برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (250): خدنگیش بر زین و /بزد، ماند بیگانه اسب از روان یا خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (250):
 
6972 - خدنگش بدرید برگستوان
بماند آن زمان بارگی بی روان
۱۶۰۷ – خدنگیش بر زین و بَرگُستَوان
بزد، ماند بیگانه اسب از روان – خالقی
۲۸۷۹ – خدنگیش بر زین و برگستوان
بزد، ماند بیگانه اسب از روان. – کزازی
*
پرسش: 
خدنگیش بر زین و برگستوان/بزد، ماند بیگانه اسب از روان
یا
خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان
*
  پاسخ:
خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان
 
✅: "خدنگش بدرید برگستوان/بماند آن زمان بارگی بی روان - روا تر ست. با "یک" تیرِِ خدنگ، برگستوان اسب را درید و  اسب، بی جان شد. با "یک" تیر، هنرمندانه تر ست تا با "دو" تیر. و با ویژگی سبکی شاهنامه، همگون تر.
متن شماره 2043، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (249): رومی ستون/به زیر اندرون، دیزه ای چون هیون یا چنگ سیمین ستون/بزیر اندرون باره ای چون هیون *

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (249):
 
6960 - ز پولاد در چنگ سیمین ستون
بزیر اندرون باره ای چون هیون
۱۵۹۵ – ز پولاد در چنگ رومی ستون
به زیر اندرون دیزه یی چون هیون – خالقی
۲۸۶۶ – ز پولاد، در چنگ، رومی ستون،
به زیر اندرون، دیزه ای چون هیون، – کزازی
*
پرسش: 
ز پولاد، در چنگ، رومی ستون/به زیر اندرون، دیزه ای چون هیون
یا
ز پولاد در چنگ سیمین ستون/بزیر اندرون باره ای چون هیون
*
  پاسخ:
ز پولاد در چنگ سیمین ستون/بزیر اندرون باره ای چون هیون
 
✅:    ز پولاد در چنگ "سیمین" ستون، روا تر ست. نیزه یی براق و سیم گون از جنس پولاد در دست. با ایهام در دوگانه یِ دو فلزِ پولاد و نقره(اشاره به براقی و سیم گونی) نیزه. همراه با واج آرایی "سین".  
متن شماره 2042، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (248): که پیل است و بس/ندرّد برو پوست جز شیر کس یا که کوهست و روست/برو بر ندرد جز از شیر پوست

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (248):
 
6954 - برین زین همانا که کوهست و روست
برو بر ندرد جز از شیر پوست
۱۵۸۹ – برین زین همانا که پیل ست و بس
ندرّد برو پوست جز شیر کس – خالقی
۲۸۶۰ – بر این زین همانا که پیل است و بس،
ندرّد بر او پوست جز شیر کس. – کزازی
*
پرسش: 
بر این زین همانا که پیل است و بس/ندرّد برو پوست جز شیر کس
یا
برین زین همانا که کوهست و روست/برو بر ندرد جز از شیر پوست
*
  پاسخ:
برین زین همانا که کوهست و روست/برو بر ندرد جز از شیر پوست
 
✅:    برین زین همانا که کوهست و "روست"، روا تر ست. مراد، بر هنوز و همچنان بر سر زین ماندن گیو ست.  شگفتی لهاک و فرشیدورد را می رساند: گویی کوهی ست که هنوز "روی" زین ست. و همچنان "بر زین"، استوار مانده ست.
متن شماره 2041، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (247): بغرّید، چون تیزدَم اَژدها/که از دستِ او خنجر آمد رها. یا بزد چون یکی تیزدم اژدها/که از دست او خنجر آمد رها

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (247):
 
6945 - بزد چون یکی تیزدم اژدها
که از دست او خنجر آمد رها
۱۵۸۰ – بزد چون یکی تیزدَم اَژدَها
که از دست او خنجر آمد رها – خالقی
۲۸۵۱ – بغرّید، چون تیزدَم اَژدها
که از دستِ او خنجر آمد رها. – کزازی
*
پرسش: 
بغرّید، چون تیزدَم اَژدها/که از دستِ او خنجر آمد رها.
یا
بزد چون یکی تیزدم اژدها/که از دست او خنجر آمد رها
*
  پاسخ:
بزد چون یکی تیزدم اژدها/که از دست او خنجر آمد رها
 
✅: "بزد چون یکی تیزدَم اَژدَها" روا تر ست. تا "بغرید". با گرز "زدن" گیو ست که خنجر از دست فرشیدورد می افتد نه با غرش گیو.
متن شماره 2040، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (246): نباشد به تن، نیست با ننگ باک یا نباشد بتن نیستمان بیم و باک

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (246):
 
6935 - برفتند و گفتند گر جان پاک
نباشد بتن نیستمان بیم و باک
۱۵۷۰ – برفتند و گفتند گر جانِ پاک
نباشد به تن نیست با ننگ باک – خالقی
۲۸۴۱ – برفتند و گفتند: گر جانِ پاک
نباشد به تن، نیست با ننگ باک. – کزازی
*
پرسش: 
نباشد به تن، نیست با ننگ باک
یا
 نباشد بتن نیستمان بیم و باک
*
  پاسخ:
 نباشد بتن نیستمان بیم و باک
 
✅: " نباشد بتن نیستمان بیم و باک"روا تر ست. از نثار کردن جان، بیم و باکی نداریم. از فدا کردن جان، دریغ نداریم.
متن شماره 2039، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی