برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (381): گرفتش به آغوش بر یا گرفتش بغوش (به آغوش) در

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (381):
7705 - فروجست بیژن ز شبرنگ زود
گرفتش بغوش در تنگ زود
۲۳۲۶ – فروجست بیژن ز شبرنگ زود
گرفتش بدآغوش در تنگ زود – خالقی
۳۶۰۲ – فروجَست بیژن ز شبرنگ زود،
گرفتش به آغوش بر، تنگ زود. – کزازی
*
پرسش: 
گرفتش به آغوش بر
یا
گرفتش بغوش (به آغوش) در
*
  پاسخ:
گرفتش بغوش در تنگ زود
 
✅: گرفتش بآغوش در، تنگ، زود، روا تر ست. گستهم را، تند و سریع(مشتاق و بی محابا)، تنگ، "در" آغوش گرفت. "در" برای در آغوش "گرفتن". "بر" برای بر آغوش "فشردن" مناسب تر ست.
متن شماره 2183، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (380): بشد بر پی اسب تا خانسار یا بشد بر پی اسب بر چشمه سار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (380):
7703 - بشد بر پی اسب بر چشمه سار
مر او را بدید اندران مرغزار
۲۳۲۴ – بشد بر پی اسب تا خانسار
مرو را بدید اندر آن مرغزار – خالقی
۳۶۰۰ – بشد، بر پی اسب، بر چشمه سار،
مر او را بدید، اندر آن مرغزار، – کزازی
*
پرسش: 
بشد بر پی اسب تا خانسار
یا
بشد بر پی اسب بر چشمه سار
*
  پاسخ:
بشد بر پی اسب بر چشمه سار
 
✅: بشد بر پی اسب بر "چشمه سار"، عطف به بیت پیشین:و زآنجا سوی چشمه ساری رسید/هم آب روان دید و هم سایه دید،  چشمه سار، رواتر ست تا خانسار. خانسار، در شاهنامه قید نشده.
متن شماره 2182، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (379): چمان و چران/نگون گشته زین یا چمان و دمان /نگون کرده

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (379):
7698 - چمان و چران چون پلنگان بکام
نگون گشته زین و گسسته لگام
۲۳۱۹ – چمان و چران چون پلنگان به کام
نگون کرده زین و گسسته لگام – خالقی
۳۵۹۵ – چمان و دمان چون پلنگان بکام،
نگون کرده زین و گسسته لُگام، – کزازی
*
پرسش: 
چمان و چران/نگون گشته زین 
یا
چمان و دمان /نگون کرده
*
  پاسخ:
چمان و چران/نگون گشته زین 
 
✅: "چمان و چران چون" پلنگان بکام/نگون "گشته" زین و گسسته لگام، روا تر ست. واج آرایی  حرف "چ" و "نگون" گشته"(نگون شده). کسی، یا اسبِ گستهم، فاعلیت نداشته.
متن شماره 2181، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (378): کَشد مر مرا سویِ ایران سپاه. یا برد مر مرا سوی ایران سپاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (378):
7691 - که گر مرده گر زنده زین جایگاه
برد مر مرا سوی ایران سپاه
۲۳۱۲ – که گر مرده گر زنده زین جایگاه
کشد مر مرا سوی ایران سپاه – خالقی
۳۵۸۸ – که گر مرده گر زنده، زاین جایگاه،
کَشد مر مرا سویِ ایران سپاه. – کزازی
*
پرسش: 
کَشد مر مرا سویِ ایران سپاه. 
یا
برد مر مرا سوی ایران سپاه
*
  پاسخ:
برد مر مرا سوی ایران سپاه
 
✅: برد مر مرا سوی ایران سپاه، روا تر ست. با واج آرایی حرف "ر". و عطف به بیت پسین: سر نامداران توران سپاه/ببُرّد، "بَرَد" پیش بیدار شاه.
متن شماره 2180، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (377): بیامد شَخنده، به زین اندرون، یا بیامد، خمیده بزین اندرون

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (377):
7684 - بیامد خمیده بزین اندرون
همی راند اسب و همی ریخت خون
2305 – بیامد خمیده به زین اندرون
همی راند اسب و همی ریخت خون – خالقی
۳۵۸۱ – بیامد، شَخنده، به زین اندرون،
همی راند اسب و همی ریخت خون، – کزازی
*
پرسش: 
بیامد شَخنده، به زین اندرون،
یا
بیامد، خمیده بزین اندرون
*
  پاسخ:
بیامد، خمیده بزین اندرون
 
✅: بیامد "خمیده" بزین اندرون، روا تر ست تا "شَخنده". واژه ی خمیده، چندین وچند بار در شاهنامه قید شده ولی "شَخنده"،  حتا یک بار هم قید نشده.
متن شماره 2179، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی