| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (316): |
| 7331 - همی تیر بارید همچون تگرگ |
| بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ |
| ۱۹۶۳ – همی تیر بارید همچون تگرگ |
| ابر اِسپر کَرگ و بر خود و تَرگ – خالقی |
| ۳۲۳۱ – همی تیر بارید، همچون تگرگ، |
| بر آن اِسپَر کرگ و بر خُود و ترگ. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بر آن اِسپَر کرگ و بر خُود و ترگ. |
| یا |
| بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ |
| * |
| پاسخ: |
| بران اسپر کرگ و بر ترک و ترگ |
| ✅: بران اسپر کرگ و بر تُرک و ترگ، روا تر ست. واژ آرایی ک و گ – کرگ، تُرک و تَرگ |
| متن شماره 2118، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (315): |
| 7326 - بشد پیش یاران و کرد آفرین |
| ابر شاه و بر پهلوان زمین |
| ۱۹۵۸ – بزد پیش یاران و کرد آفرین |
| ابر شاه و بر پهلَوانِ زَمین – خالقی |
| ۳۲۲۶ – بزد پیشِ یاران و کرد آفرین، |
| اَبَر شاه و بر پهلوانِ زمین. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بزد پیشِ یاران و کرد آفرین، |
| یا |
| بشد پیش یاران و کرد آفرین |
| * |
| پاسخ: |
| بشد پیش یاران و کرد آفرین |
| ✅: بشد پیش یاران و کرد آفرین، روا تر ست. بشد(برفت). |
| متن شماره 2117، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (314): |
| 7325 - بران کوه فرخ برآمد ز پست |
| یکی گرگ پیکر درفشی بدست |
| ۱۹۵۷ – بر آن کوه فرّخ برآمد ز پَست |
| یکی کَرگ پیکر درفشی به دست – خالقی |
| ۳۲۲۵ – بر آن کوه فرّخ برآمد، ز پست، |
| یکی گرگ پیکر درفشی به دست، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| یکی کَرگ پیکر درفشی به دست |
| یا |
| یکی گرگ پیکر درفشی بدست |
| * |
| پاسخ: |
| یکی گرگ پیکر درفشی بدست |
| ✅: یکی "گرگ" پیکر درفشی بدست، روا تر ست. درفشِ زنگه ی شاوران، "همای" و "گرگ" ست نه کرگ(کرگدن). |
| متن شماره 2116، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (313): |
| 7323 - مر او را بچاره ز روی زمین |
| نگون اندر افگند بر پشت زین |
| ۱۹۵۵ – "مرو را" به چاره ز روی زمین |
| "نگونش" برافگند بر "پشت" زین – خالقی |
| ۳۲۲۳ – "مر او را"، به چاره ز رویِ زمین |
| "نگون"، اندر افگند بر "روی" زین – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| مر او را، به چاره ز رویِ زمین/"نگونش" بر افگند بر پشت زین، |
| یا |
| مر او را بچاره ز روی زمین/"نگون" اندر افگند بر پشت زین، |
| * |
| پاسخ: |
| مر او را بچاره ز روی زمین/"نگون" اندر افگند بر پشت زین، |
| ✅: مر او را بچاره ز روی زمین/نگون اندر افگند بر پشت زین، روا تر ست. چرا که: دو بار قید شدن "او را"، ایرادِ نگارشی دارد. ۱، "مر او را به چاره"(او را به چاره) و "نگونش بر افکند"(او را نگون برافکند). دو بار "او را" قید شده. |
| متن شماره 2115، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (312): |
| 7319 - بدآنگه که زنگه برو دست یافت |
| سنان سوی او کرد و اندر شتافت |
| ۱۹۵۱ – بدانگه که زنگه برو دست یافت |
| سِنان سوی او تافت و اندر شتافت – خالقی |
| ۳۲۱۹ – بدان گه که زنگه بر او دست یافت، |
| سنان سویِ او تافت و اندر شتافت. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سنان سویِ او تافت و اندر شتافت. |
| یا |
| سنان سوی او کرد و اندر شتافت |
| * |
| پاسخ: |
| سنان سوی او کرد و اندر شتافت |
| ✅: سنان سوی او "کرد" و اندر شتافت، روا تر ست تا سنان سوی او "تافت". وجه غالب واژه ی "تافتن" افزون بر مفاهیم(تابیدن، بافتن، رشتن، نور افشاندن، تفدیدن، ) اغلب به مفهوم روی بر گاشتن، هزیمت، فرار، دور شدن، در شاهنامه آمده. |
| متن شماره 2114، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |