و.ک(258)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
« تنبیه سرداران خلافکار »، در شاهنامه فردوسی.
***
کسرا انوشیروان، پهلوان مال اندوزش را به جرم دست اندازی به دارایی مردمان مرو، دار میزند:
دگر گفت انوشه بدی سال و ماه / به مرو اندرون پهلوان سپاه -
فراوان درم گرد کرد و بخورد / پراکنده گشتند زان مرز مرد -
چنین داد پاسخ که آن خواسته / که از شهر مردم کند کاسته -
چرا باید از خون درویش گنج / که او شاد باشد تن و جان به رنج -
ازان کس که بستد بدو باز ده / ازان پس به مرو اندر آواز ده -
بفرمای داری زدن بر درش / به بیداری کشور و لشکرش -
ستمکاره را زنده بر دار کن / دو پایش ز بر سر نگونسار کن -
بدان تا کس از پهلوانان ما / نپیچد دل و جان ز پیمان ما -
–بهادر امیرعضدی
و.ک(259)
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
« جشن سده »، در شاهنامه فردوسی.
***
بگفتا فروغیست این ایزدی / پرستید باید اگر بخردی -
شب آمد بر افروخت آتش چو کوه / همان شاه در گرد او با گروه -
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد - سده نام آن جشن فرخنده کرد -
ز هوشنگ ماند این سده یادگار / بسی باد چون او دگر شهریار -
کز آباد کردن جهان شاد کرد / جهانی به نیکی از و یاد کرد -
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
« فرزند »، در شاهنامه فردوسی.
***
گرامی تر از خون دل چیز نیست / هنرمند فرزند با دل یکیست -
به فرزند باشد پدر شاد دل / ز غم ها بدو دارد آزاد دل -
اگر مهربان باشد او بر پدر/ به نیکی گراینده و دادگر -
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
« پند گیو به بیژن »، در شاهنامه فردوسی.
***
به فرزند گفت این جوانی چراست / به نیروی خویش این گمانی چراست -
جوان گر چه دانا بود با گوهر / ابی آزمایش نگیرد هنر -
بد و نیک هرگونه باید کشید / ز هر تلخ و شوری بباید چشید -
به راهی که هرگز نرفتی مپوی / بر شاه، خیره مبر آبروی -
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
« حرمت مردگان »، در شاهنامه فردوسی.
***
به ایوان چنین گفت شاه یمن / که نوشیروان، چون گشاید دهن -
همه مردگان را کند بیش یاد / پر از غم شود، زنده را، جان شاد -
چنین داد پاسخ، که از مرده، یاد / کند هرک دارد خرد با نژاد -
هرانکس که از مردگان دل بشست / نباشد ورا نیکوییها درست -