| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (262): |
| 7033 - بکرد آنچ بودش ز بد دسترس |
| جهاندارشان بد نگهدار و بس |
| ۱۶۶۷ – بکرد آنک بودش ز بد دسترس |
| جهاندارشان بُد نگهدار و بس – خالقی |
| ۲۹۳۶ – بکرد، آنچ بودش ز بد دسترس، |
| جهاندارشان بُد نگهدار و بس، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بکرد "آنک" بودش ز بد دسترس/جهاندارشان بد نگهدار و بس |
| یا |
| بکرد "آنچ" بودش ز بد دسترس/جهاندارشان بد نگهدار و بس |
| * |
| پاسخ: |
| بکرد آنچ بودش ز بد دسترس/جهاندارشان بد نگهدار و بس |
| ✅: بکرد آنچ بودش ز بد دسترس/جهاندارشان بد نگهدار و بس - روا تر ست. "آنچ"، هر آنچه از بدی در چنته داشت، بر آن دو، روا داشت، "که هر دو کندشان بره برتباه". |
| متن شماره 2055، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (261): |
| 7030 - یکایک چو نزدیک خسرو رسید |
| برو آفرین کرد کو را بدید |
| ۱۶۶۴ – یکایک بنزدیک خسرو رسید |
| ز دور آفرین کرد کو را بدید – خالقی |
| ۲۹۳۳ – یکایک، به نزدیکِ خسرو رسید، |
| ز دور، آفرین کرد کو را بدید، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| یکایک، به نزدیکِ خسرو رسید،/"ز دور، آفرین کرد" کو را بدید |
| یا |
| یکایک چو نزدیک خسرو رسید/"برو آفرین کرد" کو را بدید |
| * |
| پاسخ: |
| یکایک چو نزدیک خسرو رسید/برو آفرین کرد کو را بدید |
| ✅: یکایک چو نزدیک خسرو رسید/برو آفرین کرد کو را بدید - بدیهی ست که گیو، از "نزدیک"، "برو آفرین کرد"ه. بنابرین "ز دور آفرین کرد"ن، تناسب ندارد. |
| متن شماره 2054، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (260): |
| 7026 - سیاوش را هم به فرجام کار |
| بکشت و برآورد از ایران دمار |
| ۱۶۶۰ – سیاوَخشِ رد را به فرجامِ کار |
| بکشت و برآورد از ایران دمار – خالقی |
| ۲۹۲۹ – سیاوَخشِ رد را، به فرجامِ کار، |
| بکشت و برآورد از ایران دمار. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سیاوَخشِ رد را، به فرجامِ کار، |
| یا |
| سیاووش را "هم" به فرجام کار |
| * |
| پاسخ: |
| سیاووش را "هم" به فرجام کار |
| ✅: سیاووش را "هم" به فرجام کار، روا تر ست. عطف به بیت پیشین: "ز افراسیاب آمد آن بد خوی/همان غارت و کشتن و بدگوی" و برگشتن از "ره داد و آیین و دین"، سیاوش را "هم" کشت. |
| متن شماره 2053، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (259): |
| 7023 - چو ضحاک بدگوهر بدمنش |
| که کردند شاهان بدو سرزنش |
| ۱۶۵۷ – ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش |
| که کردند شاهان بدو سرزنش، – خالقی |
| ۲۹۲۶ – ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش |
| که کردند شاهان بدو سرزنش، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| ز ضحّاکِ بدگوهرِ بدکُنش |
| یا |
| چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش |
| * |
| پاسخ: |
| چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش |
| ✅: چو ضحاکِ بدگوهرِ بدمنش، روا تر ست. عطف به بیت پسین: "ز افراسیاب آمد آن بد خوی/همان غارت و کشتن و بدگوی"، چون ضحاک، "بدگوهر و بدمنش" بود، از افراسیاب هم همین "بدمنشی و بدگوهری و بد خویی و بد سرشتی" در قالب "غارت و کشتن و بدگویی"، سر زد. |
| متن شماره 2052، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (258): |
| 7017 - جهان را چه مایه بسختی بداشت |
| جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| ۱۶۵۱ – جهان را بسختی چه مایه بداشت |
| جهان آفرین زو همه درگذاشت – |
| ۲۹۲۳ – جهان را، به سختی، چه مایه بداشت، |
| یکی دادگر را، بر او بر، گماشت، – |
| * |
| پرسش: |
| جهان را بسختی چه مایه بداشت/جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| یا |
| جهان را، به سختی، چه مایه بداشت،/یکی دادگر را، بر او بر، گماشت، |
| یا |
| جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| * |
| پاسخ: |
| جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت |
| ✅: جهان را چه مایه بسختی بداشت/ جهان آفرین زو همه درگذاشت، روا تر ست. ضحاک، جهانیان را چه مقدار(بسیار، چه بسا که) در سختی داشت و جهانآفرین، از او "در گذشت" کنار گذاشت و عطف به بیت پسین: یکی دادگر(فریدون) را برو بر(به جای او) گماشت. |
| متن شماره 2051، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |