| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (273): |
| 7115 - یکی را ز ما زنده اندر جهان |
| نبیند کس از مهتران و کهان |
| ۱۷۵۰ – یکی را ز ما زنده اندر جهان |
| نبیند کس از آشکار و نهان – خالقی |
| ۳۰۱۹ – یکی را ز ما زنده اندر جهان |
| نبینند کس، آشکار و نِهان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| نبیند کس از آشکار و نهان |
| یا |
| نبینند کس از آشکار و نهان |
| یا |
| نبیند کس از مهتران و کهان |
| * |
| پاسخ: |
| نبیند کس از مهتران و کهان |
| ✅: "نبیند کس از مهتران و کهان،" روا تر ست. چه از مهتران و چه از کهتران، "کسی" یکی از ما را زنده نخواهد "دید". نمی بیند. |
| متن شماره 2066، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (272): |
| 7112 - بیک رزم کآمد شما را شکست |
| کشیدید یکسر ز پیکار دست |
| ۱۷۴۷ – به یک ره که آمد شما را شکست |
| کشیدی همه یکسر از جنگ دست – خالقی |
| ۳۰۱۶ – به یک ره که آمد شما را شکست، |
| کشیدید یکباره از جنگ دست. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| کشیدی همه یکسر از جنگ دست |
| یا |
| کشیدید یکباره از جنگ دست |
| * |
| پاسخ: |
| کشیدید یکباره از جنگ دست |
| ✅: "کشیدید یکباره از جنگ دست"، روا تر ست. عطف به بیتِ پیشین: "سران را ز لشکر سراسر بخواند/فراوان سَخُن پیش ایشان براند"، مخاطب پیران، "سران لشکر"ند. یکباره دست از جنگیدن "کشیدید". |
| متن شماره 2065، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (270): |
| 7106 - "همه" سر بسر سوگوار و نژند |
| دژم گشته از گشت چرخ بلند |
| ۱۷۴۱ – همه سر بسر سوگوار و نژند |
| دُژم گشته گُردان ز چرخِ بلند – خالقی |
| ۳۰۱۰ – همه، سر به سر، سوگوار و نِژَند، |
| دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند |
| یا |
| دژم گشته از گشت چرخ بلند |
| * |
| پاسخ: |
| دژم گشته از گشت چرخ بلند |
| ✅: "دژم گشته از گشت چرخ بلند"، روا تر ست. مراد از "گشت"، چرخشِ چرخِ بلند ست. "همه" دُژم از سرنوشت و گردشِ گردون.تاکید بر دُژم گشتگیِ همگان |
| متن شماره 2063، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (269): |
| 7099 - "نگر تا سپه" را نیاری بجنگ |
| سه روز اندرین کرد باید درنگ |
| ۱۷۳۴ – نگر تا سپه را نیاری بجنگ |
| سه روز اندرین کرد باید درنگ – خالقی |
| ۳۰۰۳ – "سپه را نگر" تا نیاری به جنگ! |
| سه روز، اندر این کار، باید درنگ. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سپه را نگر تا نیاری به جنگ! |
| یا |
| نگر، تا سپه را نیاری بجنگ |
| * |
| پاسخ: |
| نگر، تا سپه را نیاری بجنگ |
| ✅: "نگر، تا سپه" را نیاری بجنگ روا تر ست. چرا که بهتر و با تاکید، مفهوم هشدار دادن و بر حذر داشتن را می رساند تا "سپه را نگر"(سپه را ببین، نگاه کن، تماشا کن). |
| متن شماره 2062، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (268): |
| 7064 - برو سربسر خواندند آفرین |
| که چون تو کسی نیست پر داد و دین |
| ۱۶۹۸ – برو سربسر خواندند آفرین |
| که ای پاک و نیک اختر و پاک دین، – خالقی |
| ۲۹۶۷ – بر او، سربه سر، خواندند آفرین |
| که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین! – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بر او، سربه سر، خواندند آفرین/که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین! |
| یا |
| برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین |
| * |
| پاسخ: |
| برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین |
| ✅: برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین – روا تر ست، چرا که با بیت پسین: پرستنده چون تو فریدون نداشت/که گیتی سراسر بشاهی گذاشت - همگان تر و متناسب تر ست. |
| متن شماره 2061، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |