برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 16

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 16

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

بیامد چو گودرز را دید « دست /  بکش کرد و سر پیش بنهاد پست »   -

 

 سپهدار «برجست واو را چو دود  /  به آغوش تنگ اندر آورد زود»   -


چنین گفت با لشکر سرفراز /  که «از نیزه مژگان مدارید باز»   - 

 فش و یال بینید و اسب و عنان  / « دو دیده نهاده به نوک سنان »   -


چنین گفت هرکو« کمان را بدست / بمالد گشاید به اندازه شست »   -


بیامد پدر « بر سرش بوسه داد / رخان را به رخسار او بر نهاد »   -


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 15

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 15

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

« بیامد بران کرسی زر نشست / پر از خشم بویا ترنجی به دست »   -

« پر اندیشه بنشست برسان مست / بکش کرده دست و سر افکنده پست »   -

پشیمان شد و پند او بر گرفت / ز کردار خود، « دست بر سر گرفت »   -

تهمتن « زمین را به مژگان برفت / کمر بر میان بست » و چون باد تفت   -

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 14

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 14

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

ازان بوی شد شاه ایران دژم / پر اندیشه جان « ابروان پر ز خم » -

« بپیچید در جامه و سر بتافت » / که از نکهتش بوی ناخوش بیافت  - 

به گرسیوز اندر « چنان بنگرید /  که گفتی میانش بخواهد برید » -

 یکی « بانگ بر زد براندش ز پیش » /  کجا خواست راندن برو خشم خویش  -

به پیش اندر آمد « میان را ببست / گرفت آن درفش همایون بدست » -

« به کش کرده دست و سر افکنده پست / بر تخت شاهی به زانو نشست » - 


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 13

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 13

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

« برو راست خم کرد و چپ کرد راست »* /  خروش از خم چرخ چاچی بخاست


« بزد دست بر جامه» اسفندیار/ همه پرنیان بر تنش گشت خار


بشد همچنان پیش خاقان بگفت / « به رخ پیش او بر، زمین را برُفت


بگفت این و روی سیاوش بدید / « دو رخ را بِکـَـند و فغان بر کشید »


« به انگشت بنمود، به انگشتِ راست » / که آن اژدها را نشیمن کجاست


به بدرود کردن « گرفتش به بر / بسی بوسه دادش به چشم و به سر »


.........................................................................................

پ ن:

(*) - : به تصویر کشیدن حالتِ تیرانداختن با کمان، « برو راست خم کرد و چپ کرد راست »، ( بر او نشانه رفت و دست راست را خم کرد و دست چپ را راست نگاه داشت )


تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه - 12

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

تغییرات چهره و حرکات شخصیت ها، در واکنش به رویداد ها، در شاهنامه  - 12

***

نبوغ ِ فردوسی در به نمایش در آوردن و توصیف ِ حالت چهره، (میمیک ِ چهره) و حالت ِ حرکات، (ژِست و فیگور) شخصیت ها در واکنش به رویدادهای متفاوت.

***

از ایران دلش یاد کرد و بسوخت /  به کردار آتش « رخش برفروخت » 

ز پیران « بپیچید و پوشید روی »/  سپهبد بدید آن غم ودرد اوی 

 بدانست کو را چه  آمد بیاد  / غمی گشت و « دندان به لب بر نهاد » -

 

ازان کوه بشنید بانگ پدر/به زاری « به پیش اندر افکند سر » -

 خرامیده نیزه به چنگ اندرون/ز پیش پدر « سر فکنده نگون »- 

 

ببارید خون از مژه مادرش/همه « پاک بر کند موی از سرش »- 

 

بپوشید ارجاسب خفتان جنگ/ « بمالید بر چنگ بسیار چنگ »- 


بخندید از گفت او زال زر/زمانی « بجنبید ز اندیشه سر »- 


بخورد اندکی نان و « نالان بخفت/به دستار چینی رخ اندر نهفت »-