برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (4): اگر شاه بیند بمن بخشدش/مگر اختر نیک بدرخشدش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (4): اگر شاه بیند بمن بخشدش/مگر اختر نیک بدرخشدش
***

مگر بخت، یا یک لخت و بِدرَخشَدش یا بخشدش:

***

4879 - اگر شاه بیند بمن بخشدش
مگر اختر نیک بدرخشدش - چاپ مسکو


۸۳۲ – اگر شاه بیند به من بخشدش
مگر بخت یک لخت بدرخشدش – خالقی


۸۴۰ – اگر شاه بیند، به من بخشدش،
مگر بخت، یکباره، بدرخشدش! – کزازی


***

پاسخ:

اگر شاه بیند بمن بخشدش
مگر اختر نیک بدرخشدش - چاپ مسکو

مگر، باشد که، از قِبَلِ ، از صدقه ی سرِ تو(کیخسرو)، بخت و اقبالِ سرنوشت و قضا و قَدَر، قدری، لختی، کمی با او مدارا کند و رو سفیدش کند.  


بهادر امیرعضدی

چالش شماره (3): گر آمرزش شاه نایدش پیش/نبودیش نام و برآید ز کیش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (03):

***

بِبُرّدش یا بِبَرَّدش یا بُبَرّدش یا برآید؟

***

4875 - گر آمرزش شاه نایدش پیش

نبودیش نام و برآید ز کیش -  چاپ مسکو

*

۸۲۸ – گر آمرزش شاه نایَدش پیش

ببَرّدش نام و ببَرّدش کیش – خالقی

*

۸۳۶ – گر آمرزشِ شاه نآید به پیش،

بُبَرّدش نام و بُبَرّدش کیش – کزازی

*

پاسخ:

4875 - گر آمرزش شاه نایدش پیش

نبودیش نام و برآید ز کیش -  چاپ مسکو


اگر شاه(کیخسرو) او(گرگین) را نبخشاید، نامی از گرگین نمی ماند و از آیین مهری(میترایی)، بری خواهد شد.


بهادر امیرعضدی


چالش شماره (2): برفتم من از پیش تا با تو شاه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (2): برفتم من از پیش تا با تو شاه
***

سه نگارشِ یک بیت در  یک قاب:
برفتم من از پیش (تا با تو شاه)

بگویم که آمد تهمتن ز راه - چاپ مسکو


۷۲۰ – برفتم من از پیش (تا نزد شاه)
بگویم که آمد تهمتن ز راه – خالقی


۷۲۴ – برفتم من از پیش، (تا نزدِ شاه)
بگویم که: آمد تهمتن ز راه. – کزازی
 
***
برفتم من از پیش (تا با تو شاه) - چاپ مسکو

پهلوانان در شاهنامه، در عین حال بزرگ داشتن شاه، در محاوره و گفتگو هاشان، بی پروا و رک هستند. و چندین مرحله، متفاوت و فرا تر از توده ی عوامِ فرمانبرانند. و گاه بنا به ضرورت، در مقامِ مشاور، اندرزگو و هشدار دهنده به شاه رخ نمایانده اند. 


بهادر امیرعضدی

چالش شماره (01): کین یا کینه؟ کدام روا تر ست؟

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

چالش شماره (01):

کین یا کینه؟
کدام روا تر ست؟

***

4877 - سزد گر کنی یاد کردار اوی
همیشه بهر "کینه" پیکار اوی- چاپ مسکو

۸۳۰ – سَزد گر کنی یاد کردار اوی
همیشه به هر "کینه" پَیگار اوی – خالقی

۸۳۸ – سَزد، گر کنی یاد کَردارِ اوی،
همیشه، به هر "کین"، بُوَد یار اوی. – کزازی

***
کین خواهی و خونخواهی به مفهوم کینِ داد، از بیداد یا دادِ دادگر را از بیداد گر خواستن ست.
دادخواهی، واکنش جبهه نیکِ خیر، به نابکاریِ جبهه ی بدِ شر.
کین خواه، نقطه مقابل کینه جو و کینه خو.
***
در پیوند با این مورد:
به گمان، 

"همیشه، به هر کین، بُوَد یار اوی". - کزازی

شیوا و بهنجار می نماید.


و شیوا تر و بهنجار تر:
همیشه، به هر کین، "بُدِه یار"، اوی.


رستم به کیخسرو:
به پاداش کینخواهی ها و "یاریگری های پیشینِ" گرگین، او را ببخش.


رستم:
گرگین، پیشتر در نبرد های کین خواهانه ی تو و پدرت، شما را یاری کرده.


بهادر امیرعضدی

(199) - فرصت سر خاراندن نداشتن در شاهنامه

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 

***

(199) - مترادفِ اصطلاحِ "فرصت سر خاراندن نداشتن" در شاهنامه.

***

ردّ ِ پای ریشه ی اصطلاحاتِ عامیانه در شاهنامه

***

"فرصت سر خاراندن نداشتن" در شاهنامه 

***

گودرز در خواب می بیند که کیخسرو، سرِ کین خواهی پدرش سیاوش را دارد و درین راستا، سرش بسیار شلوغ ست و فرصت سر خاراندن ندارد:

میان را ببندد به کینِ پدر/کُند کشور تور، زیر و زبر-

به دریای قلزم به جوش آرد آب/نخارد سر از کین افراسیاب-

همه ساله در جوشن کین بود/شب و روز در جنگ بر زین بود-

بهادر امیرعضدی