برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (81):
5685 - دگر گژدهم رزم را ناگزیر
فروهل که بگذارد از سنگ تیر
۳۰۹– دگر گَژدَهَم رزم را ناگزیر
فُروهِل که بگذارد از چرخ تیر – خالقی
۱۵۸۹ – دگر گُژدَهَم، رزم را ناگزیر،
فروهَل که بگذاشت از چرخ تیر. – کزازی
*
پرسش:
بگذارد و از سنگ
یا
بگذاشت و از چرخ
*
پاسخ:
بگذارد و از سنگ
✅: بگذارد از سنگ تیر، به مفهوم فروهل که تیرش از سنگ هم می گذرد، روا تر ست. تیرش از سنگ هم گذر می کند.
متن شماره 1865، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (80):
5683 - بدان آبگون خنجر نیو سوز
چو شیر ژیان با یلان رزم توز
۳۰۷ – بدان آبگون خنجر نیوسوز
چو شیر ژیان با یلان رزم یوز – خالقی
۱۵۸۷ – بدان آبگون خنجرِ نیوسوز،
چو شیرِ ژیان، با یلان رزم توز. – کزازی
*
پرسش:
رزم یوز
یا
رزم توز
*
پاسخ:
چو شیرِ ژیان، با یلان رزم توز.
✅: چو شیر ژیان با یلان رزم توز، روا تر ست. توزیدن؟ تازان.
متن شماره 1864، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (79):
5665 - سوی میسره رود آب روان
چنان در خور آمد چو تن را روان
۲۸۹ – سُوی میسره رود و آبِ روان
چُنان درخور آمد چو تن را روان – خالقی
۱۵۶۹ – سویِ میسره، رودِ آب روان
چنان درخور آمد که تن را روان. – کزازی
*
پرسش:
رود و آبِ روان
یا
رودِ آب روان
*
پاسخ:
رود و "آبِ روان"
✅: رود و "آبِ روان"، به مفهومِ رودی که روان و رونده(خروشان و مهیب) هم هست و "در خور"(شایسته و کارآمد، سودمند) چونان تنی که حفاظِ جان و روان باشد. رودِ خروشان، حفاظ و حائلی مناسب برای هجوم دشمن از جناح چپ(میسره) دیده شده. و کوه هم از جناح راست(میمنه)، در بیت پیشین(سپه را سُوی میمنه کوه بود).
متن شماره 1863، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (79):
5665 - سوی میسره رود آب روان
چنان در خور آمد چو تن را روان
۲۸۹ – سُوی میسره رود و آبِ روان
چُنان درخور آمد چو تن را روان – خالقی
۱۵۶۹ – سویِ میسره، رودِ آب روان
چنان درخور آمد که تن را روان. – کزازی
*
پرسش:
رود و آبِ روان
یا
رودِ آب روان
*
پاسخ:
رود و "آبِ روان"
✅: رود و "آبِ روان"، به مفهومِ رودی که روان و رونده(خروشان و مهیب) هم هست و "در خور"(شایسته و کارآمد، سودمند) چونان تنی که حفاظِ جان و روان باشد. رودِ خروشان، حفاظ و حائلی مناسب برای هجوم دشمن از جناح چپ(میسره) دیده شده. و کوه هم از جناح راست(میمنه)، در بیت پیشین(سپه را سُوی میمنه کوه بود).
متن شماره 1863، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (78):
5663- بسوده اسب اندر آورد پای
یلان را بهر سو همی ساخت جای
۲۸۷ – بدآسوده اسب اندر آورد پای
یلان را ز هر سو همی ساخت جای – خالقی
۱۵۶۷ – به آسوده اسب اندر آورد پای،
یلان را، به هر سو، همی ساخت جای. – کزازی
*
پرسش:
بدآسوده اسب و یلان را ز هر سو
یا
به آسوده اسب و یلان را به هر سو
*
پاسخ:
بدآسوده اسب و به هر سو
✅: "بدآسوده" با شیوه ی سبکی فردوسی همخوان تر ست. بدانگونه، بدآنسان، بدیروی و غیره. "ز هر سو" یلان را ساماندهی کرد. "از" بی سر و سامانی به سامان رساند. نظم و نسق(نسک) داد، صف یلان را آراست.
متن شماره 1862، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی