-
نماد هایی از جایگاه ویژه ی"نوشتن" در شاهنامه.
جمعه 24 مرداد 1404 08:39
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نماد هایی از جایگاه ویژه ی"نوشتن" در شاهنامه. *** حکیم طوس جایگاهی ویژه و وزین برای نوشتن(کتابت) در جای جای شاهنامه اش روا میدارد و بار ها و بارها، شکل و شیوه ی نوشتن در قامتِ نامه نگاری را با آب و تابی ناب و شیوا می نمایاند: چو قرطاس را جامهٔ خامه کرد/به هیشوی میرین یکی...
-
(198) - مترادفِ اصطلاحِ "مثلِ آب خوردن" در شاهنامه فردوسی.
جمعه 24 مرداد 1404 07:36
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (198) - مترادفِ اصطلاحِ "مثلِ آب خوردن"، به مفهوم سهل و آسان بودن در شاهنامه. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** اصطلاحِ"مثلِ آب خوردن": ازو نامه بستد به کردار آب/برفت و نجست ایچ آرام و خواب- بهادر امیرعضدی
-
آب، جلوه گاه روشنی، پاکی ، عافیت و آبادانی.
جمعه 24 مرداد 1404 07:30
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** در باور پیشینیان، آب، جلوه گاه روشنی و پاکی و عافیت و آبادانی ست. *** آب، مترادف روشنایی : به گفتار پیغمبرت راه جوی/دل از تیرگیها بدین آب شوی- و گر افراسیاب آید اکنون، چو آب/نبینند جز سهم* او را بخواب- و چنین آمد از داد اختر پدید/که این آب روشن بخواهد دوید- و چو دانا پسندد پسندیده...
-
(197) - مترادفِ اصطلاحِ "که هر چه دیده بیند، دل کند یاد" در شاهنامه.
جمعه 24 مرداد 1404 06:29
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (197) - مترادفِ اصطلاحِ "که هر چه دیده بیند، دل کند یاد" در شاهنامه. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** اصطلاح که هر چه دیده بیند، دل کند یاد: که این را بدارید چون جان پاک/نباید که بیند ورا باد و خاک- نباید که تنگ آیدش روزگار/اگر دیده و دل کند خواستار و...
-
(196) - مترادفِ اصطلاحِ چشمم به در سفید شد، در شاهنامه.
پنجشنبه 23 مرداد 1404 02:11
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (196) -مترادفِ اصطلاحِ چشمم به در سفید شد ، در شاهنامه. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** چشم به در سفید شدن، به مفهوم بسیار در انتظار ماندن یا چشمم به در سفید شد، در شاهنامه. *** گیو در انتظار پیدا شدن بیژن: کنون آمدم با دلی پر امید/ دو رخساره زرد و دو دیده سپید...
-
دو گانه ی مثبت و منفی "نام و ننگ" در شاهنامه.
پنجشنبه 16 مرداد 1404 00:42
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** دو گانه ی مثبت و منفی "نام و ننگ" در شاهنامه. *** در شاهنامه، فرا روئیدن یا فرازمندی، فرود یا فرو افتادن، بر زمین غلتیدن، فرجامِ آزمونِ هر رزم ست که سرانجامی جز نام (پیروزی) یا بد نامی(شکست) ندارد. *** وجه ایجابی، اثباتی و مثبت جویای نام بودن در شاهنامه: من ایدر نه از بهر...
-
رستم در قامت فریدون.
دوشنبه 13 مرداد 1404 11:03
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** رستم در قامت فریدون. *** حکیم خردمند طوس، در دو جا، یکبار رستم را با زرتشت و دیگر بار با فریدون قرینه سازی میکند. *** رستم در قامت فریدون در برابر هجوم سنگ غدر ِ بدخواه ِ کین توز. *** دو برادر ِ بدخواهِ فریدون، برمایه و کیانوش، سنگی را برای کشتن فریدون به سراشیب کوه می غلتانند : چو...
-
تعبیر و تفسیری متفاوت از «خورد گاوِ نادان ز پهلوی خویش» در شاهنامه فردوسی.
جمعه 10 مرداد 1404 03:55
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** تعبیر و تفسیری متفاوت از « خورد گاوِ نادان ز پهلوی خویش» در شاهنامه فردوسی. *** در هماوردی گردآفرید و سهراب، پس از عیان شدن گیسوی گردآفرید و قال گذاشته شدن سهراب، گردآفرید، بر فراز دژ سپید، تَسخَر زنان به سهراب، چنین می گوید: نباشی تو ایمن به بازوی خویش/خورد گاوِ نادان ز پهلوی خویش...
-
مفاهیم متعدد و متفاوتِ "نام یزدان خواندن" در شاهنامه" - بخش 2 - نام یزدان خواندن، به مفهوم یاری جستن از دادارِ دادگر.
سهشنبه 7 مرداد 1404 02:03
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** مفاهیم متعدد و متفاوتِ "نام یزدان خواندن" در شاهنامه" - بخش 2 - نام یزدان خواندن، به مفهوم یاری جستن از دادارِ دادگر. *** نام یزدان خواندن در شاهنامه به سه مفهوم متفاوت: 1 - گاهی به مفهوم تعجب همراه با تحسین و ستودن. 2 - گاهی به مفهوم یاری جستن از دادار دادگر 3 - و گاه...
-
مفاهیم متعدد و متفاوتِ "نام یزدان خواندن" در شاهنامه" - 3 - نام یزدان خواندن به مفهوم "در شگفت شدن".
سهشنبه 7 مرداد 1404 01:46
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** مفاهیم متعدد و متفاوتِ "نام یزدان خواندن" در شاهنامه" - 3 - نام یزدان خواندن به مفهوم "در شگفت شدن". *** نام یزدان خواندن در شاهنامه با سه مفهوم متفاوت: 1 - گاهی به مفهوم تعجب همراه با تحسین و ستودن. 2 - گاهی به مفهوم یاری جستن از دادار دادگر 3 - و گاه به...
-
مفاهیم متعدد و متفاوتِ "نام یزدان خواندن" در شاهنامه" - بخش 1 - نام یزدان خواندن، به مفهوم تعجب، همراه با تحسین و ستودن.
سهشنبه 7 مرداد 1404 01:03
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** مفاهیم متعدد و متفاوتِ "نام یزدان خواندن" در شاهنامه" - بخش 1 - نام یزدان خواندن، به مفهوم تعجب، همراه با تحسین و ستودن. *** نام یزدان خواندن در شاهنامه با سه مفهوم متفاوت: 1 - گاهی به مفهوم تعجب همراه با تحسین و ستودن. 2 - گاهی به مفهوم یاری جستن از دادار دادگر 3 - و...
-
(194) - مترادف ِ اصطلاح ِ "خوش قدم" در شاهنامه ی فردوسی
یکشنبه 29 تیر 1404 15:50
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (194) - مترادف ِ اصطلاح ِ " خوش قدم " در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** مترادف اصطلاح "خوش قدم*" (مبارک، خجسته، فرخنده، خوش یمن)، در شاهنامه فردوسی: چو آمد به درگاه، سام سوار/پذیره شدش نوذر شهریار- به فرخ پی نامور...
-
(193) - مترادف ِ اصطلاح ِ " چه خوابی برایت دیده " در شاهنامه ی فردوسی.
یکشنبه 29 تیر 1404 14:20
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (193) - مترادف ِ اصطلاح ِ " چه خوابی برایت دیده " در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** هومان به پیران ویسه: بشد تیز هومان هم اندر زمان/ شده گونه از روی و آمد دمان- بپیران چنین گفت کای نیک بخت/بد افتاد ما را ازین کار سخت- نخست ای برادر...
-
رجز خوانی در شاهنامه - 31 - رجز خوانی شاه مازندران برای کیکاووس
یکشنبه 29 تیر 1404 10:33
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** رجز خوانی در شاهنامه - 31 - رجز خوانی شاه مازندران برای کیکاووس *** رجز خوانی، از فراز های شور انگیز و گرمی بخش آوردگاه نبرد های تن به تن یلان در شاهنامه *** رجز خوانی شاه مازندران برای کیکاووس : چنین داد پاسخ به کاووس کی/که گر آب دریا بود نیز می- مرا بارگه زان تو برترست/هزاران هزارم...
-
جایگاه متفاوت خرد در شاهنامه
یکشنبه 29 تیر 1404 09:51
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** جایگاه متفاوت خرد در شاهنامه *** حکیم "خردمند" و کلان نگرِ طوس، گاه خرد، به روا، این بنیان و حرف اول و آخر شاهنامه اش را در مواقع و مراحلی به چالش می کشد. چه گفت آن سراینده مرد دلیر/که ناگه برآویخت با نره شیر- که گر نام مردی بجویی همی/رخ تیغ هندی بشویی همی- ز بدها نبایدت...
-
(195) - مترادف ِ اصطلاح ِ "هر که نامخت از گذشت روزگار" در شاهنامه ی فردوسی
یکشنبه 29 تیر 1404 09:32
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (195) - مترادف ِ اصطلاح ِ "هر که نامخت از گذشت روزگار" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** "هر که نامخت از گذشت روزگار/هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار" *** پیام کیکاووس، در نامه به شاه مازندران: کنون گر شوی آگه از روزگار/روان و خرد...
-
« آداب میگساری »، در شاهنامه فردوسی - (8) - میگساری پس از پیروزی
یکشنبه 15 تیر 1404 13:08
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** « آداب میگساری »، در شاهنامه فردوسی - (8) - میگساری پس از پیروزی. *** کیکاووس پس از رهانیدن شدنش از بند دیو سپید به دست رستم، یک هفته با سران سپاه، به میگساری می نشیند: به چشم من اندر چکان خون اوی/مگر باز بینم ترا نیز روی- به چشمش چو اندر کشیدند خون/شد آن دیدهٔ تیره خورشیدگون-...
-
(191) - مترادف ِ اصطلاح ِ "سَرَم بِره، قولم نمی رِه" (سرم برود، قولم نمی رود.) در شاهنامه ی فردوسی.
یکشنبه 15 تیر 1404 12:53
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (191) - مترادف ِ اصطلاح ِ " سَرَم بِره، قولم نمی رِه " ( سرم برود، قولم نمی رود. ) در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** " سرم بِره، قولم نمی رِه" *** رستم در قبال همکاری اولاد در رسیدن به جایگاه دیو سپید در مازندران، قول و...
-
(190) - مترادف ِ اصطلاح ِ "آدم ِ هَف خط" (هفت خط)، آدمی که مسیری را تا به آخر رفته ست، در شاهنامه ی فردوسی.
جمعه 13 تیر 1404 20:37
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (190) - مترادف ِ اصطلاح ِ "آدم ِ هَف خط" (هفت خط)، آدمی که مسیری را تا به آخر رفته ست، در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** "آدم ِ هَف خط" (هفت خط)، آدمی که مسیری را تا به آخر رفته ست. *** در عهد انوشیروان، بهرام گور بعد از...
-
(189) - مترادف ِ اصطلاح ِ "لب به دندان گزیدن" از سر ِ شگفت زدگی در شاهنامه ی فردوسی.
جمعه 13 تیر 1404 16:39
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (189) - مترادف ِ اصطلاح ِ "لب به دندان گزیدن" از سر ِ شگفت زدگی در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** تهمینه به رستم: چو این داستانها شنیدم ز تو/ بسی لب به دندان گزیدم ز تو - پرستنده ی زال به ندیمه ی رودابه، در وصف زال زر: ندیدیم زیبنده...
-
آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - 23 - نامه ی کسری انوشیروان به پسرش هرمزد
پنجشنبه 5 تیر 1404 00:50
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - 23 - نامه ی کسری انوشیروان به پسرش هرمزد *** قاعده مرسوم در نامه نگاری های اداری(دیوانی) امروزین، که از شیوه و فرم نامه نگاری در شاهنامه اقتباس شده ست. عنوان: از: به: موضوع: *** کسری انوشیروان در نامه یی به پسرش(هرمز) از...
-
ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 8 - پیران ویسه ی پهلوان تورانی، ناجی جان بیژن، پهلوان ایرانی.
شنبه 10 خرداد 1404 09:17
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 8 - پیران ویسه ی تورانی، به دار آویخته شدن بیژن، پهلوان ایرانی را بر نمی تابد. *** پهلوانان در شاهنامه، چه ایرانی، چه تورانی، همگی مرام و منشیِ پهلوانی دارند و سرشار از رادی و فتّوت و جوانمردی هستند. *** پیران ناجی جان بیژن...
-
ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 7 - اغریرث، کشته شدن اسیران جنگی ایرانی را بر نمی تابد.
پنجشنبه 8 خرداد 1404 07:51
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 7 - اغریرث، کشته شدن اسیران جنگی ایرانی را به دست افراسیاب بر نمی تابد. *** پهلوانان در شاهنامه، چه ایرانی، چه تورانی، همگی مرام و منشیِ پهلوانی دارند و سرشار از رادی و فتّوت و جوانمردی هستند. اغریرث، این پهلوان تورانی، با...
-
ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 6 - پیلسم، کشتن سیاوش و فرنگیس به دست افراسیاب را بر نمی تابد.
پنجشنبه 8 خرداد 1404 00:56
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 6 - پیلسم، کشتن سیاوش و فرنگیس به دست افراسیاب را بر نمی تابد. *** پهلوانان در شاهنامه، چه ایرانی، چه تورانی، همگی مرام و منشیِ پهلوانی دارند و سرشار از رادی و فتّوت و جوانمردی هستند. پیلسم، این پهلوان تورانی، با رادی و...
-
(188) - مترادف ِ اصطلاح ِ "شمشیر از رو بستن یا شمشیر از رو کشیدن" در شاهنامه ی فردوسی.
دوشنبه 22 اردیبهشت 1404 10:26
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** (188) - مترادف ِ اصطلاح ِ " شمشیر از رو بستن یا شمشیر از رو کشیدن " در شاهنامه ی فردوسی. *** تو گر دادگر باشی و پاک دین،/ز هر کس نیابی بجز آفرین.- و گر آز گیرد سرت را به دام،/برآری یکی تیغ تیز از نیام.- * چو شد گیو جنبان بزین اندرون/ازو دور شد نیزهٔ آبگون- سبک تیغ را...
-
یک بیت با دو نگارش و با دو نگرش و برداشت، بر مبنا قرار دادن دو واژه ی "برو" و "بدو".
چهارشنبه 27 فروردین 1404 23:03
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** یک بیت با دو نگارش و با دو نگرش و برداشت، بر مبنا قرار دادن دو واژه ی "برو" و "بدو". *** 3862 - "برو" راست خم کرد و چپ کرد راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست (چاپ مسکو) "بدو" راست خم کرد و چپ کرد راست خروش از خم چرخ چاچی بخاست - (چاپ خالقی)...
-
در شاهنامه، گاهی موجوداتی غیر از انسان های ناطق هم لب به سخن می گشایند - (3) - سخن گفتن اژدها با رستم
پنجشنبه 21 فروردین 1404 13:53
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** در شاهنامه، گاهی موجوداتی غیر از انسان های ناطق هم لب به سخن می گشایند - (3) - سخن گفتن اژدها با رستم *** برآن تیرگی رستم او را بدید/سبک تیغ تیز از میان برکشید- بغرید برسان ابر بهار/زمین کرد پر آتش از کارزار- رستم: بدان اژدها گفت بر گوی نام/کزین پس تو گیتی نبینی به کام- نباید که بی...
-
در شاهنامه، گاهی موجوداتی غیر از انسان های ناطق هم لب به سخن می گشایند - (2) - سخن گفتن تاج به سر ِ پر ز باد ِ بهرام
پنجشنبه 21 فروردین 1404 13:41
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** در شاهنامه، گاهی موجوداتی غیر از انسان های ناطق هم لب به سخن می گشایند - (2) - سخن گفتن تاج به سر ِ پر ز باد ِ بهرام *** سخن گفتن تاج به سر ِ پر ز باد ِ بهرام: چنین گفت موبد ببهرام تیز / که خون سر بیگناهان مریز- چو خواهی که تاج تو ماند بجای / مبادی جز آهسته و پاک رای – نگه کن که خود...
-
در شاهنامه، گاهی موجوداتی غیر از انسان های ناطق هم لب به سخن می گشایند- (1) - سخن گفتن پاییز با درخت سیب.
پنجشنبه 21 فروردین 1404 13:18
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** در شاهنامه، گاهی موجوداتی غیر از انسان های ناطق هم لب به سخن می گشایند - (۱) - سخن گفتن پاییز با درخت سیب. *** سخن گفتن پاییز با درخت سیب. *** بخندید تموز با سرخ سیب/همی کرد با بار و برگش عتیب- که آن دسته گل به وقت بهار/به مستی همی داشتی در کنار- همی باد شرم آمد از رنگ اوی/همی بوی...
-
(187) - اصطلاح ِ "دل بد نکردن" یا "بد به دل راه ندادن"، در شاهنامه ی فردوسی.
سهشنبه 19 فروردین 1404 23:08
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (187) - اصطلاح ِ "دل بد نکردن" یا "بد به دل راه ندادن"، در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه *** در فرازی از نبرد هماون، انبوهی سپاه خاقان چین به سرکردگی کاموس کشانی، رستم به هراس می افتد و سر ِ روی برتافتن از آوردگاه به دلش می...