برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (308): فروریخت از ترگ با "مغز خون" یا فروریخت از ترگ او "مغز و خون"

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (308):
7281 - زد از باد بر سرش رومی ستون
فروریخت از ترگ او مغز و خون
۱۹۱۵ – زد از باد بر سَرش رومی ستون
فروریخت از ترگ با مغز خون – خالقی
۳۱۸۳ – زد، از باد، بر سرش رومی ستون،
فروریخت، از تَرگ، با مغز خون. – کزازی
*
پرسش: 
فروریخت از ترگ با مغز خون
یا
فروریخت از ترگ او مغز و خون
*
  پاسخ:
فروریخت از ترگ او مغز و خون
 
✅:  فروریخت از ترگِ "او" مغز و خون، روا تر ست تا "فروریخت، از تَرگ، با مغز خون". فرو ریخت، از تَرگ، با مغز"،" خون ِ چه کسی؟
متن شماره 2101، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (307): "به" آوردگه بر،/زَمی را بدرّید و اندر شتافت یا "بر" آوردگه بر برو دست یافت/زمین را بدرید و اندر شتافت

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (307):
7280 - بر آوردگه بر برو دست یافت
زمین را بدرید و اندر شتافت
۱۹۱۴ – بر آوردگه بر برو دست یافت
زَمی را بدرّید و اندرشتافت– خالقی
۳۱۸۲ – به آوردگه بر، بر او دست یافت،
زَمی را بدرّید و اندر شتافت. – کزازی
*
پرسش: 
به آوردگه بر، بر او دست یافت،/زَمی را بدرّید و اندر شتافت
یا
بر آوردگه بر برو دست یافت/زمین را بدرید و اندر شتافت
*
  پاسخ:
بر آوردگه بر برو دست یافت/زمین را بدرید و اندر شتافت
 
✅: "بر" آوردگه "بر" "برو" دست یافت/زمین "را" "بدرید" و "اندر" شتافت، روا تر ست. نبوغ شیوای حکیم در صنایع شعری در واج آرایی "بر" و "ر"، در بیت.
متن شماره 2100، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (306): بر آن تخمه ی خسروِ نیکخواه یا ابر شاه کیخسرو و تاج و گاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (306):
7275 - همی آفرین خواند سالار شاه
ابر شاه کیخسرو و تاج و گاه
۱۹۱۰ – بکرد آفرین بر جهاندار شاه
بر آن تخمه ی خسروِ نیک خواه – خالقی
۳۱۷۸ – بکرد آفرین بر جهاندار شاه،
بر آن تخمه ی خسروِ نیکخواه – کزازی
*
پرسش: 
بر آن تخمه ی خسروِ نیکخواه
یا
ابر شاه کیخسرو و تاج و گاه
*
  پاسخ:
ابر شاه کیخسرو و تاج و گاه
 
✅: ابر شاه کیخسرو و تاج و گاه، روا تر ست. کیخسرو را آفرین گفت و عطف به بیت پسین: "که پیروزگر شاه پیروز باد/همه روزگارانش نوروز باد"، و روزگاری خوش را برای کیخسرو خواست.
متن شماره 2099، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (305): سویِ نیزه بردند و شمشیر، دست یا سوی نیزه بردند چون باد دست

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (305):
7263 - کمانها همه پاک بر هم شکست
سوی نیزه بردند چون باد دست
۱۸۹۸ – کمان ها همه پاک بر هم شکست
سُوی نیزه بردند چون باد دست – خالقی
۳۱۶۸ – کمانها همه، پاک، بر هم شکست،
سویِ نیزه بردند و شمشیر، دست – کزازی
*
پرسش: 
سویِ نیزه بردند و شمشیر، دست 
یا
سوی نیزه بردند چون باد دست
*
  پاسخ:
سوی نیزه بردند چون باد دست
 
✅: سوی نیزه بردند چون "باد" دست، روا تر ست. به تندی و جَلدیِ برق و باد و بی درنگ، دست به " سوی نیزه بردند". و هومان، " یکی نیزه انداخت بر ران اوی(بارمان)".
متن شماره 2098، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (304): گرفته کمانِ نبردی به چنگ یا گرفته کمان رفت پیشش بجنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (304):
7251 - برآورد زان تیرهای خدنگ
گرفته کمان رفت پیشش بجنگ
۱۸۸۷ – بر آورد از آن تیرهای خدنگ
گرفته کمانِ نبردی به چنگ  – خالقی
۳۱۵۶ – برآورد از آن تیرهای خدنگ،
گرفته کمانِ نبردی به چنگ. – کزازی
*
پرسش: 
گرفته کمانِ نبردی به چنگ
یا
گرفته کمان رفت پیشش بجنگ
*
  پاسخ:
گرفته کمان رفت پیشش بجنگ
 
✅: گرفته کمان "رفت" پیشش بجنگ، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: چو از دور ترک دژم را "بدید"/کمان را بزه کرد و اندر کشید، و به سوی او (زَنگَله) ی تورانی "رفت". و "اَبَر زنگله، تیرباران گرفت".
متن شماره 2097، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی