برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (301): بریزید و هم در زمان داد جانش یا شکست و برآمد ز تن نیز جانش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (301):
7243 - چنان سخت زد بر زمین کاستخوانش
شکست و برآمد ز تن نیز جانش
۱۸۷۹ – چُنان سخت زد بر زمین کاستخوانش
بریزید و هم در زمان داد جانش – خالقی
۳۱۴۸ – چنان سخت زد بر زمین کاستخوانش
بریزید و هم در زمان داد جانش. – کزازی
*
پرسش: 
بریزید و هم در زمان داد جانش
یا
شکست و برآمد ز تن نیز جانش
*
  پاسخ:
شکست و برآمد ز تن نیز جانش
 
✅: "شکست" و برآمد ز تن نیز جانش، روا تر ست. "شکستن" با استخوان، همگن تر ست تا "ریختن".
متن شماره 2094، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (300): پر از خشم و پر جنگ و کینه سران، یا پر از جنگ و پر خشم کینه وران

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (300):
7238 - پر از جنگ و پر خشم کینه وران
گرفتند زان پس عمود گران
۱۸۷۴ – پر از خشم و پُر جنگ و کینه سران
گرفتند از آن پس عَمودِ گران – خالقی
۳۱۴۳ – پر از خشم و پر جنگ و کینه سران،
گرفتند، از آن پس، عمودِ گران. – کزازی
*
پرسش: 
پر از خشم و پر جنگ و کینه سران،
یا
پر از جنگ و پر خشم کینه وران
*
  پاسخ:
پر از جنگ و پر خشم کینه وران
 
✅: "پر از جنگ و پر خشم، کینه وران"، روا تر ست، گرازه و سیامک تورانی، پر از جنگ و پر خشم و کینه ورز.
متن شماره 2093، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (299): کز اسب اندر آرَد مر آن نیو را. یا کز اسب اندر آرد گو نیو را

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (299):
7225 - همی زنده بایست مر گیو را
کز اسب اندر آرد گو نیو را
۱۸۶۱ – همی زنده بایست مر گیو را
کز اسب اندر آرد مر آن نیو را – خالقی
۳۱۳۰ – همی زنده بایست، مر گیو را،
کز اسب اندر آرَد مر آن نیو را. – کزازی
*
پرسش: 
کز اسب اندر آرَد مر آن نیو را.
یا
کز اسب اندر آرد گو نیو را
*
  پاسخ:
کز اسب اندر آرد گو نیو را
 
✅: "کز اسب اندر آرد "گو" نیو را"، روا تر ست. اشاره یی ایهامی و به تلمیح به گیو نیو، گیو پهلوان. عطف به بیت پسین: سوی تیغ برد آن زمان دست خویش/دمان "گیوِ نیو" اندر آمد بپیش.
متن شماره 2092، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (298): ز فِتراکِ خویش، آن کَیانی کمند یا ز فتراک زین، آن کیانی کمند

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (298):
7217 - فرود آمد از اسب و بگشاد بند
ز فتراک زین، آن کیانی کمند  
۱۸۵۳ – فرود آمد از اسب و بگشاد بند
ز فِتراک خویش آن کیانی کمند – خالقی
۳۱۲۲ – فرود آمد از اسب و بگشاد بند،
ز فِتراکِ خویش، آن کَیانی کمند. – کزازی
*
پرسش: 
ز فِتراکِ خویش، آن کَیانی کمند
یا
ز فتراک زین، آن کیانی کمند
*
  پاسخ:
ز فتراک زین، آن کیانی کمند
 
✅:    ز فتراک "زین" آن کیانی کمند، روا تر ست. بند(گره) کمان بسته شده به فتراک زین را باز کرد و با آن کمند کیانی، در بیت پسین، "ببست از بر باره کلباد را".
متن شماره 2091، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (297): برآورد و زد تیر بر گردنش، یا برآورد و زد تیغ بر گردنش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (297):
7216 - برآورد و زد تیر بر گردنش
بدو نیم شد تا کمرگه تنش
۱۸۵۲ – برآورد و زد تیغ بر گردنش
به دو نیم شد تا کمرگه تنش – خالقی
۳۱۲۱ – برآورد و زد تیر بر گردنش،
به دو نیم شد تا کمرگه تنش. – کزازی
*
پرسش: 
برآورد و زد تیر بر گردنش،
یا
برآورد و زد تیغ بر گردنش
*
  پاسخ:
برآورد و زد تیغ بر گردنش
 
✅:    برآورد و زد "تیغ" بر گردنش، روا تر ست تا برآورد و زد "تیر" بر گردنش. چرا که با تیغ(شمشیر)، می توان "بدو نیم کرد تنش". نه تیر.
متن شماره 2090، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی