| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (323): |
| 7370 - ز نیرو بدو نیم شد دست راست |
| هم آنگه بغلتید و بر پای خاست |
| ۲۰۰۰ – ز نیرو به دو نیم شد دست راست |
| همآنگه بگردید و بر پای خاست – خالقی |
| ۳۲۷۰ – ز پیران، به دو نیم شد دستِ راست، |
| بنالید از درد و بر پای خاست. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بنالید از درد و بر پای خاست. |
| یا |
| هم آنگه بغلتید و بر پای خاست |
| * |
| پاسخ: |
| هم آنگه بغلتید و بر پای خاست |
| ✅: هم آنگه بغلتید و بر پای خاست، روا تر ست. از زین بر زمین افتاد و بی درنگ برخاست و "ز گودرز بگریخت و شد سوی کوه". |
| متن شماره 2125، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (322): |
| 7361 - ابا خواست یزدانش چاره نماند |
| کرا کوشش و زور و یاره نماند |
| ۱۹۹۲ – ابا خواستِ یزدانش چاره نماند |
| کجا کوشش و زور و باره نماند – خالقی |
| ۳۲۶۲ – اَبا خواستِ یزدانش، چاره نماند، |
| کجا کوشش و زور و باره نماند – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| کجا کوشش و زور و باره نماند |
| یا |
| کرا کوشش و زور و یاره نماند |
| * |
| پاسخ: |
| کرا کوشش و زور و یاره نماند |
| ✅: "کرا" کوشش و زور و "یاره" نماند، روا تر ست. کرا(کسی را)، یاره(یارا). |
| متن شماره 2124، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| چالش شماره (321): |
| 7358 - به آوردگاه سواران ز گرد |
| فروماند خورشید روز نبرد |
| ۱۹۸۹ – بدآوردِ نیزه سُواران ز گَرد |
| فروماند خورشید روزِ نبرد – خالقی |
| ۳۲۵۹ – به آوردِ نیزه ی سواران، ز گَرد، |
| فروماند خورشید، روزِ نبرد. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| به آوردِ نیزه ی سواران، ز گَرد، |
| یا |
| به آوردگاه سواران ز گرد |
| * |
| پاسخ: |
| به آوردگاه سواران ز گرد |
| ✅: به آوردگاه سواران ز گرد، روا تر ست. ، روز نبرد،خورشید از گرد و غبارِ سمِ ستورِ سوارن، از نور افشانی، فرو ماند. در مانده شد. |
| متن شماره 2123، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (320): |
| 7353 - بتورانیان بر بد آن جنگ شوم |
| به آوردگه کردن آهنگ شوم |
| ۱۹۸۵ – به تورانیان بر بُد آن جنگ شوم |
| بدآورد کردند آهنگِ شوم – خالقی |
| ۳۲۵۴ – به تورانیان بر، بُد آن جنگ شوم، |
| به آوردگه، کردن آهنگ شوم. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بدآورد کردند آهنگِ شوم |
| یا |
| به آوردگه کردن آهنگ، شوم |
| * |
| پاسخ: |
| به آوردگه کردن آهنگ شوم |
| ✅: به آوردگه "کردن" آهنگ، شوم، روا تر ست، تا بدآورد "کردند" آهنگِ شوم. چون آن جنگ، به باور تورانیان شوم دیده شده بود(بُد آن جنگ، شوم)، عزم و اراده ی جنگیدن هم شوم، داوری شد. |
| متن شماره 2122، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (319): |
| 7351 - شبیخون کند گاه شادی بروی |
| همی خواری و سختی آرد بروی |
| ۱۹۸۳ – شبیخون کند گاهِ شادی بر اوی |
| برآن سو که خواهد بتابَدش روی – خالقی |
| ۳۲۵۲ – شبیخون کند گاهِ شادی بر اوی، |
| بر آن سو که خواهد، بتابدش روی. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| شبیخون کند گاهِ شادی بر اوی،/بر آن سو که خواهد، بتابدش روی |
| یا |
| شبیخون کند گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی |
| * |
| پاسخ: |
| شبیخون کند گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی |
| ✅: شبیخون کند گاه شادی بروی/همی خواری و سختی آرد بروی، روا تر ست. تضاد شادی از یک سو و خواری و سختی، از دیگر سو، به رخ کشیده شده. |
| متن شماره 2121، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |