| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (163): |
| 6363 - دگر آفرین کرد بر پهلوان |
| که جاوید بادی و روشن روان |
| ۹۹۹ – نخست آفرین کرد بر پهلوان |
| که جاوید بادی و روشن روان – خالقی |
| ۲۲۷۰ – نخست، آفرین کرد بر پهلوان |
| که: جاوید بادیّ و روشن روان! - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نخست، آفرین کرد بر پهلوان |
| یا |
| دگر آفرین کرد بر پهلوان |
| * |
| پاسخ: |
| دگر آفرین کرد بر پهلوان |
| ✅: دگر آفرین کرد بر پهلوان. روا تر ست. در نامه ها، رسم بر اینست که "نخست" آفرین بر دادار گفته می شود. آنگاه(و دیگر)،" به بزرگداشت پهلوان. |
| متن شماره 1956، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (162): |
| 6333 - چو از راه ایران بیامد سوار |
| کس آمد بر خسرو نامدار |
| ۹۷۱ – چُن از راه ایران برآمد سُوار |
| کس آمد برِ خسرو نامدار – خالقی |
| ۲۲۴۲ – چو از راهِ توران برآمد سوار، |
| کس آمد برِ خسروِ نامدار. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو از راهِ توران برآمد سوار |
| یا |
| چو از راه ایران بیامد سوار |
| * |
| پاسخ: |
| چو از راه ایران بیامد سوار |
| ✅: چو از راه ایران بیامد سوار. روا تر ست. سپاه گودرز هنوز از مرز ایران پای فراتر نگذارده. |
| متن شماره 1955، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (161): |
| 6325 - اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| همی جست باید کنونست گاه |
| ۹۶۳ – اگر هرگزت نزد من دستگاه |
| همی جست باید، کنونست گاه – خالقی |
| ۲۲۳۴ – اگر هرگزت نزدِ من دستگاه |
| همی جُست باید، کنون است گاه. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| اگر هرگزت نزد من دستگاه |
| یا |
| اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| * |
| پاسخ: |
| اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| ✅: اگر مر تو را نزد من دستگاه. روا تر ست. اگر تو جویای کسب اعتبار و جایگاه از من هستی، فرصت را برای نشان دادن بایستگی هایت غنیمت شمار. |
| متن شماره 1954، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (160): |
| 6316 - ور ایدونک پیران کند دست پیش |
| بخواهد سپه یاور از شاه خویش |
| ۹۵۴ – وَر ایدونک پیران کند دست پیش |
| نخواهد سپه یاور از شاه خویش، – خالقی |
| ۲۲۲۵ – ور ایدون که پیران کند دست پیش، |
| نخواهد سپه یاور از شاهِ خویش، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نخواهد سپه یاور از شاه خویش، |
| یا |
| بخواهد سپه یاور از شاه خویش |
| * |
| پاسخ: |
| بخواهد سپه یاور از شاه خویش |
| ✅: بخواهد سپه یاور از شاه خویش. روا تر ست. پیران از افراسیاب گسیل کردنِ نیروی کمکی را بخواهد. |
| متن شماره 1953، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (159): |
| 6308 - ازان پس کجا رزمگه ساختند |
| وزان رزم دلرا بپرداختند |
| ۹۴۶ – وُزآن پس کجا رزمگه ساختند |
| از آزرم دل ها بپرداختند، – خالقی |
| ۲۲۱۷ – و زآن پس کجا رزمگه ساختند، |
| و زآن رزم، دلها بپرداختند، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| و زآن رزم، دلها بپرداختند |
| یا |
| وزان رزم دلرا بپرداختند |
| * |
| پاسخ: |
| وزان رزم دلرا بپرداختند |
| ✅: وزان رزم دلرا بپرداختند. روا تر ست. اشاره به تاب نیاوردن سپاه پیران از نبرد با سپاه گودرز دارد. |
| متن شماره 1952، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |