برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (08):
***
4922 - ز بس های و هوی و درنگ درای
بکردار تهمورثی کرنای - مسکو
*
۸۷۴ – از آن هوی هوی و جَرَنگِ دَرای،
بکردار طهمورثی کَرَه نای - خالقی
*
۸۸۲ – ز بس هوی هوی و جرنگِ درای،
به کَردار تهمورثی کرّنای، – کزازی
پرسش:
ز بس های و هوی و درنگ درای،
یا
از آن هوی هوی و جَرَنگِ دَرای،
*
پاسخ:
ز بس هوی هوی و جرنگِ درای،
چرا که همسان با چکاچاک ِ گرز و شمشیر، چاکِ تبرزین و بوسه، جرِ کمان، نفیر، ترنگا ترنگ ِ اسبان، چرنگیدنِ گرز، چرنگِ کمان، جرنگِ درای، که در شاهنامه آمده، جرنگِ درای، با شیوه ی سبکی فردوسی همگن تر و هم آوا تر ست.
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (07):
***
چون راند خواهی برین گونه کار - مسکو
یا
چون راند خواهی، بدین کینه، کار – خالقی و کزازی
***
4881 - ز رستم بپرسید پس شهریار
که چون راند خواهی برین گونه کار - مسکو
*
۸۳۴ – ز رستم بپرسید پس شهریار
که چون راند خواهی بدین کینه کار؟ – خالقی
*
۸۴۲ – ز رستم، بپرسید پس شهریار
که: چون راند خواهی، بدین کینه، کار؟ – کزازی
پاسخ:
که چون راند خواهی بدین کینه کار؟ - خالقی و کزازی
در پیوند با بیت های پیشین:
سزد گر کنی یاد کردار اوی
همیشه بهر کینه پیکار اوی
*
بپیش نیاکانت بسته کمر
بهر کینه گه با یکی کینه ور
با توجه به این خصلت کین خویی و کین جویی ذاتی افراسیاب و منشِ کین خواه ذاتی ات، که همواره حامی ایران و ایرانی بوده یی، چه ترفند و تدبیری به کار خواهی بست؟
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (06):
***
بِبُرّدش یا بِبَرَّدش یا بُبَرّدش یا برآید؟
***
4875 - گر آمرزش شاه نایدش پیش
نبودیش نام و برآید ز کیش - چاپ مسکو
*
۸۲۸ – گر آمرزش شاه نایَدش پیش
ببَرّدش نام و ببَرّدش کیش – خالقی
*
۸۳۶ – گر آمرزشِ شاه نآید به پیش،
بُبَرّدش نام و بُبَرّدش کیش – کزازی
*
پاسخ:
4875 - گر آمرزش شاه نایدش پیش
نبودیش نام و برآید ز کیش - چاپ مسکو
اگر شاه(کیخسرو) او(گرگین) را نبخشاید، نامی از گرگین نمی ماند و از آیین مهری(میترایی)، بری خواهد شد.
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
آمل در شاهنامه:
***تمیشه:
فریدون،
چو آمد به نزدیک تمیشه باز/نیا را بدیدار او بد نیاز
...
ز دریای گیلان چو ابر سیاه/دمادم بساری رسید آن سپاه
چو آمد بنزدیک شاه آن سپاه/فریدون پذیره بیامد براه
*
ز ساری و آمل برآمد خروش/چو دریای سبز اندر آمد به جوش
*
چو آرد به نزدیک ساری رمه/به دستان سپارم شما را همه
بپردازم آمل نیایم به جنگ/سرم را ز نام اندر آرم به ننگ
بزرگان ایران ز گفتار اوی/بروی زمین برنهادند روی
چو از آفرینش بپرداختند/نوندی ز ساری برون تاختند
*
سپه را همه سوی آمل براند/دلی شاد بر سبزه و گل براند
دهستان و گرگان همه زیر نعل/بکوبید وز خون کنید آب لعل
*
همی تاخت لشکر چو از کوه سیل/به آمل گذشت از در اردبیل
ز آمل بیامد به گرگان کشید/همی درد و رنج بزرگان کشید
ز گرگان بیامد به شهر نسا/یکی رهنمون پیش پر کیمیا
*
چنین تا به شهر بزرگان رسید/ز ساری و آمل به گرگان رسید
*
همان عهد ساری و آمل نوشت/که بد مرز منشور او چون بهشت
*
به آمل پرستندگان تواند/به ساری همه بندگان تواند
*
همه ی بیت ها، گواه و حاکی بر اینست که آمل همان شهری از استان مازندران در جغرافیای شمال ایران ست.
آمل "احتمالی" در افغانستان
***
زال به سام:که این بیت نیز همزمان با زمانی ست که سام به دستور منوچهر بر ستاندن باج و خراج از آمل گمارده ست می باشد. تنها این آمل را شاید بتوان آملی در محدوده کابل به گمان آورد.
بگذریم که چه بسا "همین آمل" هم، مراد "همان آمل" پیش گفته، آملِ مازندران باشد.
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی
***
چالش شماره (05):
***
پر هنر یا با گهر
***
4873 - پس آنگه چنین گفت رستم بشاه
که ای پرهنر نامور پیشگاه- مسکو
*
۸۲۶ – پس آنگه چُنین گفت رستم به شاه
که ای با گهر نامور پیشگاه، – خالقی
*
۸۳۴ – پس آنگه چنین گفت رستم به شاه
که: ای با گهر، نامور پیشگاه! – کزازی
*
پاسخ:
پس آنگه چُنین گفت رستم به شاه
که ای با گهر نامور پیشگاه – خالقی و کزازی
*
شیوا تر و رسا تر ست.
هنر در شاهنامه، بیشتر مفهوم جنگاوری، مبارز و سلحشور بودن را می رساند.
و گوهر یا گهر، تبار، نژاد، اصل و نَسَب و نِتاج.