شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.
شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.
و.ک(033) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** باور فریدون به جدایی طبقات اجتماعی: فریدون چو بشنید ناسود دیر/کمندی بیاراست از چرم شیر- به تندی ببستش دو دست و میان/که نگشاید آن بند پیل ژیان- نشست از بر تخت زرین او/بیفگند ناخوب آیین او- بفرمود کردن به در بر خروش/که هر کس که دارید بیدار هوش- نباید که باشید با ساز جنگ/نه...
و.ک(034) بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** پیشینه ی از مار به اژدها پناه بردن ایرانیان، در یک فراز تاریخی *** پناه بردن مردمان از "مار ِ کبر" و غرور جمشید به اژدهای "کبرا" ی خونخوار ضحاک، در یک برهه ی آنی، ناشی از تحمل درد و رنجی طولانی. *** جمشید، مست از باده ی کبر و غرور، به نابخردی، مردم...
و.ک(072,6) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** در پرده گویی ِ "عیان ترین بی حاجت ِ بیان" حکیم فردوسی طوسی، در سروده های "اروتیک" شاهنامه - بخش 6 - گرد آمدن فریدون با ارنواز و شهرناز *** کندرو، از گرد آمدن فریدون با ارنواز و شهرناز به ضحاک می گوید: گرین نامور هست مهمان تو/چه کارستش اندر شبستان تو-...
و.ک(073) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** پناه بردن مردمان از بیداد ضحاک به داد فریدون در یک برهه ی آنی، ناشی از تحمل درد و رنجی طولانی. *** جهاندار ضحاک ازان گفت گوی/به جوش آمد و زود بنهاد روی- بفرمود تا برنهادند زین/بران باد پایان باریک بین- بیامد دمان با سپاهی گران/همه نره دیوان جنگ آوران- همه بام و در مردم شهر...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - 18 سرآغاز نامه ی اسکندر به فور هندی: سر نامه کرد آفرین خدای/کجا بود و باشد همیشه به جای- کسی را که او کرد پیروزبخت/بماند بدو کشور و تاج و تخت- گرش خوار گیرد بماند نژد/نتابد برو آفتاب بلند- شنیدی همانا که یزدان پاک/چه دادست ما...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 17 - سرآغاز نامه شاپور ذوالاکتاف به برادرش اردشیر اورمزد نرسی : بفرمود تا پیش او شد دبیر/قلم خواست با مشک و چینی حریر- به نرسی یکی نامه فرمود شاه/ز پیکار ترکان و کار سپاه- سر نامه کرد آفرین نهان/ازین بنده بر کردگار جهان-...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 16 - سرآغاز نامه ی بهرام گور(بهرام یزدگرد) به نرسی: به نرسی یکی نامه فرمود شاه/ز پیکار ترکان و کار سپاه- سر نامه کرد آفرین نهان/ازین بنده بر کردگار جهان- خداوند پیروزی و دستگاه/خداوند بهرام و کیوان و ماه- خداوند گردنده چرخ...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 15 - سرآغاز نامه ی خسرو پرویز به خاقان چین: به خاقان چینی یکی نامه کرد/تو گفتی که از خنجرش خامه کرد- نخست آفرین کرد بر کردگار/توانا و دانا و به روزگار- برازندهٔ هور و کیوان و ماه/نشاننده شاه بر پیش گاه- گزایندهٔ هرکه جوید...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 14 - سرآغاز نامه ی قیصر به خسرو پرویز : سرنامه کرد از جهاندار یاد/خداوند پیروزی و فرو داد- خداوند ماه و خداوند هور/خداونت پیل و خداوند مور- بزرگی و نیک اختری زو شناس/وزو دار تا زنده باشی سپاس- جز از داد و خوبی مکن در...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 13 - سرآغاز نامه خسرو پرویز به قیصر: بفرمود تا پیش او شد دبیر/نوشتند زو نامه ای برحریر- ز چیزی که رفت اندران رزمگاه/به قیصر نوشت اندران نامه شاه- نخست آفرین کرد بر دادگر/کزو دید مردی و بخت و هنر- دگر گفت کز کردگار جهان/همه...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 12 - سرآغاز نامه ی کسرا انوشیروان به خاقان چین: قلم چون دو رخ را به عنبر بشست/سرنامه کرد آفرین از نخست- بران دادگر کو سپهر آفرید/بلندی و تندی و مهر آفرید- همه بنده گانیم و او پادشاست/خرد بر توانایی او گواست- نفس جز به فرمان...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 11 - سرآغاز نامه ی شاپور ذوالاکتاف به سران کشورها: بفرمود شاپور تا شد دبیر/قلم خواست و انقاس و مشک و حریر- نوشتند نامه به هر مهتری/به هر پادشاهی و هر کشوری- سرنامه کرد آفرین مهان/ز ما بنده بر کردگار جهان- که اوراست بر...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 10 - سرآغاز نامه ی کیخسرو به کیکاووس: دبیر نویسنده را پیش خواند/سخن هرچ بایست با او براند- سرنامه کرد آفرین از نخست/بدان کو زمین از بدیها بشست- چنان اختر خفته بیدار کرد/سر جادوان را نگونسار کرد- توانایی و دانش و داد...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 9 - سرآغاز پاسخ نامه کیکاووس به رستم: بایوان شد و نامه پاسخ نوشت/بباغ بزرگی درختی بکشت- نخست آفرین کرد بر کردگار/کزو بود روشن دل و بختیار- خداوند ناهید و گردان سپهر/کزویست پرخاش و آرام و مهر- سپهری برین گونه بر پای کرد/شب و...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 8 - سرآغاز نامه ی رستم به کیکاووس تهمتن فرستاده ای را بجست/که با شاه گستاخ باشد نخست- فریبرز کاوس را برگزید/که با شاه نزدیکی او را سزید- یکی رنج برگیر و ز ایدر برو/ببر نامهٔ من بر شاه نو- بفرمود تا نامهٔ خسروی/ز عنبر نوشتند...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 7 - سرآغاز نامه سام به منوچهر: سرنامه کرد آفرین خدای/کجا هست و باشد همیشه به جای- ازویست نیک و بد و هست و نیست/همه بندگانیم و ایزد یکیست- هر آن چیز کو ساخت اندر بوش/بران است چرخ روان را روش- خداوند کیوان و خورشید و ماه/وزو...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 6 - سرآغاز نامه ی فریدون به سالار چین: یکی نامه بنوشت شاه زمین/به خاور خدای و به سالار چین- سر نامه کرد آفرین خدای/کجا هست و باشد همیشه به جای- چنین گفت کاین نامهٔ پندمند/به نزد دو خورشید گشته بلند- دو سنگی دو جنگی دو شاه...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 5 - سرآغاز نامه ی منوچهر به فریدون. *** به شاه آفریدون یکی نامه کرد/ز مشک و ز عنبر سر خامه کرد- نخست از جهان آفرین کرد یاد/خداوند خوبی و پاکی و داد- سپاس از جهاندار فریادرس/نگیرد به سختی جز او دست کس- دگر آفرین بر فریدون...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 4 - مشاوره ی نظامی دادن کیکاووس به سیاوش *** مشاوره ی نظامی دادن کیکاووس در نامه ای به سیاوش در نبرد با افراسیاب: ازان پس که پیروز گشتی به جنگ/به کار اندرون کرد باید، درنگ- نباید پراگنده کردن سپاه/بپیمای روز و برآرای گاه-...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 3 - سرآغاز نامه کیکاووس به سیاوش *** سرآغاز نامه کیکاووس به سیاوش: به شادی یکی نامه پاسخ نوشت/چو تازه بهاری در اردیبهشت- که از آفرینندهٔ هور و ماه/جهاندار و بخشندهٔ تاج و گاه- ترا جاودان شادمان باد دل/ز درد و بلا گشته آزاد...
بر گزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** آیین نگارش، تکنیک و فنّ نامه نگاری در شاهنامه فردوسی - بخش 2 - نامه سیاوش به کیکاووس *** نامه سیاوش به کیکاووس: نوشتن به مشک و گلاب و عبیر/چنان چون سزاوار بد بر حریر- نخست آفرین کرد بر کردگار/کزو گشت پیروز و به روزگار- سیاوش، نامه را با یاد از دادار دادگر می آغازد: خداوند خورشید و...
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** « آداب میگساری »، در شاهنامه فردوسی - 15 - میگساری فریدون *** میگساری فریدون، به پاس پیروزی بر ضحاک: فریدونش فرمود تا رفت پیش/بکرد آشکارا همه راز خویش- بفرمود شاه دلاور بدوی/که رو آلت تخت شاهی بجوی- نبیذ آر و رامشگران را بخوان/بپیمای جام و بیارای خوان- کسی کاو به رامش سزای منست/به...
و.ک(072,5) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** در پرده گویی ِ "عیان ترین بی حاجت ِ بیان" حکیم فردوسی طوسی، در سروده های "اروتیک" شاهنامه - بخش 5 - کفشگر نو رسته *** چنین بود تا کودکی کفشگر/زنی خواست با چیز و نام و گهر- (نبودش دران کار افزار سخت) /همی زار بگریست مامش ز بخت- همانا نهان داشت لختی...
و.ک(072,4) برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی *** در پرده گویی ِ "عیان ترین بی حاجت ِ بیان" حکیم فردوسی طوسی، در سروده های "اروتیک" شاهنامه - بخش چهارم- ترفند سودابه *** بی پروا ترین حس و غریزه ی "حیوانی ِ" انسان، پیچیده در چادر شب ِ عفاف و شرم ِ حکیم طوس. *** ترفند سودابه در وانمود کردن دو...
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (128) - مترادف ِ اصطلاح ِ "چشم دیدار کسی را نداشتن" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** چشم دیدار کسی را نداشتن: هر آن کس که بُد مِهتری با گهر / همه پیش رفتند، پُر خاک سر - که بیزار گشتیم از افراسیاب / نخواهیم دیدارِ او را، به خواب -...
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** سودابه از سه دیدگاه، دختر، همسر، دلباخته - بخش سوم، دلباخته *** در شاهنامه، رستم بارز ترین چهره ی چند وجهی مردان ایرانی ست، و سودابه، بارز ترین چهره ی چند وجهی زنان شاهنامه *** سودابه، دلباخته ای ناکام: رخان سیاوش چو گل شد ز شرم/بیاراست مژگان به خوناب گرم- چنین گفت با دل که از کار...
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** سودابه از سه دیدگاه، دختر، همسر، دلباخته - بخش دوم، همسر *** در شاهنامه، رستم بارز ترین چهره ی چند وجهی مردان ایرانی ست، و سودابه، بارز ترین چهره ی چند وجهی زنان شاهنامه. *** سودابه، وفادار به همسر: جدایی نخواهم ز کاووس گفت/وگر چه لحد باشد او را نهفت- چو کاووس را بند باید کشید/مرا...
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** سودابه از سه دیدگاه، دختر، همسر، دلباخته - بخش اول، دختر *** در شاهنامه، رستم بارز ترین چهره ی چند وجهی مردان ایرانی ست، و سودابه، بارز ترین چهره ی چند وجهی زنان شاهنامه. *** سودابه، در قامت ِ دختری آینده نگر، طغیانگر و بی وفا به پدر. شاه هاماوران به دخترش سودابه از خواستگاری کیکاووس...
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی *** (127) - مترادف ِ اصطلاح ِ "از آسمون میرسه" یا "از آسمون رسیده" در شاهنامه ی فردوسی. *** ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه. *** پرستندگان(ندیمه) های رودابه به رودابه، پس از دیدن زال: جهانی سراسر پر از مهر تست/به ایوانها صورت چهرتست- با این گیسو و اندام...