برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
نقش راز آلود ستارگان در شاهنامه ی فردوسی – بخش ۲۴ – رستم هرمزد(رستم فرخزاد)
***
ستاره شماران در شاهنامه، "پیش بین" رخداد های آتی و نه "ره نمون و راهگشا"ی مسیر ِ رخدادهای پیش روی شاهان و پهلوانانند.
***
رستم هرمزد(رستم فرخزاد) ستاره شمار ست:
بفرمود تا پور هرمزد راه/به پیماید و بر کشد با سپاه-
که رستم بدش نام و بیدار بود/خردمند و گرد و جهاندار بود-
ستاره شمر بود و بسیار هوش/به گفتارش موبد نهاده دو گوش-
و
بدانست رستم شمار سپهر/ستاره شمر بود و با داد و مهر-
همیگفت کاین رزم را روی نیست/ره آب شاهان بدین جوی نیست-
بیاورد صلاب و اختر گرفت/ز روز بلا دست بر سر گرفت-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
نقش راز آلود ستارگان در شاهنامه ی فردوسی – بخش ۲۳ – خسرو پرویز
***
ستاره شماران در شاهنامه، "پیش بین" رخداد های آتی و نه "ره نمون و راهگشا"ی مسیر ِ رخدادهای پیش روی شاهان و پهلوانانند.
***
خسرو پرویز از ستارگان جویای فرجام شیرویه (قباد) می شود:
ششم سال زان دخت قیصر چو ماه/یکی پورش آمد همانند شاه-
از اخترشناسان بپرسید شاه/که هرکس که دارند اختر نگاه-
بدیدی که فرجام این کار چیست/ز زیچ اختر این جهاندار چیست-
چنین داد پاسخ ستاره شمر/که بر چرخ گردان نیابی گذر-
ازین کودک آشوب گیرد زمین/نخواند سپاهت برو آفرین-
هم از راه یزدان بگردد به نیز/ازین بیشتر چون سراییم چیز-
دل شاه غمگین شد از کارشان/وزان ناسزاوار گفتارشان-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
نقش راز آلود ستارگان در شاهنامه ی فردوسی – بخش ۲۲ – قیصر
***
ستاره شماران در شاهنامه، "پیش بین" رخداد های آتی و نه "ره نمون و راهگشا"ی مسیر ِ رخدادهای پیش روی شاهان و پهلوانانند.
***
قیصر برای رفتن دخترش مریم، به همسری نزد خسرو پرویز، بنا به مشاورت ستاره شمر، روز تعیین میکند:
ستاره شمر پیش با رهنمای/که تارفتنش کی به آید ز جای-
به جنبید قیصر به بهرام روز/به نیک اختر و فال گیتی فروز-
دو منزل همیرفت قیصر به راه/سه دیگر بیامد به پیش سیاه-
به فرمود تا مریم آمد به پیش/سخن گفت با او ز اندازه بیش-
بدو گفت دامن ز ایرانیان/نگه دار و مگشای بند ازمیان-
برهنه نباید که خسرو تو را/ببیند که کاری رسد نو تو را-
بگفت این و بدرود کردش به مهر/که یار تو بادا برفتن سپهر-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
نقش راز آلود ستارگان در شاهنامه ی فردوسی – بخش ۲۱ – قیصر
***
ستاره شماران در شاهنامه، "پیش بین" رخداد های آتی و نه "ره نمون و راهگشا"ی مسیر ِ رخدادهای پیش روی شاهان و پهلوانانند.
***
قیصر در آگاه شدن از فرجام کار ِ خسرو پرویز، از ستارگان مدد می جوید:
چوقیصر نگه کرد و نامه بخواند/ز هر گونه اندیشه بر دل براند-
ازان پس بدستور پرمایه گفت/که این راز را بازخواه از نهفت-
نگه کن خسرو بدین کار زار/شود شاد اگر پیچد از روزگار-
چو بشنید دستور دانا سخن/به فرمود تا زیج های کهن-
ببردند مردان اخترشناس/سخن راند تا ماند از شب سه پاس-
سرانجام مرد ستاره شمر/به قیصر چنین گفت کای تاجور-
نگه کردم این زیجهای کهن/کز اختر فلاطون فگندست بن-
نه بس دیر شاهی به خسرو رسد/ز شاهنشهی گردش نو رسد-
برین گونه تا سال بر سی وهشت/برو گرد تیره نیارد گذشت-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
نقش راز آلود ستارگان در شاهنامه ی فردوسی – بخش ۲۰ – اورمزد ِ نرسی
***
ستاره شماران در شاهنامه، "پیش بین" رخداد های آتی و نه "ره نمون و راهگشا"ی مسیر ِ رخدادهای پیش روی شاهان و پهلوانانند.
***
اورمزد نرسی، پدر شاپور از پیش بینی و پیشگویی کید هندی که ستاره ی بخت پیوند با تبار ِ مهرک نوشزاد را نیک می بیند، شادمان می شود:
چنین گفت با نامداران شهر/هرانکس که او از خرد داشت بهر-
که از گفت دانا ستاره شمر/نباید که هرگز کند کس گذر-
چنین گفته بُد کید هندی که بخت/نگردد ترا ساز و خرم به تخت-
نه کشور نه افسر نه گنج و سپاه/نه دیهیم شاهی نه فر کلاه-
مگر تخمهٔ مهرک نوشزاد/بیامیزد آن دوده با ان نژاد-
کنون سالیان اندر آمد به هشت/که جز به آرزو چرخ بر ما نگشت-
چو شاپور رفت اندر آرام خویش/ز گیتی ندیده به جز کام خویش-
زمین هفت کشور مرا گشت راست/دلم یافت از بخت چیزی که خواست-
بهادر امیرعضدی