| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (161): |
| 6325 - اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| همی جست باید کنونست گاه |
| ۹۶۳ – اگر هرگزت نزد من دستگاه |
| همی جست باید، کنونست گاه – خالقی |
| ۲۲۳۴ – اگر هرگزت نزدِ من دستگاه |
| همی جُست باید، کنون است گاه. - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| اگر هرگزت نزد من دستگاه |
| یا |
| اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| * |
| پاسخ: |
| اگر مر تو را نزد من دستگاه |
| ✅: اگر مر تو را نزد من دستگاه. روا تر ست. اگر تو جویای کسب اعتبار و جایگاه از من هستی، فرصت را برای نشان دادن بایستگی هایت غنیمت شمار. |
| متن شماره 1954، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (160): |
| 6316 - ور ایدونک پیران کند دست پیش |
| بخواهد سپه یاور از شاه خویش |
| ۹۵۴ – وَر ایدونک پیران کند دست پیش |
| نخواهد سپه یاور از شاه خویش، – خالقی |
| ۲۲۲۵ – ور ایدون که پیران کند دست پیش، |
| نخواهد سپه یاور از شاهِ خویش، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نخواهد سپه یاور از شاه خویش، |
| یا |
| بخواهد سپه یاور از شاه خویش |
| * |
| پاسخ: |
| بخواهد سپه یاور از شاه خویش |
| ✅: بخواهد سپه یاور از شاه خویش. روا تر ست. پیران از افراسیاب گسیل کردنِ نیروی کمکی را بخواهد. |
| متن شماره 1953، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (159): |
| 6308 - ازان پس کجا رزمگه ساختند |
| وزان رزم دلرا بپرداختند |
| ۹۴۶ – وُزآن پس کجا رزمگه ساختند |
| از آزرم دل ها بپرداختند، – خالقی |
| ۲۲۱۷ – و زآن پس کجا رزمگه ساختند، |
| و زآن رزم، دلها بپرداختند، - کزازی |
| * |
| پرسش: |
| و زآن رزم، دلها بپرداختند |
| یا |
| وزان رزم دلرا بپرداختند |
| * |
| پاسخ: |
| وزان رزم دلرا بپرداختند |
| ✅: وزان رزم دلرا بپرداختند. روا تر ست. اشاره به تاب نیاوردن سپاه پیران از نبرد با سپاه گودرز دارد. |
| متن شماره 1952، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (158):
6301 - نویسندهٔ نامه را خواند و گفت
برآورد خواهم نهان از نهفت
۹۳۹ – نبیسندهٔ نامه را خواند و گفت
برآورد خواهم نهان از نهفت – خالقی
۲۲۱۰ – نبیسندهٔ نامه را خواند و گفت:
برآورد خواهم نِهان از نِهفت - کزازی
*
پرسش:
نبیسندهٔ نامه را خواند و گفت
یا
نویسندهٔ نامه را خواند و گفت
*
پاسخ:
نویسندهٔ نامه را خواند و گفت
✅: نویسندهٔ نامه را خواند و گفت: روا تر ست. چرا که: واژه ی"نویسنده"، پهلوی و دری و مصطلح تر ست تا نبیسنده
متن شماره 1951، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (157):
6299 - گمانی برم زانک پیران کنون
دواند سوی شاه ترکان هیون
۹۳۷ – گُمانی برم من که پیران کنون
دواند سوی شاه ترکان هیون – خالقی
۲۲۰۸ – گُمانی برم من که پیران، کنون،
دواند سویِ شاهِ توران هیون، - کزازی
*
پرسش:
گُمانی برم من که پیران، کنون،
یا
گمانی برم زانک پیران کنون
*
پاسخ:
گمانی برم زانک پیران کنون
✅: گمانی برم زانک پیران کنون، روا تر ست: ولی در (گُمانی "برم" "من" که پیران، کنون)، از بُعد ادبیاتی خطا در دو فاعل("برم" و "من")، هست، ولی از بُعدِ واج آرایی حرفِ "ن"، زیبا تر ست.
متن شماره 1950، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی