-
جایگاه واژه ی «آفرینش» در شاهنامه - (1) - آفرینش جهان
دوشنبه 1 بهمن 1403 15:11
بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** جایگاه واژه ی آفرینش در شاهنامه - (1) - آفرینش جهان *** فردوسی، بر هفت واژه ی خرد، راستی، آشتی، داد، زندگی، آفرینش، و بنام زیستن، متمرکز ست و سرتاسر شاهنامه سرشار از به رخ کشیدن این مفاهیم ست. حکیم فردوسی، با جلا بخشیدن به همین مفاهیم، سلاحی بر ضد نقطه ی مقابل همین واژه ها، (جهل،...
-
مفاهیم متعدد، متفاوت و گاه متضاد یک واژه در شاهنامه - (5) - واژه ی تنگ
جمعه 14 دی 1403 22:55
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی. *** مفاهیم متعدد، متفاوت و گاه متضاد یک واژه در شاهنامه - (5) - واژه ی تنگ *** مفاهیم گوناگون، چند گانه و متفاوت "تنگ" در شاهنامه. *** تنگ به مفهوم تنگنا، درماندگی، بیچارهگی، دشواری، سختی: سراسر زمانه پر از جنگ بود/به جویندگان بر، جهان تنگ بود- و بیازید هوشنگ، چون شیر،...
-
رو یا روی نهادن دیدگاه سلحشورانه فردوسی با روحیه ی صوفیگرانه و عرفان منشانه.
چهارشنبه 12 دی 1403 15:57
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** رو یا روی نهادن دیدگاه سلحشورانه فردوسی با روحیه ی صوفیگرانه و عرفان منشانه. *** تقابل جبر و اختیار. تفاوت عرفان و عملگرایی. *** به راستی که روح بلند و بی باک و بی مهابای حکیم بزرگوار طوس، درین بیت آشکار ست: ز بدها "نباید" که پرهیز کرد/که پیش آیدت روز ننگ و نبرد- عطف به...
-
جبر در شاهنامه - فردوسی، جبراندیش ِ اختیار گزین – 16- نماد ِ جبر، از زبان بیژن گیو.
چهارشنبه 5 دی 1403 23:32
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** جبر در شاهنامه - فردوسی، جبراندیش ِ اختیار گزین – 16- نماد ِ جبر، از زبان بیژن گیو. ** جبر و جبر اندیشی، در قامت ِ چرخ ، سرنوشت، دهر، قضا، قَدَر، آفرینش، اختر، آسمان، روزگار، سپهر، جهان، سرای سپنج، گیتی و گنبد تیزگرد، جا به جا در شاهنامه، خود می نمایانند. و در برابر، این جبر ِ ناشی...
-
آداب و امور تربیتی در "بزرگ و کوچکی" و محترم شمردن بزرگتر.
پنجشنبه 15 آذر 1403 21:37
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آداب و امور تربیتی در "بزرگ و کوچکی" و محترم شمردن بزرگتر. *** گیو، تندی و درشتی بیژن به پدر بزرگش گودرز را بر نمی تابد *** بپیش پدر شد پر از کیمیا/سخن گفت با او ز بهر نیا- چنین گفت مر گیو را کای پدر/بگفتم ترا من همه دربدر- که گودرز را هوش کمتر شدست/بآیین نبینی که دیگر...
-
(185) - مترادفِ اصطلاح عامیانه "مردش نیستی یا مرد نیست اگر ..." در شاهنامه فردوسی.
پنجشنبه 15 آذر 1403 20:58
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (185) - مترادفِ اصطلاح عامیانه "مردش نیستی یا مرد نیست اگر ..." در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** هومان به فریبرز: سواران و پیلان و زرینه کفش/ترا بود با کاویانی درفش- بترکان سپردی بروز نبرد/ یلانت بایران نخوانند مرد- چو سالار باشی شوی...
-
(184) - مترادفِ چندین اصطلاح عامیانه، یکجا، در "گفتار هومان ویسه با بیژن گیو در نبرد یازده رخ" از شاهنامه فردوسی.
پنجشنبه 15 آذر 1403 20:42
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (184) - مترادفِ چندین اصطلاح عامیانه، یکجا، در "گفتار هومان ویسه با بیژن گیو در نبرد یازده رخ" از شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** 1 - مترادف ِ اصطلاح " تا مرد سخن نگفته باشد ... یا رنگ رخسار خبر می دهد از سرّ درون ": چنین داد...
-
پرهای چند گانه ی سیمرغ به زال.
جمعه 9 آذر 1403 01:18
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** پرهای چند گانه ی سیمرغ به زال. *** پر اول سیمرغ. سیمرغ به زال: چنین داد پاسخ که گر تاج و گاه/ببینی و رسم کیانی کلاه- مگر کاین نشیمت نیاید به کار/یکی آزمایش کن از روزگار- ابا خویشتن بر یکی پر من/خجسته بود سایهٔ فر من- گرت هیچ سختی بروی آورند/ور از نیک و بد گفت وگوی آورند- برآتش برافگن...
-
نام و ننگ در شاهنامه
پنجشنبه 8 آذر 1403 22:23
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نام و ننگ در شاهنامه *** فرجام ِ دو گانه ی ریسک ِ آزمون ِ رزم، یا پیروزی ست یا شکست. یا به نیکنامی ست یا به بد نامی. *** کسی نیست بی آز و بی نام و ننگ/همان آشتی بهتر آید ز جنگ- و بسی نامدار از پی نام و ننگ/بدادند بر خیره سرها بجنگ- و بدو گفت پیران که ما را ز جنگ/چه چارست جز جستن نام...
-
مفاخره پهلوانان پهلوانان در شاهنامه فردوسی
پنجشنبه 8 آذر 1403 21:57
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** مفاخره پهلوانان ایرانی و تورانی در شاهنامه فردوسی *** پهلوانان برای مفاخره ی بعد از نبرد، باید بدانند که با که نبرد کرده اند. *** هومان ویسه در نبرد با رستم، نام خود را کوه گوش قید میکند: مرا کوه گوشست* نام ای دلیر/پدر بوسپاسست* مردی چو شیر- من از وهر با این سپاه آمدم/سپاهی بدین...
-
(183) - مترادفِ اصطلاح ِ "بدبیاری"، در شاهنامه فردوسی
جمعه 25 آبان 1403 14:49
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (183) - مترادفِ اصطلاح ِ " بدبیاری "، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف ِ اصطلاح " بدبیاری "، به مفهوم ِ به بد گرفتار شدن. بد آوردن، در شاهنامه فردوسی *** بدبیاری هومان از آمدن رستم به آوردگاه. هومان به پیران: بپیران...
-
دو وجه موجه و ناموجه شمردن فرار، گریز و هزیمت در شاهنامه فردوسی.
پنجشنبه 24 آبان 1403 10:00
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** دو وجه موجه و ناموجه شمردن فرار، گریز و هزیمت در شاهنامه فردوسی. *** گریز در وجه ناموجه. رستم: چنین گفت رستم بایرانیان/که یکسر ببندند کین را میان- بجان و سر شاه و خورشید و ماه/بخاک سیاوش بایران سپاه- بیزدان دادار جان آفرین/که پیروزی آورد بر دشت کین- که گر نامداران ز ایران سپاه/هزیمت...
-
آشتی جوی و مسالمت خویی رستم، تنیده با کین خواهی و نه کین جویی و کین خویی رستم.
شنبه 19 آبان 1403 00:14
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** آشتی جوی و مسالمت خویی رستم، تنیده با کین خواهی و نه کین جویی و کین خویی رستم. *** خاقان چین به رستم: دلیری که چندین بجوید نبرد/برآرد همی از دل شیر گرد- ز شهر و نژاد و ز آرام خویش/سخن گوی و از تخمه و نام خویش- جز از تو کسی را ز ایران سپاه/ندیدم که دارد دل رزمگاه- مرا مهربانیست بر مرد...
-
(182) - مترادفِ اصطلاح ِ "پاتو از گلیمت دراز تر نکن"، در شاهنامه فردوسی.
پنجشنبه 17 آبان 1403 19:49
برگزیده هایی از شاهنامه *** (182) - مترادفِ اصطلاح ِ " پاتو از گلیمت دراز تر نکن "، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف ِ اصطلاح " پاتو از گلیمت دراز تر نکن "، به مفهوم جایگاه خودت را بشناس. بدو گفت رستم: که بیدار باش/به آورد ِ این تُرک، هشیار باش- مشو...
-
(181) - مترادفِ اصطلاح ِ "دنیا رو آب ببره، یارو رو خواب میبره"، در شاهنامه فردوسی.
سهشنبه 15 آبان 1403 15:55
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (181) - مترادفِ اصطلاح ِ " دنیا رو آب ببره، یارو رو خواب میبره "، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف ِ اصطلاح " دنیا رو آب ببره، یارو رو خواب میبره "، به مفهوم بیخیال و بی دغدغه بودن: تو خورشید گفتی به آب اندر است/سپهر...
-
وصفی ناب و زیبا، از راستگویی، از زبان شیرین سهراب به هجیر: با دروغ، هرگز تیری به هدف نخواهد خورد
چهارشنبه 9 آبان 1403 13:16
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** وصفی ناب و زیبا، از راستگویی، از زبان شیرین سهراب به هجیر. *** با دروغ، هرگز تیری به هدف نخواهد خورد. "دروغگو کم خواهد آورد": بیامد، یکی بُرز بالا گُزید/ به جایی که ایرانیان را بدید- بفرمود تا رفت پیشش هجیر/بدو گفت کژی نیاید ز تیر- نشانه نباید که خَم آورَد/چو پیچان شود،...
-
(180) - مترادفِ اصطلاح ِ "دندان روی جگر گذاشتن"، در شاهنامه فردوسی
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:47
برگزیده هایی از شاهنامه *** (180) - مترادفِ اصطلاح ِ " دندان روی جگر گذاشتن "، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف ِ اصطلاح " دندان روی جگر گذاشتن "، به مفهوم تحمل کردن و صبر و طاقت داشتن: دو روز این یکی رنج، بر تن نهید/دو دیده به کوه هماون نهید بهادر...
-
جبر در شاهنامه - فردوسی، جبراندیش ِ اختیار گزین – 15- نماد ِ جبر، از زبان رستم.
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:45
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** جبر در شاهنامه - فردوسی، جبراندیش ِ اختیار گزین – 15- نماد ِ جبر، از زبان رستم. ** جبر و جبر اندیشی، در قامت ِ چرخ ، سرنوشت، دهر، قضا، قَدَر، آفرینش، اختر، آسمان، روزگار، سپهر، جهان، سرای سپنج، گیتی و گنبد تیزگرد، جا به جا در شاهنامه، خود می نمایانند. و در برابر، این جبر ِ ناشی از...
-
(179) - مترادفِ اصطلاح ِ "دندان روی جگر گذاشتن"، در شاهنامه فردوسی.
چهارشنبه 9 آبان 1403 12:29
برگزیده هایی از شاهنامه *** (179) - مترادفِ اصطلاح ِ " دندان روی جگر گذاشتن "، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف ِ اصطلاح " دندان روی جگر گذاشتن "، به مفهوم تحمل کردن و صبر و طاقت داشتن: دو روز این یکی رنج، بر تن نهید/دو دیده به کوه هماون نهید بهادر...
-
(178) - مترادفِ اصطلاح ِ "ساعت خوب کردن"، در شاهنامه فردوسی.
پنجشنبه 3 آبان 1403 01:55
برگزیده هایی از شاهنامه *** (178) - مترادفِ اصطلاح ِ "ساعت خوب کردن"، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف ِ اصطلاح "ساعت خوب کردن"، به مفهوم شگون خیر زدن، طالع سعد جُستن: ز اختر یکی روز فرخ بجُست/که بیرون شدن را کی آید درست- و که امروز گردیم...
-
(177) - مترادفِ اصطلاح ِ "با دم شیر بازی کردن"، در شاهنامه فردوسی.
جمعه 27 مهر 1403 09:00
برگزیده هایی از شاهنامه *** (177) - مترادفِ اصطلاح ِ "با دم شیر بازی کردن"، در شاهنامه فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** براه بیابان بباید شدن/نه نیکو بود راه شیران زدن. و فریدون که بودش پدر آبتین/شده تنگ بر آبتین بر زمین- گریزان و از خویشتن گشته سیر/برآویخت ناگاه بر کام شیر- و...
-
(176) - مترادف اصطلاح ِ "رو شستن"، به مفهوم رو سفید کردن، امید دادن، مفتخر کردن.
جمعه 27 مهر 1403 08:56
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (176) - مترادف اصطلاح ِ "رو شستن"، به مفهوم رو سفید کردن، امید دادن، مفتخر کردن. *** *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** جریره، هسر اول سیاوش، مادر فرود، به پسرش فرود: بایران برادرت شاه ِ نوست/جهاندار و بیدار، کیخسروست- ترا نیک داند به نام و گهر/ز هم خون...
-
درخت نیک(شجره ی طیبه ی) کیخسرو ِ"پیامبر"، از چهار عنصر(عناصر اربعه) ی هنر، نژاد، گوهر و خرد بهره برده.
یکشنبه 22 مهر 1403 00:54
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** درخت نیک(شجره ی طیبه ی) کیخسرو "پیامبر"*، از چهار عنصر(عناصر اربعه) ی هنر، نژاد، گوهر و خرد بهره برده و سیراب شده و بی نیاز ازین (چهار) ست. *** بخش کیخسرو، در شاهنامه: جهانجوی از این چار، بُد بی نیاز/همش بخت سازنده بود از فراز- *** به پالیز چون برکشد سرو شاخ/سر شاخ سبزش...
-
رستم، تنها دم ِ مرگ ِ سهراب ست که او را می شناسد و نه پیش از آن.
شنبه 14 مهر 1403 09:13
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** رستم، تنها دم ِ مرگ ِ سهراب ست که او را می شناسد و نه پیش از آن. *** این، تنها غدر ِ دهر و جبر روزگار به رستم و سهراب ست که با بی مهری، احتمال شناخته شدن سهراب را از دل رستم می زداید. *** نخستین سد نا پایدار را خودِ تهمینه با لازم دیدن مخفی داشتن نام پدر(رستم) پیش پای سهراب می بندد،...
-
ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 5 - پیران ویسه ی نیک سرشت، جان بیژن را از دار افراسیاب رهایی می بخشد.
یکشنبه 8 مهر 1403 22:40
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** ردِّ نیکی را همه جا میتوان یافت. « باید نیکو دید » - بخش 5 - پیران ویسه ی نیک سرشت، جان بیژن را از دار افراسیاب رهایی می بخشد. ** * افراسیاب به گرسیوز فرمان می دهد بیژن را به دار بکَش: نگون بخت را زنده بر دار کن/وزو نیز با من مگردان سخن- بدان تا ز ایرانیان زین سپس/نیارد بتوران نگه...
-
مفاهیم متعدد، متفاوت و گاه متضاد یک واژه در شاهنامه -13- واژه ی بنیاد، در شاهنامه
یکشنبه 8 مهر 1403 20:16
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** مفاهیم متعدد، متفاوت و گاه متضاد یک واژه در شاهنامه -13- مفاهیم ِ متفاوت ِ واژه ی بنیاد. *** مفاهیم ِ متفاوت ِ واژه ی بنیاد، در شاهنامه *** بنیاد ، ریشه، اُس، اساس، پایه، روال، منوال، راستا: ورا بُد جهان، سالیان، پانصد/نیفکند یک روز بنیاد ِ بَد- و یکی نیزه زد بر کمربند ِ اوی/که بگسست...
-
حرمت جسد دشمن در شاهنامه فردوسی - 8 - جسد کشته شدگان تورانی در نبرد با هفت گرد ایرانی.
شنبه 31 شهریور 1403 20:34
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** حرمت جسد دشمن در شاهنامه فردوسی - 8 - جسد کشته شدگان تورانی در نبرد با هفت گرد ایرانی. *** حرمت جسد دشمن، در نبرد هفت گردان ایرانی در نخجیر گاه افراسیاب: تهمتن برانگیخت رخش از شتاب/پس پشت جنگ آور افراسیاب- ز لشکر هرانکس که بد جنگ ساز/دو بهره نیامد به خرگاه باز- اگر کشته بودند اگر...
-
(192) - مترادف اصطلاح "نه شکم توشه ورمیداره، نه چشم تماشا" در شاهنامه.
دوشنبه 19 شهریور 1403 00:21
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (192) - مترادف اصطلاح "نه شکم توشه ورمیداره، نه چشم تماشا" در شاهنامه. اشاره به حرص و آز سیری ناپذیر ِ خوردن و تماشا کردن. *** چو کاووس بشنید از او این سخن/یکی تازه اندیشه افگند بن- دل رزمجویش ببست اندران/که لشکر کشد سوی مازندران- چنین گفت با سرفرازان رزم/که ما سر نهادیم...
-
گرته برداری نبرد ِ عمروبن عبدود با علی، از "نبرد رستم با دیو سپید".
دوشنبه 19 شهریور 1403 00:03
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** گرته برداری نبرد ِ عمروبن عبدود و علی از "نبرد رستم با دیو سپید". *** نبرد عمرو بن عبدود با علی: وزان جایگه سوی دیو سپید/بیامد به کردار تابنده شید- سوی رستم آمد چو کوهی سیاه/از آهنش ساعد ز آهن کلاه- ازو شد دل پیلتن پرنهیب/بترسید کامد به تنگی نشیب- برآشفت برسان پیل ژیان/یکی...
-
(175) - مترادف اصطلاحِ مانی، پیامبر نقاش، به شاپور: "در ویرانی تن من، آبادی جهانیست"، در شاهنامه ی فردوسی.
دوشنبه 12 شهریور 1403 20:30
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (175) - مترادف اصطلاحِ مانی، پیامبر نقاش، به شاپور: "در ویرانی تن من، آبادی جهانیست" ، در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** در ویرانی تن من، آبادی جهانیست *** هران روز بد کز تو اندر گذشت/بر آنی کزو گیتی آباد گشت- بهادر امیرعضدی