برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۱۱)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۱۱)

***

تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ تاریخ ِ ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه
***

چو بگذشت سال از برم شست و پنج/  فزون کردم اندیشه ی درد و رنج-
 به تاریخ شاهان نیاز آمدم/ به پیش اختر دیرساز آمدم-
 بزرگان و با دانش آزادگان/ نبشتند یکسر همه رایگان-
نشسته نظاره من از دورشان/ تو گفتی بدم پیش مزدورشان -
جزاحسنت ازیشان نبد بهره ام/ بکفت* اندر احسنت شان زَهره ام-
..............................
پ ن:

* بکفت، بگسست، پاره شد، درید.

 همی پوست بر تنش گفتی بکفت  همی پوستشان بر تن از غم بکفت وگر پوست بر تن کسی را بکفت همی بند جانش ز رستم بکفت به آوردگه رفت نیزه بکفت  (کف ِ  دست) 


بهادر امیرعضدی


باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۱۰)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۱۰)

***

تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ تاریخ ِ ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه
 ***

کجا آن حکیمان و دانندگان/ همان رنجبردار خوانندگان-
 کجا آن سر تاج شاهنشهان/ کجا آن دلاور گرامی مهان-
 کجا آن بتان پر از ناز و شرم/ سخن گفتن خوب و آوای نرم-
کجا آنک بر کوه بودش کنام/ رمیده ز آرام وز کام و نام-
چو گیتی تهی ماند از راستان/ تو ایدر ببودن مزن داستان-
 ز خاکیم و باید شدن زیر خاک/ همه جای ترس ست و تیمار و باک-
تو رفتی و گیتی بماند دراز/ کسی آشکارا نداند ز راز-
جهان سر به سر عبرت و حکمت ست/ چرا زو همه بهر من غفلت ست-
 تو چنگ فزونی زدی بر جهان/  گذشتند بر تو بسی همرهان-
چو زان نامداران جهان شد تهی/ تو تاج فزونی چرا برنهی-
 نباشی بدین گفته همداستان/ یکی شو بخوان نامه ی باستان-

 کزیشان جهان یکسر آباد بود/ بدانگه که اندر جهان داد بود-

بهادر امیرعضدی

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۹)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
*** 

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۹)

***

تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ تاریخ ِ ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه
***

کهن گشته این داستان ها ز من/ همی نو شود بر سر انجمن-
 زگفتار دهقان کنون داستان / تو برخوان و برگوی با راستان -
  اگر زندگانی بود دیریاز / برین وین خرم بمانم دراز -

 یکی میوه داری بماند ز من/ که نازد همی بار او بر چمن-

بهادر امیرعضدی

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۸)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه - (۸)

***

تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ تاریخ ِ ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه 
***

که گیتی نماند همی بر کسی/ چو ماند به تن رنج ماند بسی -
 چنین است گیهان ناپایدار / برو تخم بد تا توانی مکار -
همی خواهم از دادگر یک خدای / که چندان بمانم به گیتی به جای -
 که این نامه ی شهریاران پیش / بپویندم از خوب گفتار خویش -
 ازان پس تن جانور خاک راست/ سخن گوی جان معدن پاک راست- 

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه -(۷)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***

باز نگری و مرور تاریخ و آموختن از نیک و بد ِ گذشتگان در شاهنامه -(۷)

***

تاریخنگاری، بخشی از "هنر" فردوسی و نشر ِ  تاریخ ِ  ایران زمین، بخشی از "هدف" فردوسی در تدوین شاهنامه 
***

بدین نامه ی شهریاران پیش/ بزرگان و جنگی سواران پیش -
همه رزم و بزمست و رای و سخن / گذشته بسی روزگار کهن -
 همان دانش و دین و پرهیز و رای/ همان رهنمونی به دیگر سرای-
ز چیزی کزیشان پسند آیدش / همین روز را سودمند آیدش-

 کزان برتران یادگارش بود/همان مونس روزگارش بود-


بهادر امیرعضدی