برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (288):: به خون تشنه هر دو سپَهبد، به کین، یا میان بسته هر دو سپهبد بکین

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (288):
7192 - میان بسته هر دو سپهبد بکین
چه از پادشاهی چه از بهر دین
۱۸۲۸ – به خون تشنه هر دو سپهبَد به کین
چه از پادشاهی، چه از بهر دین – خالقی
۳۰۹۷ – به خون تشنه هر دو سپَهبد، به کین،
چه از پادشاهی چه از بهرِ دین – کزازی
*
پرسش: 
به خون تشنه هر دو سپَهبد، به کین،
یا
میان بسته هر دو سپهبد بکین
*
  پاسخ:
میان بسته هر دو سپهبد بکین
 
✅: "میان بسته هر دو سپهبد بکین"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: "چو گودرز کشواد و پیران بهم/همه ساخته دل بدرد و ستم"، "میان بسته"(کمر همت بر بسته و عهد بسته) به "کین"(کینخواه و خونخواه) دشمنان شاه، راه(آیین) و میهنانشان، ایران و توران.
متن شماره 2081، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (287): همه ساخته، دور کرده ستم یا همه ساخته دل بدرد و ستم *

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (287):
7191 - چو گودرز کشواد و پیران بهم
همه ساخته دل بدرد و ستم
۱۸۲۷ – چو گودرزِ کشواد و پیران بهم
همه ساخته دور کرده ستم – خالقی
۳۰۹۶ – چو گودرزِ گشواد و پیران به هم،
همه ساخته، دور کرده ستم – کزازی
*
پرسش: 
همه ساخته، دور کرده ستم
یا
همه ساخته دل بدرد و ستم
*
  پاسخ:
همه ساخته دل بدرد و ستم
 
✅: "همه ساخته دل بدرد و ستم"، روا تر ست. هر دو دل به "درد"(دل در گرو و دغدغه مند میهنانشان، ایران و توران) و هر دو سپر محافظِ "ستم" دشمنان مهاجمان.
متن شماره 2080، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (286): "و زآن" پس که/بیامد، بگشتت سر از پندِ من یا "ازان پس" که نزد تو فرزند من/بیامد کشیدی سر از پند من *

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (286):
7169 - ازان پس که نزد تو فرزند من
بیامد کشیدی سر از پند من
۱۸۰۵ – وُ زآن پس که نزد تو فرزند من
بیامد، بگشتت سر از پند من – خالقی
۳۰۷۲ – و زآن پس که نزدِ تو فرزندِ من
بیامد، بگشتت سر از پندِ من. – کزازی
*
پرسش: 
و زآن پس که نزدِ تو فرزندِ من/بیامد، بگشتت سر از پندِ من
یا
 ازان پس که نزد تو فرزند من/بیامد کشیدی سر از پند من
*
  پاسخ:
 ازان پس که نزد تو فرزند من/بیامد کشیدی سر از پند من
 
✅: ازان پس که نزد تو فرزند من/بیامد کشیدی سر از پند من، روا تر ست. "کشیدی سر"(سرکشی کردی، نافرمانی کردی)، روا تر ست تا "بگشتت سر"(سرگشته شدی).
متن شماره 2079، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (285): از اختر همی بخت او تیره دید یا ز اختر همی بختِ وارونه دید یا از اختر همی بخت، وارونه دید *

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (285):
7162 - چو گودرز گفتار پیران شنید
از اختر همی بخت وارونه دید
۱۷۹۸ – چو گودرز گفتار پیران شنید
از اختر همی بخت او تیره دید – خالقی
۳۰۶۵ – چو گودرز گفتارِ پیران شنید،
ز اختر همی بختِ وارونه دید. – کزازی
*
پرسش: 
از اختر همی بخت او تیره دید
یا
ز اختر همی بختِ وارونه دید
یا
از اختر همی بخت، وارونه دید
*
  پاسخ:
از اختر همی بخت، وارونه دید
 
✅: از اختر همی بخت وارونه دید ،روا تر ست. گفتار پیران، گودرز را خوش نیامد("بخت وارونه دید") چرا که، عطف به دو بیت پسین: بپیران چنین گفت کای نامور/شنیدیم گفتار تو سربسر - ز خون سیاوش بافراسیاب/چه سودست از داد سر برمتاب - گفتار پیران را بر بنیاد بیداد دید و به گفتارش اقبال نشان نداد.
متن شماره 2078، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (284): ابا نامدارانِ آن انجمن، یا من و نامدارانِ این انجمن یا کسی را نیازارم از انجمن

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (284):
7160 - وگر تو شوی کشته بر دست من
کسی را نیازارم از انجمن
۱۷۹۶ – وُگر تو شوی کُشته بر دست من
ابا نامدارانِ آن انجمن، – خالقی
۳۰۶۳ – وگر تو شوی کشته بر دستِ من،
من و نامدارانِ این انجمن! – کزازی
*
پرسش: 
ابا نامدارانِ آن انجمن،
یا
من و نامدارانِ این انجمن
یا
کسی را نیازارم از انجمن
*
  پاسخ:
کسی را نیازارم از انجمن
 
✅: "کسی را نیازارم از انجمن"، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: اگر من به دست تو گردم تباه/نجویند کینه به توران سپاه.
متن شماره 2077، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی