-
سخن سیاوش با اسبش، شبرنگ بهزاد
جمعه 22 مهر 1401 04:23
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سخن سیاوش با اسبش، شبرنگ بهزاد: رخش پر ز خون دل و دیده گشت/سوی آخر تازی اسپان گذشت- بیاورد شبرنگ بهزاد را/که دریافتی روز کین باد را- خروشان سرش را به بر در گرفت/لگام و فسارش ز سر برگرفت- به گوش اندرش گفت رازی دراز/که بیدار دل باش و با کس مساز- چو کیخسرو آید به کین خواستن/عنانش ترا...
-
(142) - مترادف اصطلاحِ "نمک به زخم پاشیدن" در شاهنامه ی فردوسی.
جمعه 22 مهر 1401 04:01
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (142) - مترادف اصطلاحِ "نمک به زخم پاشیدن" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** نمک به زخم پاشیدن: یکی دشمنی باشد اندوخته/نمک را پراگنده بر سوخته- بهادر امیرعضدی
-
(91) - اصطلاح ِ " باد در مشت داشتن" در شاهنامه ی فردوسی
جمعه 22 مهر 1401 03:56
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (91) - مترادف اصطلاح ِ " باد در مشت داشتن" در شاهنامه ی فردوسی *** چنین است رسم سرای کهن/سکندر شد و ماند ایدر سخن- چو او سی و شش پادشا را بکشت/ نگر تا چه دارد ز گیتی به مشت- پشوتن به گشتاسب: ز تو دور شد فره و بخردی/بیابی تو بادافره ایزدی- شکسته شد این نامور پشت تو/ کزین...
-
#شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 24 - رستم از دید کیکاووس.
سهشنبه 19 مهر 1401 06:07
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** #شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 24 - رستم از دید کیکاووس. *** رستم از دید کیکاووس : یکی نامه فرمود پس شهریار/نوشتن بر رستم نامدار- دل و پشت گردان ایران تویی/به چنگال و نیروی شیران تویی- گشایندهٔ بند هاماوران/ستانندهٔ مرز مازندران- گشایندهٔ بند هاماوران/ستانندهٔ...
-
اغراق یا بزرگنمایی در شاهنامه ی فردوسی - بخش هشتم - نبرد کیکاووس با سپاه سهراب:
سهشنبه 19 مهر 1401 05:50
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اغراق یا بزرگنمایی در شاهنامه ی فردوسی - بخش هشتم *** اغراق و بزرگنمایی، شگردی هنرمندانه که ردّ و نشان آن را در بسیاری از هنرها از جمله کاریکاتور، مینیاتور، سینما، تاتر، شعر(بویژه غزل)، داستان و ... می توان دید. اغراق، جلوه یی ست از هنر که برای ملموس و مشهود کردن یک واقعیت، آن را...
-
سَخت و سَختَن در شاهنامه
یکشنبه 17 مهر 1401 12:23
و.ک(065) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سَخت و سَختَن در شاهنامه *** سخت، سَخت، سَختَن، به مفهوم سنجش، وزن کردن، سنجیدن: یکی نره گوری بزد بر درخت/که در چنگ او پر مرغی نسَخت - همه گنج ارجاسپ در باز کرد/به کَپّان دِرَم سَختن آغاز کرد- تو گر سَختهای ، شو سخن سَخته گوی/نیاید به بُن هرگز این گفت و گوی- خرد را و جان...
-
(141) - مترادف اصطلاحِ "من دیگه حرفی ندارم" در شاهنامه ی فردوسی.
یکشنبه 17 مهر 1401 12:00
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (141) - مترادف اصطلاحِ "من دیگه حرفی ندارم" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** اصطلاحِ "من دیگه حرفی ندارم": برآنم سراسر که دستان بگفت/جزین من ندارم سخن در نهفت- بهادر امیرعضدی
-
(140) - مترادف ِ اصطلاح ِ "به یک مشت بند نبودن" در شاهنامه ی فردوسی.
یکشنبه 17 مهر 1401 11:56
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (140) - مترادف ِ اصطلاح ِ "به یک مشت بند نبودن" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** اصطلاح "به یک مشت بند نبودن": به آوردگه بر ترا جای نیست/ترا خود به یک مشت من پای نیست- بهادر امیرعضدی
-
(139) - مترادف ِ اصطلاح ِ "در چشم بر هم زدنی" در شاهنامه ی فردوسی
دوشنبه 11 مهر 1401 01:38
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (139) - مترادف ِ اصطلاح ِ "در چشم بر هم زدنی" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** اصطلاح "در چشم بر هم زدنی": بشد پیش سهراب رزم آزمای/بر اسپش ندیدم فزون زان به پای- "که بر هم زند مژه را جنگ جوی"/گراید ز بینی سوی...
-
تن در قامت مغزِ نهفته در پوست
دوشنبه 11 مهر 1401 01:24
و.ک(066) بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** تن در قامت مغزِ نهفته در پوست: ترا کهتری کار بستن نکوست/نگه داشتن بر تن خویش پوست- و سپهدار ترکان ازان بترست/کنون گاو پیسه به چرم اندرست- و ز جنگ آشتی بی گمان بهترست / نگه کن که گاوت به چرم اندرست - و چو الکوس آوای رستم شنید/دلش گفتی از پوست آمد پدید- و بدو گفت مادر که ای...
-
(138) - مترادف ِ اصطلاح ِ "دو روح در یک بدن" در شاهنامه ی فردوسی
دوشنبه 11 مهر 1401 01:12
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (138) - مترادف ِ اصطلاح ِ "دو روح در یک ب دن " در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** مترادف های اصطلاح دو روح در یک بدن: خردمند مرد ار ترا دوست گشت/چنان دان که با تو ز یک پوست گشت- و به شهرم یکی مهربان دوست بود/تو گفتی که با من به یک...
-
نمودهای منحصر به فردِ فردوسی، از "نیایش"، و نه کرنش و استغاثه، در شاهنامه – ( بخش 15 ) - خود را گناهکار دانستن یا ندانستن.
جمعه 8 مهر 1401 10:38
بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** نمودهای منحصر به فردِ فردوسی، از "نیایش"، و نه کرنش و استغاثه، در شاهنامه – ( بخش 15 ) - خود را گناهکار دانستن یا ندانستن. «کجا پادشا دادگر بود و بس/ نیازش نیاید بفریادرس». *** نیایش، در شاهنامه، همواره بر بنیاد "مهر" آگینِ سپاسمندی و پاسداشت ِ توجه و حمایت ِ...
-
سنگ شدن شاه مازندران
سهشنبه 5 مهر 1401 05:41
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** سنگ شدن شاه مازندران: مرا دید چون شاه مازندران/به گردن برآورده گرز گران- به رخش دلاور سپردم عنان/زدم بر کمربند گبرش سنان- گمانم چنان بد که او شد نگون/کنون آید از کوههٔ زین برون- بر این گونه شد سنگ در پیش من/نبود آگه از رای کم بیش من- برین گونه خارا یکی کوه گشت/ز جنگ و ز مردی بی...
-
آرایش نظامی، در جنگ های بزرگ ِ شاهنامه - بخش دهم.
سهشنبه 5 مهر 1401 05:20
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آرایش نظامی، در جنگ های بزرگ ِ شاهنامه - بخش دهم. *** صف آرایی سپاه کیکاووس در نبرد با دیوان مازندران: چو آگاهی آمد به کاووس شاه/که تنگ اندر آمد ز دیوان سپاه- بفرمود تا رستم زال زر/نخستین بران کینه بندد کمر- به طوس و به گودرز کشوادگان/به گیو و به گرگین آزادگان- بفرمود تا لشکر...
-
هفت در شاهنامه - 16 - هفت کوه مازندران
سهشنبه 5 مهر 1401 05:12
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** هفت در شاهنامه - 16 - هفت کوه مازندران *** هفت کوه مازندران: گذر کرد باید بر هفت کوه/ز دیوان به هر جای کرده گروه- یکی غار پیش آیدت هولناک/چنان چون شنیدم پر از بیم و باک- گذارت بران نره دیوان جنگ/همه رزم را ساخته چون پلنگ- به غار اندرون گاه دیو سپید/کزویند لشکر به بیم و امید- چو رخش...
-
سپهبَد یا سپهبُد
چهارشنبه 30 شهریور 1401 00:16
و.ک(012) سپهبَد یا سپهبُد *** در شاهنامه، بیشتر سپهبَد یا اسپهبَد به قید ِ قلم فرزانه ی طوس در آمده ست. و واژه ی سپهبُد، کمتر آمده یا اصلا نیامده ست. *** سپهبَد: همی رفت با او تهمتَن به هم/بدان تا نباشد سپهبَد دژم- ز پیمان نگردد سپهبَد پدر/بدین کار دستور باشَد مگر- پس پشت طوس سپهبَد بود/که در کینه پیکار او بَد بود- گر...
-
نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه - بخش 11 - رستم
پنجشنبه 10 شهریور 1401 10:48
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** نخواستن پیروزی جز به داد، درقاموس و باورِ پهلوانی یلانِ شاهنامه - بخش 11 - رستم *** رستم در پی رهایی کیکاووس و همراهانش از دست دیوان مازندران با داور دادگر، در برهه ی خوان سوم به راز و نیاز می نشیند و با پیش شرط اینکه اگر راه و روش مرا در راستای راستی و داد، راست و روا می بینی،...
-
پند های شاهنامه فردوسی - بخش (94) - واپسین پند کیقباد به کیکاووس
سهشنبه 1 شهریور 1401 00:33
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** پند های شاهنامه فردوسی - بخش (94) - واپسین پند کیقباد به کیکاووس *** گزیده پندهایی در لا به لای گفتار ها و متن شاهنامه، که حکیم بزرگوار طوس، بیشتر در آغاز و فرجام داستان هایش و گاه از زبان ِ دل ِ شخصیت های شاهنامه اش، لب به سخن می گشاید. *** واپسین پند کیقباد به کیکاووس: چو دانست...
-
تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 20
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:29
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 20 *** نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت. *** ز هنگ سپهدار و چنگ سوار/نیامد دوال کمر پایدار- گسست و به خاک...
-
پشیمانی افراسیاب از کشتن برادرش اغریرث:
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:19
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** پشیمانی افراسیاب از کشتن برادرش اغریرث: گر از من سر نامور گشته شد/که اغریرث پر خرد کشته شد- جوانی بد و نیکی روزگار/من امروز را دی گرفتم شمار- که پیش آمدندم همان سرکشان/پس پشت هر یک درفشی کشان- بسی یاد دادندم از روزگار/دمان از پس و من دوان زار و خوار- بهادر امیرعضدی
-
(137) - مترادف ِ اصطلاح ِ "نقد را به نسیه ندادن" در شاهنامه ی فردوسی
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:15
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (137) - مترادف ِ اصطلاح ِ " نقد را به نسیه ندادن " در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** نقد را به نسیه ندادن: گلستان که امروز باشد ببار/تو فردا چنی گل نیاید بکار- بهادر امیرعضدی
-
شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 23 - رستم از دید افراسیاب.
دوشنبه 31 مرداد 1401 00:07
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 23 - رستم از دید افراسیاب. *** رستم از دید افراسیاب در نخستین نبردش با رستم نوجوان: سواری پدید آمد از تخم سام/که دستانش رستم نهادست نام- بیامد بسان نهنگ دژم/که گفتی زمین را بسوزد بدم- همی تاخت اندر فراز و نشیب/همی زد به گرز و به...
-
(136) - مترادف ِ اصطلاح ِ "جوان ست و جویای نام" در شاهنامه ی فردوسی.
یکشنبه 30 مرداد 1401 22:07
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** (136) - مترادف ِ اصطلاح ِ "جوان ست و جویای نام" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** اصطلاح ""جوان ست و جویای نام": چو افراسیابش به هامون بدید/شگفتید ازان کودک نارسید- ز ترکان بپرسید کین اژدها/بدین گونه از بند گشته...
-
در پرده گویی ِ "عیان ترین بی حاجت ِ بیان" حکیم فردوسی طوسی، در سروده های "اروتیک" شاهنامه - بخش هفتم
یکشنبه 30 مرداد 1401 21:49
و.ک(072,7) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** در پرده گویی ِ "عیان ترین بی حاجت ِ بیان" حکیم فردوسی طوسی، در سروده های "اروتیک" شاهنامه - بخش هفتم - کیکاووس از دو نوزاد مرده ی پرستار شبستان، بد گمان ست: ازان پس نگه کرد کاووس شاه/کسی را که کردی به اختر نگاه- ز سودابه و رزم هاماوران/سخن گفت هرگونه...
-
شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 22 - افراسیاب از دید زال و پیران ویسه
یکشنبه 30 مرداد 1401 21:38
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** شخصیت های شاهنامه، همدیگر را چگونه می بینند؟ - بخش 22 - افراسیاب از دید زال و پیران ویسه. *** زال به رستم: بدو گفت زال ای پسر گوش دار/یک امروز با خویشتن هوش دار- که آن ترک در جنگ نر اژدهاست/در آهنگ و در کینه ابر بلاست- درفشش سیاهست و خفتان سیاه/ز آهنش ساعد ز آهن کلاه- همه روی آهن...
-
رخت رزم افراسیاب
یکشنبه 30 مرداد 1401 21:28
رخت رزم افراسیاب: زال به رستم: درفشش سیاهست و خفتان سیاه/ز آهنش ساعد ز آهن کلاه- همه روی آهن گرفته به زر/نشانی سیه بسته بر خود بر- بهادر امیرعضدی
-
اغراق یا بزرگنمایی در شاهنامه ی فردوسی - بخش هفتم - درفش افراسیاب
یکشنبه 30 مرداد 1401 20:50
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** اغراق یا بزرگنمایی در شاهنامه ی فردوسی - بخش هفتم *** اغراق و بزرگنمایی، شگردی هنرمندانه که ردّ و نشان آن را در بسیاری از هنرها از جمله کاریکاتور، مینیاتور، سینما، تاتر، شعر(بویژه غزل)، داستان و ... می توان دید. اغراق، جلوه یی ست از هنر که برای ملموس و مشهود کردن یک واقعیت، آن را...
-
بی ارزش شدن پول
یکشنبه 30 مرداد 1401 16:17
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** در پادشاهی زو طهماسب، ایران دچار خشکسالی می شود. آنسان که ارزش نان با درم برابر می شود. بی ارزش شدن پول: همان بد که تنگی بد اندر جهان/شده خشک خاک و گیا را دهان- نیامد همی ز آسمان هیچ نم/ همی برکشیدند نان با درم- بهادر امیرعضدی
-
زال زر، پس از کشته شدن نوذر، پسران او(طوس و گستهم) را در خور و شایسته ی شاهی نمی بیند:
یکشنبه 30 مرداد 1401 16:15
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** زال زر، پس از کشته شدن نوذر، پسران او(طوس و گستهم) را در خور و شایسته ی شاهی نمی بیند: بباید یکی شاه خسرونژاد/که دارد گذشته سخنها بیاد- به کردار کشتیست کار سپاه/همش باد و هم بادبان تخت شاه- اگر داردی طوس و گستهم فر/سپاهست و گردان بسیار مر- نزیبد بریشان همی تاج و تخت/بباید یکی شاه...
-
(135) - مترادف ِ اصطلاح ِ "تو مو می بینی و من پیچش مو" در شاهنامه ی فردوسی
شنبه 29 مرداد 1401 15:13
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (135) - مترادف ِ اصطلاح ِ "تو مو می بینی و من پیچش مو" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** تو مو می بینی و من پیچش مو, *** اشاره ی گیو گودرز، به خردمندی و هوشیاری کیخسرو: تو از ایزدی فرّ و بُرزِ کیان/به موی اَندرآیی، ببینی میان - بی...