برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (247): بغرّید، چون تیزدَم اَژدها/که از دستِ او خنجر آمد رها. یا بزد چون یکی تیزدم اژدها/که از دست او خنجر آمد رها

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (247):
 
6945 - بزد چون یکی تیزدم اژدها
که از دست او خنجر آمد رها
۱۵۸۰ – بزد چون یکی تیزدَم اَژدَها
که از دست او خنجر آمد رها – خالقی
۲۸۵۱ – بغرّید، چون تیزدَم اَژدها
که از دستِ او خنجر آمد رها. – کزازی
*
پرسش: 
بغرّید، چون تیزدَم اَژدها/که از دستِ او خنجر آمد رها.
یا
بزد چون یکی تیزدم اژدها/که از دست او خنجر آمد رها
*
  پاسخ:
بزد چون یکی تیزدم اژدها/که از دست او خنجر آمد رها
 
✅: "بزد چون یکی تیزدَم اَژدَها" روا تر ست. تا "بغرید". با گرز "زدن" گیو ست که خنجر از دست فرشیدورد می افتد نه با غرش گیو.
متن شماره 2040، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (246): نباشد به تن، نیست با ننگ باک یا نباشد بتن نیستمان بیم و باک

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (246):
 
6935 - برفتند و گفتند گر جان پاک
نباشد بتن نیستمان بیم و باک
۱۵۷۰ – برفتند و گفتند گر جانِ پاک
نباشد به تن نیست با ننگ باک – خالقی
۲۸۴۱ – برفتند و گفتند: گر جانِ پاک
نباشد به تن، نیست با ننگ باک. – کزازی
*
پرسش: 
نباشد به تن، نیست با ننگ باک
یا
 نباشد بتن نیستمان بیم و باک
*
  پاسخ:
 نباشد بتن نیستمان بیم و باک
 
✅: " نباشد بتن نیستمان بیم و باک"روا تر ست. از نثار کردن جان، بیم و باکی نداریم. از فدا کردن جان، دریغ نداریم.
متن شماره 2039، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (239): نه پیران سپه را به یاد/نه گودرزِ کشواد شه را به یاد یا ز ایران سپه کرنای/برآمد دم بوق و هندی درای

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (239):
 
6847 - وزان پس ز ایران سپه کرنای
برآمد دم بوق و هندی درای
۱۴۸۱ – از آن پس نه پیران سپه را به یاد
نه گودرزِ کشواد شه را به یاد – خالقی
۲۷۴۹ – و زآن پس، ز ایران سپه کرّنای
برآمد، دمِ بوق و هندی درای. – کزازی
*
پرسش: 
 از آن پس نه پیران سپه را به یاد/نه گودرزِ کشواد شه را به یاد
یا
وزان پس ز ایران سپه کرنای/برآمد دم بوق و هندی درای
*
  پاسخ:
وزان پس ز ایران سپه کرنای/برآمد دم بوق و هندی درای
 
✅: "وزان پس ز ایران سپه کرنای/برآمد دم بوق و هندی درای" روا تر ست. شیپور جنگ نواخته شد و عطف به بیت پسین: "دو رویه ز لشکر برآمد خروش/زمین آمد از نعل اسبان بجوش". از طرفی، این بیت(۱۴۸۱): فاقد فعل ست و مناسبتی ندارد.
متن شماره 2032، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (245): پیران و کسهای خویش/بماند آن زمان خیره بر جای خویش یا پیران و مردان خویش/بجنگ اندرون پای بنهاد پیش

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (245):
6908 - سپهدار پیران و مردان خویش
بجنگ اندرون پای بنهاد پیش
۱۵۴۲ – سپهدار پیران و کس های خویش
بماند آن زمان خیره بر جای خویش – خالقی
۲۸۱۲ – سپهدار پیران و کسهای خویش،
بماند آن زمان خیره بر جای خویش. – کزازی
*
پرسش: 
سپهدار پیران و کسهای خویش/بماند آن زمان خیره بر جای خویش 
یا
سپهدار پیران و مردان خویش/بجنگ اندرون پای بنهاد پیش
*
  پاسخ:
سپهدار پیران و مردان خویش/بجنگ اندرون پای بنهاد پیش
 
✅: سپهدار پیران و مردان خویش/بجنگ اندرون پای بنهاد پیش، روا تر ست. عطف به تناسبِ دو واژه ی پیران و مردان.
متن شماره 2038، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (244): سُواران پس از میمنه، میسره یا سواران که بودند بر میسره

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (244):
 
6897 - سواران که بودند بر میسره
بفرمود خواندن همه یکسره
۱۵۳۱ – سُواران پس از میمنه، میسره،
بفرمود خواندن همه یکسره – خالقی
۲۸۰۱ – سواران پس، از میمنه و میسره،
بفرمود خواندن همه، یکسره. – کزازی
*
پرسش: 
سُواران پس از میمنه، میسره،/بفرمود خواندن همه یکسره
یا
سواران که بودند بر میسره/بفرمود خواندن همه یکسره
*
  پاسخ:
سواران که بودند بر میسره/بفرمود خواندن همه یکسره
 
✅:    سواران که بودند بر میسره/بفرمود خواندن همه یکسره، روا تر ست. عطف به بیت پسین، " گرازه برون آمد و گستهم/هجیر سپهدار و بیژن بهم". گودرز، سواران جناح چپ سپاه که از گودرزیان بودند را فراخواند. 
متن شماره 2037، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی