برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (101):
5804 - مگر مانده گردند و سستی کنند
بجنگ اندرون پیشدستی کنند
۴۲۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند
به جنگ اندرون پیشدستی کنند – خالقی
۱۷۰۹ – مگر مانده گردند و مُستی کنند،
به جنگ اندرون، پیشدستی کنند – کزازی
*
پرسش:
مگر مانده گردند و سستی کنند
یا
مگر مانده گردند و مُستی کنند
*
پاسخ:
مگر مانده گردند و مُستی کنند
✅: مگر(تا) ازین دفع الوقت کردن مستمند،درمانده، به تنگ آمده و در جنگ، پیشدستی کنند.
متن شماره 1894، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (100):
5803 - بکوشید باید بدان تا مگر
ازان کوه پایه برآرند سر
۴۲۸ – بکوشید باید بدان تا مگر
ازان کوه باره برآرند سر – خالقی
۱۷۰۸ – بکوشید باید بدان، تا مگر
از آن کوهپایه، برآرند سر! – کزازی
*
پرسش:
ازان کوه باره برآرند سر
یا
ازان کوه پایه برآرند سر
*
پاسخ:
ازان کوه پایه برآرند سر
✅: "در کوهپایه گرد آمده اند"، روا تر ست. چرا که در دشت رزم و پشت به کوه دارند و به "باره ی کوه" (قله یا بلندای کوه) پناه نگرفته اند.
متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (99):
5801 - چهارم که لشکر میان دو کوه
فرود آوریدست و کرده گروه
۴۲۶ – چهارم که لشکر میان دو کوه
فرود آوریده ست گِردِ گروه – خالقی
۱۷۰۶ – چهارم که لشکر میانِ دو کوه،
فرود آوریده ست و کرده گروه. – کزازی
*
پرسش:
فرود آوریده ست گِردِ گروه
یا
فرود آوریدست و کرده گروه
*
پاسخ:
فرود آوریدست و کرده گروه
✅: گودرز، گروه را بین دو کوه مستقر کرده.
متن شماره 1893، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (98):
5798 - سدیگر که پرداغ دارد جگر
پر از خون دل از درد چندان پسر
۴۲۳ – سدیگر که پُرداغ دارد جگر
از آن کین و آن درد چندان پسر، – خالقی
۱۷۰۳ – سه دیگر که پر داغ دارد جگر،
از آن کین و آن دردِ چندان پسر، – کزازی
*
پرسش:
از آن کین و آن درد چندان پسر
یا
پر از خون دل از درد چندان پسر
*
پاسخ:
پر از خون دل از درد چندان پسر
✅: پیران، در بیت بعد، از خونِ ریخته شده ی پسران گودرز میگوید: زمین را بخون گرد بنشانده ایم
متن شماره 1892، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (97):
5795 - یکی آنک کیخسرو از شاه من
بدو سر فرازد بهر انجمن
۴۲۰ – یکی آنک کیخسرو از شاه من
همی سر برآرد ز هر انجمن – خالقی
۱۷۰۰ – یکی آنکه کیخسرو از شاهِ من،
همی سر فرازد، به هر انجمن. – کزازی
*
پرسش:
بدو سر فرازد بهر انجمن
یا
همی سر فرازد، به هر انجمن
*
پاسخ:
بدو سر فرازد بهر انجمن
✅: "بدو سر فرازد بهر انجمن"، روا تر ست. چرا که فخر و سرافرازی کیخسرو، از نوه ی(دختر زاده ی) شاه من(افراسیاب) بودنِ اوست.
متن شماره 1891، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
بهادر امیرعضدی