برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (62): فراز آوریدی ز "دست" بدی یا فراز آوریدی، ز راهِ بدی.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (62):

 

5565 - به بیداد کز مردمان بستدی

فراز آوریدی ز دست بدی

 

۱۸۶– به بیداد کز مردمان بستَدی

فرازآوریدی ز دست بدی، – خالقی

 

۱۴۶۸ – به بیداد کز مردمان بِستَدی،

فراز آوریدی، ز راهِ بدی. – کزازی

*

  پرسش:

فراز آوریدی ز "دست" بدی

یا

فراز آوریدی، ز راهِ بدی.

*

  پاسخ:

فراز آوریدی ز "دست" بدی

 

✅: عطف به بیتِ(همه آلت لشکر و سیم و زر / فرستی به نزدیک ما سربسر)، "ز دست بدی" یا  دستاورد های بدی، یعنی(آلت لشکر و سیم و زر)، هماهنگ تر ست تا ز راه بدی. ولی "ز راه بدی" "راه" با مفاهیمِ (افکار و باور و ذهنیت، تدابیر، گمان ها و ...) هماهنگ ست. مانند  بیت های: ز من بگسلد فره ایزدی/گر آیم بکژی و "راه بدی" - و - ازو بند بردار گر بخردی / دلت بازگردان ز "راه بدی" - 

متن شماره 1846، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (61): بسان "سگانش" ازان انجمن یا به سانِ "سگانشان"، از آن انجمن

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

***

چالش شماره (61):

 

5507 - بسان سگانش ازان انجمن

ببندی فرستی بنزدیک من

 

۱۷۷ – بسان سگان شان از آن انجمن

ببندی فرستی به نزدیک من – خالقی

 

۱۴۵۹ – به سانِ سگانشان، از آن انجمن

ببندی، فرستی به نزدیکِ من، – کزازی

*

  پرسش:

بسان "سگانش" ازان انجمن

یا

به سانِ "سگانشان"، از آن انجمن

*

  پاسخ:

بسان "سگانش" ازان انجمن/ببندی فرستی بنزدیک من-


 

✅: عطف به بیت پیشین: (به خون سیاوَخش "یازید" دست/جهانی به بیداد بر "کرد" پست) – "یازید" و "کرد"، هر دو مفردند و نه جمع. مراد گرسیوز یا افراسیاب ست. و اگر عطف به بیت پسین(بدان تا فرستم بنزدیک شاه/"چه شان" سر ستاند چه بخشد کلاه) شود، با قید "چه شان"(چه آنها را)، "سگانشان" هم شدنی ست. 

متن شماره 1845، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (60): نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه یا بماند به تو مُهر و تخت و کلاه؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (60):

 

5501 - ور از تو پدیدار آید گناه

نماند بتو مهر و تخت و کلاه

 

۱۷۰ – گر از تو پدیدار ناید گناه

بماند به تو مُهر و تخت و کلاه – خالقی

 

۱۴۵۳ – گر از تو پدیدار آید گناه،

نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه. – کزازی

*

  پرسش:

نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه

یا

بماند به تو مُهر و تخت و کلاه

*

  پاسخ:

نمانَد به تو مُهر و تخت و کلاه


 

✅:      (ور از تو پدیدار آید گناه/نماند بتو مهر و تخت و کلاه)، روا تر ست. چرا که بنا بر بی گناهی تو ست. ترا بی گناه می دانم. اگر گناهی از تو سر زند، مُهر و منشور و تخت و کلاهی برایت نخواهد ماند. تهدید و تحبیبِ توامان گودرز بر پیران.

متن شماره 1844، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (59): اگر راست باشد دلت با زبان یا گرت چیره گردد بر ایشان زبان،؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (59):

5499 - اگر راست باشد دلت با زبان

گذشتی ز تیمار و رستی بجان

 

۱۶۸ – گرت چیره گردد بریشان زبان

گذشتی ز تیمار و رستی به جان – خالقی


۱۴۵۱ – گرت چیره گردد بر ایشان زبان،

گذشتی ز تیمار و رَستی به جان، – کزازی

*

  پرسش:

اگر راست باشد دلت با زبان

یا

گرت چیره گردد بر ایشان زبان،

*

  پاسخ:

اگر راست باشد دلت با زبان


 

✅:   (عطف به، بیت پیشین،(دروغ است بر تو هم این نامِ مهر، /نبینم، به "دلت" اندر، آرامِ مهر )، بیتِ(اگر راست باشد دلت با زبان)، روا تر و راست تر ست.

متن شماره 1843، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (58): ز شاهان گیتی که آزرده ای یا ز شاهان کسی را نیازَرده ای ؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (58):

 

5493 - گناهی که تا این زمان کرده ای

ز شاهان گیتی که آزرده ای

 

۱۶۲ – گناهی که تا این زمان کرده یی

ز شاهان کسی را بیازرده یی – خالقی

 

۱۴۴۵ – گناهی که تا این زمان کرده ای،

ز شاهان کسی را نیازَرده ای – کزازی

*

  پرسش:

ز شاهان گیتی که آزرده ای

یا

ز شاهان کسی را نیازَرده ای

*

  پاسخ:

ز شاهان گیتی که آزرده ای


 

✅:  ز شاهان گیتی، که آزرده ای؟. رواتر ست.  چرا که، "که آزرده ای"؟ به مفهومِ(از شاهان، که را، چه کسی را آزارنده یی؟)، استفهام انکاری، (همانا که، شاهی را نیازرده یی). و (گناهی که تا این زمان کرده یی) هم استفهام انکاری ست. گناهی نکرده یی.

متن شماره 1842، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی