برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (94):
5756 - که آید ز گردان بپیش سپاه
که آورد گیردبدین رزمگاه
۳۸۱ – که آید ز گُردان به پیش سپاه؟
که آرام گیرد برین کینه گاه؟ – خالقی
۱۶۶۱ – که آید، ز گُردان، به پیشِ سپاه؟
که آرام گیرد،بر این کینه گاه؟ – کزازی
*
پرسش:
که آرام گیردبدین رزمگاه
یا
که آورد گیردبدین رزمگاه
*
پاسخ:
که آورد گیردبدین رزمگاه
✅: "که آورد گیردبدین رزمگاه"، روا تر ست. که(چه کسی) پیشِ توران آورد(جنگ، نبرد) آورد و به دشمن بتازد؟
متن شماره 1888، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (93):
5750 - شگفت از جهاندیده گودرز نیست
که او را روان خود برین مرز نیست
۳۷۵ – شِگِفت از جهان خورده گودرز نیست
که او را روان خود بدین مرز نیست – خالقی
۱۶۵۵ – شگفت از جهان خورده گودرز نیست،
که او را روان، خود، بدین مرز نیست، – کزازی
*
پرسش:
شِگِفت از جهان خورده گودرز نیست
یا
شگفت از جهاندیده گودرز نیست
*
پاسخ:
شگفت از جهاندیده گودرز نیست
✅: " شگفت از جهاندیده گودرز نیست"، روا تر ست. سال خورد،سالخورده، به مفهوم کهن سال، در شاهنامه هست. ولی واژه ی"جهان خورده"، دیده نشده.
متن شماره 1887، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (92):
5749 - تو بشناس کاندر تنش نیست خون
شد ازجنگ جنگاوران او زبون
۳۷۴ – تو بشناس کاندر تنش نیست خون
شد ازجنگِ جنگاوران او زبون – خالقی
۱۶۵۴ – تو بشناس کاندر تنش نیست خون،
شد او، جنگِ جنگاوران را، زبون. – کزازی
*
پرسش:
شد ازجنگ جنگاوران او زبون
یا
شد او، جنگِ جنگاوران را، زبون
*
پاسخ:
شد ازجنگِ جنگاوران او زبون
✅: "شد ازجنگِ جنگاوران او زبون". روا تر ست. از جنگیدن با جنگآوران تورانی زبون و درمانده شده.
متن شماره 1886، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (91):
5747 - بپیرانش بر چشم باید فگند
نهادست سر سوی کوه بلند
۳۷۲ – به پیرانش بر چشم باید فگند
نهاده ست سر سوی کوه بلند – خالقی
۱۶۵۲ – به پیرانش بر، چشم باید فگند،
نهاده ست سر سویِ چرخِ بلند. – کزازی
*
پرسش:
نهاده ست سر سویِ چرخِ بلند.
یا
نهاده ست سر سوی کوه بلند
*
پاسخ:
نهاده ست سر سوی کوه بلند
✅: "نهاده ست سر سوی کوه بلند"، روا تر ست. حالِ امروزِ گودرز را بنگر که از رزم گریزان ست و به کوه پناه آورده.
متن شماره 1885، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (90):
5742 - سواران بخفتان و خود اندرون
یکی رابرگ بر نجنبید خون
۳۶۷ – سُواران به خَفتان و خود اندرون
یکی را به رگ بر ندیدیم خون – خالقی
۱۶۴۷ – سواران، به خَفتان و خُود اندرون،
یکی را، به رگ بر، ندیدیم خون. – کزازی
*
پرسش:
یکی را به رگ بر ندیدیم خون
یا
یکی رابرگ بر نجنبید خون
*
پاسخ:
یکی رابرگ بر نجنبید خون
✅: "یکی رابرگ بر نجنبید خون"، خون در رگِ یک نفر از سپاهیان ایران هم، نجنبید، کسی به جنبش و جوش و خروشِ تاختن و تاخت و تاز در نیامد.
متن شماره 1884، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی