برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (97):
5795 - یکی آنک کیخسرو از شاه من
بدو سر فرازد بهر انجمن
۴۲۰ – یکی آنک کیخسرو از شاه من
همی سر برآرد ز هر انجمن – خالقی
۱۷۰۰ – یکی آنکه کیخسرو از شاهِ من،
همی سر فرازد، به هر انجمن. – کزازی
*
پرسش:
بدو سر فرازد بهر انجمن
یا
همی سر فرازد، به هر انجمن
*
پاسخ:
بدو سر فرازد بهر انجمن
✅: "بدو سر فرازد بهر انجمن"، روا تر ست. چرا که فخر و سرافرازی کیخسرو، از نوه ی(دختر زاده ی) شاه من(افراسیاب) بودنِ اوست.
متن شماره 1891، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (96):
5770 - همه شوربختند و برگشته سر
همه دیده پرخون و خسته جگر
۳۹۵ – همه شوربختند و برگشته سر
همه دیده پرآب و پر خون جگر. – خالقی
۱۶۷۵ – همه شوربختند و برگشته سر،
همه دیده پرآب و پر خون جگر. – کزازی
*
پرسش:
همه دیده پرآب و پر خون جگر
یا
همه دیده پرخون و خسته جگر
*
پاسخ:
همه دیده پرخون و خسته جگر
✅: " همه دیده پرخون و خسته جگر" روا تر ست. چرا که خسته جگرند(خونجگرند) که از دیده خون می بارند.
متن شماره 1890، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (95):
5757 - ور ایدونک ترسد همی از کمین
ز جنگ سواران و مردان کین
۳۸۲ – وَر ایدونک ترسی همی از کمین
ز جنگ سُواران و مردانِ کین، – خالقی
۱۶۶۲ – ور ایدون که ترسی همی از کمین،
ز جنگ سواران و مردانِ کین، – کزازی
*
پرسش:
ور ایدونک ترسد همی از کمین
یا
ور ایدون که ترسی همی از کمین
*
پاسخ:
ور ایدون که ترسی همی از کمین
✅: ور ایدون که "ترسی" همی از کمین، روا تر ست. چرا که گیو مخاطبِ بیژن ست(شگفت از تو آید مرا، ای پدر)
متن شماره 1889، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (94):
5756 - که آید ز گردان بپیش سپاه
که آورد گیردبدین رزمگاه
۳۸۱ – که آید ز گُردان به پیش سپاه؟
که آرام گیرد برین کینه گاه؟ – خالقی
۱۶۶۱ – که آید، ز گُردان، به پیشِ سپاه؟
که آرام گیرد،بر این کینه گاه؟ – کزازی
*
پرسش:
که آرام گیردبدین رزمگاه
یا
که آورد گیردبدین رزمگاه
*
پاسخ:
که آورد گیردبدین رزمگاه
✅: "که آورد گیردبدین رزمگاه"، روا تر ست. که(چه کسی) پیشِ توران آورد(جنگ، نبرد) آورد و به دشمن بتازد؟
متن شماره 1888، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (93):
5750 - شگفت از جهاندیده گودرز نیست
که او را روان خود برین مرز نیست
۳۷۵ – شِگِفت از جهان خورده گودرز نیست
که او را روان خود بدین مرز نیست – خالقی
۱۶۵۵ – شگفت از جهان خورده گودرز نیست،
که او را روان، خود، بدین مرز نیست، – کزازی
*
پرسش:
شِگِفت از جهان خورده گودرز نیست
یا
شگفت از جهاندیده گودرز نیست
*
پاسخ:
شگفت از جهاندیده گودرز نیست
✅: " شگفت از جهاندیده گودرز نیست"، روا تر ست. سال خورد،سالخورده، به مفهوم کهن سال، در شاهنامه هست. ولی واژه ی"جهان خورده"، دیده نشده.
متن شماره 1887، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی