برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
مفاهیم متعدد، متفاوت و گاه متضاد یک واژه در شاهنامه -13- مفاهیم ِ متفاوت ِ واژه ی بنیاد.
***
مفاهیم ِ متفاوت ِ واژه ی بنیاد، در شاهنامهبنیاد، اصل و نسب، نژاد، تبار، نسل و نتاج، رگ و ریشه، پیوند و آوند:
مرا کاخ و ایوان ِ آباد هست/همان گنج و خویشان و بنیاد هست-
و
ببوسید رستمش تخت، ای شگفت/نیا را، یکی نو ستایش گرفت-
که ای پهلوان ِ جهان شاد باش/ز شاخ ِ تو ام من، تو بنیاد باش-
و
چه باشد اگر سام ِ یل، پهلوان/نشیند برین تخت، روشن روان-
جهان گردد آباد، با داد ِ او/برویست ایران و بنیاد ِ او-
که ما بنده باشیم و فرمان کنیم/روانها به مهرش گروگان کنیم-
و
مرا خوبی و گنج ِ آباد هست/دِلیری و مردی و بنیاد هست-
و
نژادیست این ساخته داد را/همه راستی را و بنیاد را-
بنیاد، آبادی، شهر:
بجایی رسیدند، کاباد بود/یکی خوب فرخنده بنیاد بود-
و
کسی را که درویش بُد، داد داد/به خواهندگان، گنج و بنیاد داد-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
حرمت جسد دشمن در شاهنامه فردوسی - 8 - جسد کشته شدگان تورانی در نبرد با هفت گرد ایرانی.
***
حرمت جسد دشمن، در نبرد هفت گردان ایرانی در نخجیر گاه افراسیاب:
تهمتن برانگیخت رخش از شتاب/پس پشت جنگ آور افراسیاب-
ز لشکر هرانکس که بد جنگ ساز/دو بهره نیامد به خرگاه باز-
اگر کشته بودند اگر خسته تن/گرفتار در دست آن انجمن-
ز پرمایه اسپان زرین ستام/ز ترگ و ز شمشیر زرین نیام-
جزین هرچه پرمایه تر بود نیز/به ایرانیان ماند بسیار چیز-
میان بازنگشاد کس کشته را/نجُستند مردان برگشته را-
بدان دشت نخچیر باز آمدند/ز هر نیکویی بی نیاز آمدند-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(192) - مترادف اصطلاح "نه شکم توشه ورمیداره، نه چشم تماشا" در شاهنامه.
اشاره به حرص و آز سیری ناپذیر ِ خوردن و تماشا کردن.
***برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
گرته برداری نبرد ِ عمروبن عبدود و علی از "نبرد رستم با دیو سپید".
***
نبرد عمرو بن عبدود با علی:
وزان جایگه سوی دیو سپید/بیامد به کردار تابنده شید-
سوی رستم آمد چو کوهی سیاه/از آهنش ساعد ز آهن کلاه-
ازو شد دل پیلتن پرنهیب/بترسید کامد به تنگی نشیب-
برآشفت برسان پیل ژیان/یکی تیغ تیزش بزد بر میان-
ز نیروی رستم ز بالای اوی/بینداخت یک ران و یک پای اوی-
بریده برآویخت با او به هم/چو پیل سرافراز و شیر دژم-
تهمتن به نیروی جان آفرین/بکوشید بسیار با درد و کین-
بزد دست و برداشتش نره شیر/به گردن برآورد و افگند زیر-
فرو برد خنجر دلش بردرید/جگرش از تن تیره بیرون کشید-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
(175) - مترادف اصطلاحِ مانی، پیامبر نقاش، به شاپور: "در ویرانی تن من، آبادی جهانیست"، در شاهنامه ی فردوسی.
***
ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه.
***
در ویرانی تن من، آبادی جهانیست
***
هران روز بد کز تو اندر گذشت/بر آنی کزو گیتی آباد گشت-
بهادر امیرعضدی