برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی

شتاب و فشار زندگی، تمرکز، حال، و دل و دماغ را از مردم گرفته تا بنشینند و دیوان شمس، حافظ، سعدی یا شاهنامه را بخوانند.این گزیده نگارش های مختصر و کم حجم، شاید روزنه ای باشد برای آشنایی و آشتی شهروندان ایران شهر عزیز، با مفاخر گذشته ی تاریخ میهن مان.

چالش شماره (270): دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند یا دژم گشته از گشت چرخ بلند

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (270):
7106 - "همه" سر بسر سوگوار و نژند
دژم گشته از گشت چرخ بلند
۱۷۴۱ – همه سر بسر سوگوار و نژند
دُژم گشته گُردان ز چرخِ بلند – خالقی
۳۰۱۰ – همه، سر به سر، سوگوار و نِژَند،
دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند. – کزازی
*
پرسش: 
دُژَم گشته گُردان، ز چرخِ بلند
یا
دژم گشته از گشت چرخ بلند
*
  پاسخ:
دژم گشته از گشت چرخ بلند
 
✅: "دژم گشته از گشت چرخ بلند"، روا تر ست. مراد از "گشت"، چرخشِ چرخِ بلند ست. "همه" دُژم از سرنوشت و گردشِ گردون.تاکید بر دُژم گشتگیِ همگان
متن شماره 2063، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (269): سپه را نگر تا نیاری به جنگ! یا نگر، تا سپه را نیاری بجنگ

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (269):
7099 - "نگر تا سپه" را نیاری بجنگ
سه روز اندرین کرد باید درنگ
۱۷۳۴ – نگر تا سپه را نیاری بجنگ
سه روز اندرین کرد باید درنگ – خالقی
۳۰۰۳ – "سپه را نگر" تا نیاری به جنگ!
سه روز، اندر این کار، باید درنگ. – کزازی
*
پرسش: 
سپه را نگر تا نیاری به جنگ!
یا
نگر، تا سپه را نیاری بجنگ
*
  پاسخ:
نگر، تا سپه را نیاری بجنگ
 
✅: "نگر، تا سپه" را نیاری بجنگ روا تر ست. چرا که بهتر و با تاکید، مفهوم هشدار دادن و بر حذر داشتن را می رساند تا "سپه را نگر"(سپه را ببین، نگاه کن، تماشا کن).
متن شماره 2062، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (268): بر او، سربه سر/که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین یا برو سربسر/که چون تو کسی نیست پر داد و دین

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (268):
7064 - برو سربسر خواندند آفرین
که چون تو کسی نیست پر داد و دین
۱۶۹۸ – برو سربسر خواندند آفرین
که ای پاک و نیک اختر و  پاک دین، – خالقی
۲۹۶۷ – بر او، سربه سر، خواندند آفرین
که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین! – کزازی
*
پرسش: 
بر او، سربه سر، خواندند آفرین/که: ای پاکِ نیک اخترِ پاک دین!
یا
برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین
*
  پاسخ:
برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین
 
✅: برو سربسر خواندند آفرین/که چون تو کسی نیست پر داد و دین – روا تر ست‌، چرا که با بیت پسین: پرستنده چون تو فریدون نداشت/که گیتی سراسر بشاهی گذاشت - همگان تر و متناسب تر ست.
متن شماره 2061، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (267): پیران "بخواهد" نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد یا پیران "نخواهد" نبرد/به انبوه لشکر بیارَد چو گَرد *

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (267):
7058 - ور ایدونک پیران بخواهد نبرد
باندوه لشکر بیارد چو گرد
۱۶۹۲ – وَر ایدونک پیران نخواهد نبرد
بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد، – خالقی
۲۹۶۱ – ور ایدون که پیران بخواهد نبرد
به انبوه لشکر بیارَد چو گرد، – کزازی
*
پرسش: 
ور ایدون که پیران "بخواهد" نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد
یا
ور ایدونک پیران "نخواهد" نبرد/به انبوه لشکر بیارَد چو گَرد
*
  پاسخ:
ور ایدونک پیران "نخواهد" نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد
 
✅: ور ایدونک پیران نخواهد نبرد/بدانبوه لشکر بیارد چو گَرد، - روا تر ست. عطف به بیت پسین: همیدون "بانبوه" ما همچو کوه/بباید شدن پیش او همگروه – "بدانبوه"، "بدینسان"، "بدانسان"، از شیوه های سبکیِ حکیم ست.   
متن شماره 2060، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی

چالش شماره (266): "چو سرگشته شد"/بریده سرش، تَنش غلتان به خون. یا "چو برگشته ی" /بریدش سر از تن بسان هیون

برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی 
***
چالش شماره (266):
7056 - چو برگشته بخت او شد نگون
بریدش سر از تن بسان هیون
۱۶۹۰ – چو سرگشته شد بخت او شد نگون
بریده سرش، تَنش غلتان به خون – خالقی
۲۹۵۹ – چو سرگشته شد، بختِ او شد نگون،
بریده سرش، تَنش غلتان به خون. – کزازی
*
پرسش: 
چو سرگشته شد، بختِ او شد نگون،/بریده سرش، تَنش غلتان به خون.
یا
چو برگشته ی بخت او شد نگون/بریدش سر از تن بسان هیون
*
  پاسخ:
چو برگشته ی بخت او شد نگون/بریدش سر از تن بسان هیون
 
✅: چو برگشته ی بخت او شد نگون/بریدش سر از تن بسان هیون  –روا تر ست. چون بختِ بر گشته ی "هومان"، سرنگون شد، بیژن، سرش(سر هومان را) به سان گوسفندی بر ید.  
متن شماره 2059، از وبلاگ داستانِ داد :  DASTANEDAD.BLOGSKY.COM
  بهادر امیرعضدی