برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (94): که آرام گیردبدین رزمگاه یا که آورد گیردبدین رزمگاه؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (94):

 

5756 - که آید ز گردان بپیش سپاه

که آورد گیردبدین رزمگاه

 

۳۸۱ – که آید ز گُردان به پیش سپاه؟

که آرام گیرد برین کینه گاه؟ – خالقی

 

۱۶۶۱ – که آید، ز گُردان، به پیشِ سپاه؟

که آرام گیرد،بر این کینه گاه؟ – کزازی

*

پرسش: 

که آرام گیردبدین رزمگاه

یا

که آورد گیردبدین رزمگاه

*

  پاسخ:

که آورد گیردبدین رزمگاه

 

✅:  "که آورد گیردبدین رزمگاه"، روا تر ست. که(چه کسی) پیشِ توران آورد(جنگ، نبرد) آورد و به دشمن بتازد؟

متن شماره 1888، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (93): از جهان خورده گودرز یا از جهاندیده گودرز؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (93):

 

5750 - شگفت از جهاندیده گودرز نیست

که او را روان خود برین مرز نیست

 

۳۷۵ – شِگِفت از جهان خورده گودرز نیست

که او را روان خود بدین مرز نیست – خالقی

 

۱۶۵۵ – شگفت از جهان خورده گودرز نیست،

که او را روان، خود، بدین مرز نیست، – کزازی

*

پرسش: 

شِگِفت از جهان خورده گودرز نیست

یا

شگفت از جهاندیده گودرز نیست

*

  پاسخ:

شگفت از جهاندیده گودرز نیست

 

 ✅: " شگفت از جهاندیده گودرز نیست"، روا تر ست. سال خورد،سالخورده، به مفهوم کهن سال، در شاهنامه هست. ولی واژه ی"جهان خورده"، دیده نشده.

متن شماره 1887، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (92): شد ازجنگ جنگاوران او زبون یا شد او، جنگِ جنگاوران را، زبون

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (92):

 

5749 - تو بشناس کاندر تنش نیست خون

شد ازجنگ جنگاوران او زبون

 

۳۷۴ – تو بشناس کاندر تنش نیست خون

شد ازجنگِ جنگاوران او زبون – خالقی

 

۱۶۵۴ – تو بشناس کاندر تنش نیست خون،

شد او، جنگِ جنگاوران را، زبون. – کزازی

*

پرسش: 

شد ازجنگ جنگاوران او زبون

یا

شد او، جنگِ جنگاوران را، زبون

*

  پاسخ:

شد ازجنگِ جنگاوران او زبون

 

✅: "شد ازجنگِ جنگاوران او زبون". روا تر ست. از جنگیدن با جنگآوران تورانی زبون و درمانده شده. 

متن شماره 1886، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (91): سر سویِ چرخِ بلند. یا سر سوی کوه بلند؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (91):

 

5747 - بپیرانش بر چشم باید فگند

نهادست سر سوی کوه بلند

 

۳۷۲ – به پیرانش بر چشم باید فگند

نهاده ست سر سوی کوه بلند – خالقی

 

۱۶۵۲ – به پیرانش بر، چشم باید فگند،

نهاده ست سر سویِ چرخِ بلند. – کزازی

*

پرسش: 

نهاده ست سر سویِ چرخِ بلند.

یا

نهاده ست سر سوی کوه بلند

*

  پاسخ:

نهاده ست سر سوی کوه بلند


 

✅:   "نهاده ست سر سوی کوه بلند"، روا تر ست. حالِ امروزِ گودرز را بنگر که از رزم گریزان ست و به کوه پناه آورده.

متن شماره 1885، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی


چالش شماره (90): بر ندیدیم خون یا بر نجنبید خون

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (90):

 

5742 - سواران بخفتان و خود اندرون

یکی رابرگ بر نجنبید خون


۳۶۷ – سُواران به خَفتان و خود اندرون

یکی را به رگ بر ندیدیم خون – خالقی


۱۶۴۷ – سواران، به خَفتان و خُود اندرون،

یکی را، به رگ بر، ندیدیم خون. – کزازی

*

پرسش: 

یکی را به رگ بر ندیدیم خون

یا

یکی رابرگ بر نجنبید خون

*

  پاسخ:

یکی رابرگ بر نجنبید خون


 

✅:     "یکی رابرگ بر نجنبید خون"، خون در رگِ یک نفر از سپاهیان ایران هم، نجنبید، کسی به جنبش و جوش و خروشِ تاختن و تاخت و تاز در نیامد.

متن شماره 1884، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM

  بهادر امیرعضدی