برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (386): بیاورد و بگشاد از بر بند و تنگ یا بیاورد و بگشاد از باره تنگ یا بیاورد و بگشاد از او بندِ تنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (386):
7727 - وز آن جایگه اسب او بیدرنگ
بیاورد و بگشاد از باره تنگ
۲۳۴۹ – از آن جایگه اسب او بی درنگ
بیاورد و بگشاد بربند و تنگ – خالقی
۳۶۲۵ – از آن جایگه، اسبِ او بی درنگ
بیاورد و بگشاد از او بندِ تنگ. – کزازی
*
پرسش: 
بیاورد و بگشاد از بر بند و تنگ
یا
بیاورد و بگشاد از باره تنگ
یا
بیاورد و بگشاد از او بندِ تنگ
*
  پاسخ:
بیاورد و بگشاد از باره تنگ
 
✅: بیاورد و بگشاد از باره "تنگ"، روا تر ست. تنگ(دوال یا چرمِ زیر شکم اسب) را گشود و اسب را از بار زین، وا رهاند. و نمد زیر را بستر خواب گزید: عطف به بیت پسین: نمد زین بزیر تن خفته مرد/بیفگند و نالید چندی بدرد
متن شماره 2188، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (385):مرا باد چندان "همی" روزگار یا مرا باد چندان "پس از" روزگار یا مرا باد چندان "بس از" روزگار

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (385):
7717 - مرا باد چندان همی روزگار
که بینم یکی چهرهٔ شهریار
۲۳۳۹ – مرا داد چندان پس از روزگار
که بینم یکی چهرهٔ شهریار – خالقی
۳۶۱۵ – مرا داد چندان بس از روزگار،
که بینم یکی چهرهٔ شهریار، – کزازی
*
پرسش: 
مرا باد چندان "همی" روزگار
یا
مرا باد چندان "پس از" روزگار
یا
مرا باد چندان "بس از" روزگار
*
  پاسخ:
مرا باد چندان همی روزگار
 
✅: مرا باد چندان همی روزگار/که بینم یکی چهرهٔ شهریار، روا تر ست. "مرا باد"، مرا بادا، مرا باشد، روا بادا، امید دارم. عطف به بیت پسین: "ازان پس چو مرگ آیدم باک نیست"/مرا خود نهالی بجز خاک نیست"
متن شماره 2187، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (384): برآورد سر، هرچه خود خواست کرد یا برآنرد سر هرچ می خواست کرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (384):
7712 - کنون کام دشمن همه راست کرد
برآنرد سر هرچ می خواست کرد       
۲۳۳۴ – کنون کام دشمن همه راست کرد
برآورد سر هرچه خود خواست کرد – خالقی
۳۶۱۰ – کنون، کامِ دشمن همه راست کرد،
برآورد سر، هرچه خود خواست کرد. – کزازی
*
پرسش: 
برآورد سر، هرچه خود خواست کرد
یا
برآنرد سر هرچ می خواست کرد       
*
  پاسخ:
برآنرد سر هرچ می خواست کرد       
 
✅: کنون کام دشمن همه راست کرد/"برآنرد" سر هرچ می خواست کرد، روا تر ست. اکنون کامِ دشمن، روا و فراهم ست. چرا که روند، برآنرد(برآن رَوَد، برآنگونه رود)، مسیر آماده ست که دشمن به تو بتازد و هر چرا را که خواسته باشد کُنَد، کردنی خواهد بود. عطف به بیت پسین، گستهم به بیژن: ببیژن چنین گفت کای نیک خواه/مکن خویشتن پیش من در تباه. و به شکلی دیگر،  دشمن، "برآرد سر"(سر برآورد، حاضر شود، سر برسد).
متن شماره 2186، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (383): پژوهش مرا بیش بایست کرد، یا شتابم کنون بیش بایست کرد

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (383):
7710 - شتابم کنون بیش بایست کرد
رسیدن بر تو بجای نبرد
۲۳۳۲ – پژوهش مرا پیش بایست کرد
رسیدن برِ تو به جای نبرد – خالقی
۳۶۰۸ – پژوهش مرا بیش بایست کرد،
رسیدن برِ تو، به جایِ نبرد. – کزازی
*
پرسش: 
پژوهش مرا بیش بایست کرد،
یا
شتابم کنون بیش بایست کرد
*
  پاسخ:
شتابم کنون بیش بایست کرد
 
✅: شتابم کنون بیش بایست کرد، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: "همی گفت کای نیک دل یار من/تو رفتی و این بود پیکار من"
متن شماره 2185، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (382): تو رفتیّ و برگشت پرگار، من. یا تو رفتی و این بود پیکار من

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (382):
7709 - همی گفت کای نیک دل یار من
تو رفتی و این بود پیکار من
۲۳۳۱ – همی گفت کای نیک دل یارِ من
تو رفتی و برگشت  پرگار من – خالقی
۳۶۰۷ – همی گفت ک: ای نیکدل یارِ من!
تو رفتیّ و برگشت  پرگار، من. – کزازی
*
پرسش: 
تو رفتیّ و برگشت  پرگار، من.
یا
تو رفتی و این بود پیکار من
*
  پاسخ:
تو رفتی و این بود پیکار من
 
✅: تو رفتی و این بود پیکار من، روا تر ست. "این بود پیکار من"، پیکار من(کنش من، دغدغه ی من، دلواپسی من) که شتاب بیشتری کنم تا زود تر به تو برسم" شتابم کنون بیش بایست کرد/رسیدن بر تو بجای نبرد".
متن شماره 2184، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی