| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (257): |
| 7006 - بدان تا تن رنج بردارشان |
| برآساید از جنگ و پیکارشان |
| ۱۶۴۰ – بدان تا تنِ رنج بردارشان |
| برآساید از شب ز پیکارشان – خالقی |
| ۲۹۱۲ – بِدان تا تنِ رنج بُردارشان |
| برآساید از شب، ز کَردارشان. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| برآساید از شب، ز کَردارشان |
| یا |
| برآساید از شب ز پیکارشان |
| یا |
| برآساید از جنگ و پیکارشان |
| * |
| پاسخ: |
| برآساید از جنگ و پیکارشان |
| ✅: برآساید از "جنگ و پیکارشان"، روا تر ست. عطف به بیت های پیشین: وُزآن پس به روی سپه بنگرید/سران را همه گونه پژمرده دید - ز رنج نبرد و ز خون ریختن/بهرجای با دشمن آویختن - |
| متن شماره 2050، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (256): |
| 6998 - پس آن گفته شاه بیژن بیاد |
| همی داشت وان دم مرا یادداد |
| ۱۵۳۲ – پس آن گفته ی شاه بیژن به یاد |
| همی داشت و بند مرا برگشاد، – خالقی |
| ۲۹۰۴ – پس آن گفته ی شاه بیژن به یاد، |
| همی داشت و بندِ مرا برگشاد، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| همی داشت و بندِ مرا برگشاد |
| یا |
| همی داشت وان دم مرا یادداد |
| * |
| پاسخ: |
| همی داشت وان دم مرا یادداد |
| ✅: همی داشت وان دم "مرا یاد داد"، روا تر ست. چرا که بیژن، پیش تر، به گیو یاد آوری کرده بود. عطف به گفتار بیژن به پدرش گیو: من ایدون شنیدستم از شهریار/که پیران فراوان کند کارزار - سرانجام بر دست گودرز هوش/برآید تو ای باب چندین مکوش - |
| متن شماره 2049، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (255): |
| 6996 - بپیران رسیدم نوندم بجای |
| فروماند و ننهاد از پیش پای |
| ۱۶۳۰ – به پیران رسیدم، نوندم به جای |
| فروماند و ننهاد در پیش پای – خالقی |
| ۲۹۰۲ – به پیران رسیدم، نوندم به جای |
| فروماند و ننهاد در پیش پای. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| فروماند و ننهاد "در" پیش پای |
| یا |
| فروماند و ننهاد "از" پیش پای |
| * |
| پاسخ: |
| فروماند و ننهاد "از" پیش پای |
| ✅: "فروماند و ننهاد از پیش پای،" روا تر ست. پای "از" پای، پیش ننهاد. قدم "از" قدم بر نداشت. |
| متن شماره 2048، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (254): |
| 6992 - چو از بار آهن برآسوده شد |
| خورش جست و می چند پیموده شد |
| ۱۶۲۶ – چُن از بار آهن تن آسوده گشت |
| خروش و هنر چند بنموده گشت، – خالقی |
| ۲۸۹۸ – چو از بارِ آهن تن آسوده گشت، |
| خروش و هنر چند بنموده گشت، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| چو از بارِ آهن تن آسوده گشت/خروش و هنر چند بنموده گشت |
| یا |
| چو از بار آهن برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد |
| * |
| پاسخ: |
| چو از بار آهن برآسوده شد/خورش جست و می چند پیموده شد |
| ✅: "خورش جست و می چند پیموده شد"، روا تر ست. گودرز، رختِ رزم از تن زدود و از بار سنگین زره سه لایه خود، وا رهید، با آسودگی، به شادخواری و شاد نوشی پرداخت. |
| متن شماره 2047، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (253): |
| 6982 - بران بر نهادند هر دو سپاه |
| که شب بازگردند ز آوردگاه |
| ۱۶۱۶ – بر آن بر نهادند هر دو سپاه |
| که شب بازگردیم ازین رزمگاه – خالقی |
| ۲۸۸۸ – بر آن بر نِهادند هر دو سپاه |
| که: شب، بازگردیم از این رزمگاه. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| بران بر نِهادند هر دو سپاه/که: شب، بازگردیم از این رزمگاه |
| یا |
| بران بر نهادند هر دو سپاه/که شب بازگردند ز آوردگاه |
| * |
| پاسخ: |
| بران بر نهادند هر دو سپاه/که شب بازگردند ز آوردگاه |
| ✅: بران بر "نهادند" هر دو سپاه/که شب "بازگردند" ز آوردگاه - "آنان" بنیاد را بر آن "بر نهادند"، تا "بازگردند" و "گزینند" شبگیر، مردان مرد. |
| متن شماره 2046، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |