950612
برگزیده های از شاهنامه ی فردوسی
***
"مانیفست" یا "کلام اول و آخر" گوهر بار حکیم بزرگوار طوس، در قالب اندرز های داهیانه ی بزرگمهر دانشور، در "دیالوگی" شیرین و شنیدنی با موبدان دربار کسرا انوشیروان
***
کسرا انوشیروان:
هرانکس که دارد به دل دانشی/ بگوید، مرا زو بود رامشی -
***
موبد،
بپرسید دیگر که فرزند راست / به نزد پدر جایگاهش کجاست -
بزرگمهر،
چنین داد پاسخ که نزد پدر / گرامی چو جانست فرخ پسر -
پس ازمرگ نامش بماند به جای / ازیرا پسر خواندش رهنمای -
موبد،
بپرسید دیگر که ازخواسته / که دانی که دارد دل آراسته -
بزرگمهر،
چنین داد پاسخ که مردم به چیز / گرامیست وز چیز خوارست نیز -
نخست آنکه یابی بدو آرزوی / ز هستیش پیدا کنی نیکخوی -
وگر چون بباید، نیاری به کار / همان سنگ و هم گوهر شاهوار -
961016
برگزیده های از شاهنامه ی فردوسی
***
"مانیفست" یا "کلام اول و آخر" حکیم بزرگوار طوس، در قالب اندرز های داهیانه ی بزرگمهر دانشور، در "دیالوگی" شیرین و شنیدنی با موبدان دربار کسرا انوشیروان
***
کسرا انوشیروان:
هرانکس که دارد به دل دانشی/ بگوید، مرا زو بود رامشی -
***
بزرگمهر دانشور:
فروتن بود شه، که دانا بود / به دانش، بزرگ و توانا بود -
هرآنکس که او کرده ی کردگار / بداند، گذشت از بد روزگار -
پرستیدن داور افزون کند / ز دل کاوش دیو بیرون کند -
بپرهیزد از هرچه نا کردنی ست / نیازارد آنکسی که نیازردنی ست –
961016
برگزیده های از شاهنامه ی فردوسی
***
"مانیفست" یا "کلام اول و آخر" حکیم بزرگوار طوس، در قالب اندرز های داهیانه ی بزرگمهر دانشور، در "دیالوگی" شیرین و شنیدنی با موبدان دربار کسرا انوشیروان
***
کسرا انوشیروان:
هرانکس که دارد به دل دانشی/ بگوید، مرا زو بود رامشی -
***
بزرگمهر دانشور:
فروتن بود شه، که دانا بود / به دانش، بزرگ و توانا بود -
هرآنکس که او کرده ی کردگار / بداند، گذشت از بد روزگار -
پرستیدن داور افزون کند / ز دل کاوش دیو بیرون کند -
بپرهیزد از هرچه نا کردنی ست / نیازارد آنکسی که نیازردنی ست –
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
درفش در شاهنامه - 7 - درفش نستوه گودرز و درفش بهرام گودرز
***
آنگاه که مردمانی دارای بیرق، ارتش و پادشاه و نماینده می شوند، می توان گفت که آن زمان نقطه آغاز تمدن آن کشور است . پرفسور آرتور کریستن سن
***
درفش نستوه گودرز:
درفشی کجا آهویش پیکر ست / که نستوه گودرز با لشکر است -
درفش بهرام گودرز:
درفشی کجا غرم دارد نشان / ز بهرام گودرز کشوادگان -
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
درفش در شاهنامه - 8 - درفش بیژن و ریونیز
***
آنگاه که مردمانی دارای بیرق، ارتش و پادشاه و نماینده می شوند، می توان گفت که آن زمان نقطه آغاز تمدن آن کشور است . پرفسور آرتور کریستن سن
***
درفش بیژن:
درفشی پر استار پیکر چو ماه / تنش لعل و جعد از حریر سیاه -
ورا بیژن گیو راند همی / که خون بآسمان بر فشاند همی -
درفش ریونیز:
درفشی پلنگست، پیکر گراز / پس ریونیز است با کام و ناز -