برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش چهارم

و.ک(307,4)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش چهارم 

***

 فرعان - معمار خسرو پرویز - سازنده پی ایوان مداین

***

 معمار خسرو پرویز - یکی از سازندگان مداین، که بعد از ساخت پی و دیوار مداین، متواری شد:

  شب آمد بشد کارگر نا پدید/چنان شد کزان پس کس او را ندید - 

چو بشنید خسرو که فرعان گریخت/به گوینده بر، خشم فرعان بریخت -  

بهادر امیرعضدی

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش سوم


و.ک(307,3)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

 فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش سوم 

***

نا ترازی و کجی (شاقولی نبودن) دیوار مداین:

 فرستاد و رفتند ز ایوان شاه / گران مایه استاد با نیک خواه -

 همی برد دانای رومی رسن / همان مرد را نیز با خویشتن - 

بپیمود بالای کار و برش / کم آمد ز کار از رسن هفت رش - 

رسن باز بردند نزدیک شاه / بگفت آنک با او بیامد به راه -

 چنین گفت رومی که ار زخم کار / برآوردمی، بر سر ای شهریار -

 نه دیوار ماندی نه طاق و نه کار / نه من ماندمی بر در شهریار -  


چو شد هفت سال آمد ایوان به جای / پسندیده ی خسرو پاک رای -  

بهادر امیرعضدی

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش دوم

و.ک(307,2)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش دوم 

***

 مرحله تثبیت و نشست دیوار:  

 وزان پس بیامد به ایوان شاه / که دیوار ایوان برآمد به ماه -

 چو فرمان دهد خسرو زود یاب / نگیرم برین کار کردن شتاب -

 "چهل روز تا کار بنشیندم" ۷ / ز کاری گران شاه بگزیندم -

 

چو هنگامه ی زخم ایوان بود / بلندی ایوان چو کیوان بود -

 بدان زخم، خشمت نباید نمود ۸ / مرا نیز، رنجی نباید فزود - 

...........................................................

پ ن:

۷ ، چهل روز زمان، برای مجال نشست سازه

۸ ، به آن "زخم" خشمت را نبایستی نمایان کنی. مراد از "زخمِ کار"، همان عدم تقارن یا تفاوت سطح ریشه ی دیوار و سطح صدر دیوار، (همان "تحتانی- فوقانی" مصطلح ِ مهندس - معماری امروزین) ست.   

بهادر امیرعضدی

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش اول


و.ک(307,1)

برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی 

***

فردوسی و تشریح مهندسی ساختار ایوان مداین - بخش اول 

***

 پی "فوندانسیون" مداین -

 مهندس بپذرفت ایوان شاه / بدو گفت من دارم این دستگاه -

 فرو برد بنیاد ده شاه رش ۱ / همان شاه رش* پنج کرده برش ۲ -

 ز سنگ و ز گچ بود بنیاد کار ۳ / چنین باید آن کو دهد داد کار ۴ -

 چو دیوار ایوانش آمد به جای / بیامد به پیش جهان کدخدای -

 بریشم بیاورد تا انجمن / بتابند باریک تابی رسن ۵ -

 ز بالای، آن تاب داده رسن / بپیموده در پیش آن انجمن ۶ -


 ۱ ، به عمق ده شاه رش گود برداری کرد

۲ ،  همچنین، پنج شاه رش نیز عرض گود برداری 

 ۳ ، پی "فوندانسیون" مداین نیز از سنگ و گچ بود

۴ ، بایستی چنان مستحکم باشد که کارایی تحمل وزن ایوان را داشته باشد

۵ ، ابریشم بیاورد تا ناظران سازه، ابریشم را بتابند تا ریسمانی فراهم شود

۶ ، از بالای پی سازه، تا پایین پی سازه را محاسبه کنند 

....................................................

پ ن:

* - رش، واحد طول. به اندازه ی بازو. از سر شانه تا آرنج یا از سرانگشت میانی تا مرفق(آرنج)  -

  شاه رش، به اندازه ی از سر انگشت میانی دست راست تا سر انگشت میانی دست چپ که دست ها از هم گشاده باشند.


گودرز کشوادگان، کیخسرو را بر تخت شاهی می نشاند - ۳

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

*** 

"تفویض" زعامت و شهریاری به کیخسرو، بدستِ گودرزِ کشوادگان، مراد و مرشدِ رستمِ دستان. ( بخش سوم ) -

*** 

 حکیم طوس، با نبوغی سرشار و هنر ورزانه، جَوِّ غالب بر اواخر زعامت کیکاووس را با ابتدای به تخت نشستنِ کیخسرو را با استعاره ی ظریف و شاعرانه ی "بارشِ باران"، به تصویر می کشد.

***

توصیفِ حال و هوای راکد و خمود اطراف کیکاووس، به نقل از سروش:

 مرا دید و گفت « این همه غم چراست / جهانی پر از "کین و بی‌نم" چراست؟ – 


 و "بر آمدن" کیخسرو را با این چند بیت به رخ میکشد:

از « ابر بهاران "ببارید نم" » / ز روی زمین زنگ بزدود غم -

 جهان گشت پر سبزه و رود آب / سر غمگنان اندر آمد به خواب -

 زمین چون بهشتی شد آراسته / ز داد و ز بخشش پر از خواسته –