن شماره 2182، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |