برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (298): ز فِتراکِ خویش، آن کَیانی کمند یا ز فتراک زین، آن کیانی کمند

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (298):
7217 - فرود آمد از اسب و بگشاد بند
ز فتراک زین، آن کیانی کمند  
۱۸۵۳ – فرود آمد از اسب و بگشاد بند
ز فِتراک خویش آن کیانی کمند – خالقی
۳۱۲۲ – فرود آمد از اسب و بگشاد بند،
ز فِتراکِ خویش، آن کَیانی کمند. – کزازی
*
پرسش: 
ز فِتراکِ خویش، آن کَیانی کمند
یا
ز فتراک زین، آن کیانی کمند
*
  پاسخ:
ز فتراک زین، آن کیانی کمند
 
✅:    ز فتراک "زین" آن کیانی کمند، روا تر ست. بند(گره) کمان بسته شده به فتراک زین را باز کرد و با آن کمند کیانی، در بیت پسین، "ببست از بر باره کلباد را".
متن شماره 2091، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (297): برآورد و زد تیر بر گردنش، یا برآورد و زد تیغ بر گردنش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (297):
7216 - برآورد و زد تیر بر گردنش
بدو نیم شد تا کمرگه تنش
۱۸۵۲ – برآورد و زد تیغ بر گردنش
به دو نیم شد تا کمرگه تنش – خالقی
۳۱۲۱ – برآورد و زد تیر بر گردنش،
به دو نیم شد تا کمرگه تنش. – کزازی
*
پرسش: 
برآورد و زد تیر بر گردنش،
یا
برآورد و زد تیغ بر گردنش
*
  پاسخ:
برآورد و زد تیغ بر گردنش
 
✅:    برآورد و زد "تیغ" بر گردنش، روا تر ست تا برآورد و زد "تیر" بر گردنش. چرا که با تیغ(شمشیر)، می توان "بدو نیم کرد تنش". نه تیر.
متن شماره 2090، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (296): دوان آمده تا به آوردگاه، یا دمان آمدند اندر آوردگاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (296):
7212 - دمان آمدند اندر آوردگاه
ابا یکدگر ساخته کینه خواه
۱۸۴۸ – دمان آمده تا بدآوردگاه
ابر یکدگر تاخته کینه خواه – خالقی
۳۱۱۷ – دوان آمده تا به آوردگاه،
اَبَر یکدگر تاخته، کینه خواه، – کزازی
*
پرسش: 
دوان آمده تا به آوردگاه،
یا
دمان آمدند اندر آوردگاه
*
  پاسخ:
دمان آمدند اندر آوردگاه
 
✅: دمان "آمدند" اندر آوردگاه، روا تر ست. عطف به قیدِ "برآویختند" و "بدادند جان"، در بیت های پیشین، دمان "آمدند"، همگن و به قاعده تر ست تا دمان "آمده".
متن شماره 2089، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (295): بدادند پاک از پیِ نام و ننگ، یا بدادند "جان" از پی نام و ننگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (295):
7211 - سران از پی پادشاهی بجنگ
بدادند جان از پی نام و ننگ
۱۸۴۷ – سران از پی پادشاهی به جنگ
بدادند پاک از پی نام و ننگ – خالقی
۳۱۱۶ – سران، از پیِ پادشاهی به جنگ
بدادند پاک، از پیِ نام و ننگ، – کزازی
*
پرسش: 
بدادند پاک از پیِ نام و ننگ،
یا
 بدادند "جان" از پی نام و ننگ
*
  پاسخ:
 بدادند "جان" از پی نام و ننگ
 
✅: بدادند "جان" از پی نام و ننگ، روا تر ست. جان و جنگ. سران(فاعل)، جان(مفعول) دادند. در"بدادند پاک، از پیِ نام و ننگ"، مفعول، "مغفول" ست.
متن شماره 2088، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (294): نبودی بدآن پَست کردن درنگ یا نبودی بر آن پست کردن درنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (294):
7204 - که گر کوه پیش آمدی روز جنگ
نبودی بر آن رزم کردن درنگ
۱۸۴۰ – اگر کوه پیش آمدی روز جنگ
نبودی بدآن پَست کردن درنگ – خالقی
۳۱۰۹ – اگر کوه پیش آمدی روزِ جنگ،
نبودی بر آن پست کردن درنگ، – کزازی
*
پرسش: 
نبودی بدآن پَست کردن درنگ
یا
نبودی بر آن پست کردن درنگ
*
  پاسخ:
نبودی بر آن پست کردن درنگ
 
✅: "نبودی بر آن پست کردن درنگ"، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "همه دستهاشان فروماند پست/در زور یزدان بریشان ببست". دست هاشان از "پست" کردن کوه، باز ماند.
متن شماره 2087، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی