برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
( 18 ) - « اصطلاحِ دم بر زدن »، در شاهنامه فردوسی.
***
ببر نامه ی من بر رستما / مزن داستان را به ره بر دما -
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
( 17 ) - « اسفند دود کردن »، در شاهنامه فردوسی.
***
چنان گشت اَبرَش* که هر شب "سپند" / همی سوختندش ز بیم گزند -
......................................................
(*) - ابرش ، رخش رستم .
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
( 16 ) - « اصطلاحِ خونش گردن خودش »، در شاهنامه فردوسی.
***
چنین داد پاسخ که میکَن بُنَش/که خونیست ناکرده، بر گردنَش -
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
( 15 ) - « اصطلاحِ قدم رنجه کردن »، در شاهنامه فردوسی.
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
گشتاسب در پیامش به قیصر:
چو گشتاسپ دید آن دلارای کام/فرستاد نزدیک قیصر پیام-
همی چشم دارد زریر و سپاه/که آیی تو تنها بدین رزمگاه-
همه سربسر با تو پیمان کنند/روان را به مهرت گروگان کنند-
گرت رنج ناید، خرامی به دشت/که کار زمانه به کام تو گشت-
رستم به فریبرز کاووس :
یکی رنج برگیر و ز ایدر برو/ ببر نامه من بر شاه نو -
سودابه به هیربد شبستان کیکاووس:
چنین گفت با هیربد ماهروی/کز ایدر برو با سیاوش بگوی-
که باید که رنجه کنی پای خویش/نمایی مرا سرو بالای خویش-
پیران ویسه به سیاوش:
بدو گفت کای پهلوان سپاه/چرا رنجه کردی روان را به راه
رودابه به زال در اولین دیدار:
درود جهان آفرین بر تو باد/خم چرخ گردان زمین تو باد-
پیاده بدین سان ز پرده سرای/برنجیدت این خسروانی دو پای-
منوچهر به زال:
ازو بستد آن نامهٔ پهلوان/بخندید و شد شاد و روشن روان-
چو بر خواند پاسخ چنین داد باز/که رنجی فزودی به دل بر دراز-
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
ردِّ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه، در شاهنامه
***
( 14 ) - اصطلاح کمیت « اصطلاحِ کـُـمـِـیـتـِـش لـَـنگ می زنه »، در شاهنامه فردوسی.
***
سپهبد چو باد اندر آمد ز جای/به اسب ِ کمیت* اندر آورد پای -
همی تاخت تا پیش قیصر چو باد/سخنهای خسرو بدو کرد یاد -
..............................................................................