و.ک(057)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
پند های شاهنامه فردوسی - بخش (99) - پند کیخسرو به افراسیاب.
***
گزیده پندهایی در لا به لای گفتار ها و متن شاهنامه، که حکیم بزرگوار طوس، بیشتر در آغاز و فرجام داستان هایش و گاه از زبان ِ دل ِ شخصیت های شاهنامه اش، لب به سخن می گشاید.
***
پند کیخسرو به افراسیاب:
کسی کو بدانش توانگر بود/زگفتار کردار بهتر بود-
تو گویی که من بر شوم بر سپهر/بشستی برین گونه از شرم چهر-
دلت جادوی را چو سرمایه گشت/سخن بر زبانت چو پیرایه گشت-
زبان پر زگفتار و دل پر دروغ/بر مرد دانا نگیرد فروغ-
بهادر امیرعضدی
و.ک(058)
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
بیامد بدلشاد ببهشت گنگ/ابا آلت لشکر و ساز جنگ-
همی گشت بر گرد آن شارستان/بدستی ندید اندرو خارستان-
یکی کاخ بودش سر اندر هوا/برآوردهٔ شاه فرمان روا-
یکی نامه نزدیک فغفور چین/نبشتند با صد هزار آفرین-
.....................................
پ ن:
(*) گنگ دژ،
بنا بر بندهش، گنگ دژ در چندین فرسنگی دریای اساطیری فراخکرت است و بنا بر مینو خرد، در جانب مشرق نزدیک ستاره ی ستویس(یشتها جلد 1، ص 219 و 220).
شاهرخ مسکوب در سوگ سیاوش، ص، 148
شاهرخ مسکوب در سوگ سیاوش، ص، 149:
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
حرمت جسد دشمن در شاهنامه فردوسی - ۷ - جسد شیده افراسیاب
***برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
(150) - مترادف اصطلاحِ "بی چشم و رویی" در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه.
***
اصطلاح بی چشم و رویی در شاهنامه فردوسی.
***
افراسیاب از دید کیخسرو.
***
کیخسرو از بی چشم و رویی افراسیاب می گوید:
چو بشنید خسرو ز قارن سخن/بیاد آمدش گفتهای کهن-
ورا چشم بی آب و لب پر سخن/مرا دل پر از دردهای کهن-
بکوشد که تا دل بپیچاندم/ببیشی لشکر بترساندم-
یا
تو گویی که من بر شوم بر سپهر/بشستی برین گونه از شرم چهر-
یا
ز تور اندر آمد زیان از نخست/کجا با پدر دست بد را بشست-