| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (237): |
| 6834 - نگه کن بدین کار گردنده دهر |
| مر آن را که از خویشتن کرد بهر |
| ۱۴۶۸ – نگه کن بدین کار گردنده دهر |
| هر آن را که از خویشتن کرد بهر – خالقی |
| ۲۷۳۷ – نگه کن بدین کارِ گردنده دهر: |
| مر آن را که از خویشتن کرد بهر، – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| هر آن را که از خویشتن کرد بهر |
| یا |
| مر آن را که از خویشتن کرد بهر |
| * |
| پاسخ: |
| مر آن را که از خویشتن کرد بهر |
| ✅: مر آن را که از خویشتن کرد بهر، روا تر ست. مر، مَر(در قامت، به شمارِ، به مثابهِ) |
| متن شماره 2030، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (236): |
| 6830 - هم از شاه خسرو دلش بود تنگ |
| بترسید کاید یکایک بجنگ |
| ۱۴۶۴ – هم از شاه ایران دلش بود تنگ |
| بترسید کاید ز ناگه به جنگ – خالقی |
| ۲۷۳۳ – هم، از شاهِ ایران، دلش بود تنگ، |
| بترسید کآید، ز ناگه، به جنگ. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| هم از شاه ایران دلش بود تنگ |
| یا |
| هم از شاه خسرو دلش بود تنگ |
| * |
| پاسخ: |
| هم از شاه خسرو دلش بود تنگ |
| ✅: هم از شاه خسرو دلش بود تنگ، روا تر ست. عطف به بیت پسین: بخسرو نگر تا جز از کردگار |
| متن شماره 2029، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (235): |
| 6829 - که از هر سوی لشکر شهریار |
| همی کاسته دید در کارزار |
| ۱۴۶۳ – که از هر سُوی لشکر شهریار |
| همی گاشته پشت بر کارزار – خالقی |
| ۲۷۳۲ – که از هر سُوِی، لشکرِ شهریار |
| همه گاشته پشت بر کارزار. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| همی گاشته پشت بر کارزار |
| یا |
| همی "کاسته" دید در کارزار |
| * |
| پاسخ: |
| همی "کاسته" دید در کارزار |
| ✅: که از هر سوی لشکر شهریار/همی "کاسته" دید در کارزار، روا تر ست. عطف و دو بیت پیشین، پیران اشاره به کمبود نفر دارد: چو نهصد تن از نامداران شاه/سر از تن جدا شد برین رزمگاه - و - جهاندار داند که من با سپاه/نیارم شدن پیش او کینه خواه - |
| متن شماره 2028، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (234): |
| 6835 - برآرد گِلِ تازه از خار خشک |
| شود خاک بابخت بیدار مشک |
| ۱۴۶۹ – برآرد گلِ تازه از خارِ خشک |
| شود خاک با بختِ بیدار مشک – خالقی |
| به |
| ۲۷۳۸ – برآرَد گلِ تازه، از خارِ خشک، |
| شود خاک، با بختِ بیدار، مشک. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| برآرد گلِ تازه از خارِ خشک/شود خاک، با بختِ بیدار، مُشک |
| یا |
| برآرد گِلِ تازه از خارِ خشک/شود خاک، با بختِ بیدار، مُشک |
| * |
| پاسخ: |
| برآرد گِلِ تازه از خارِ خشک/شود خاک، با بختِ بیدار، مُشک |
| ✅: برآرد گِلِ تازه از خارِ خشک/شود خاک، با بختِ بیدار، مُشک، روا تر ست. برآرد گل، برآرَد گِلِ تازه. بختِ بیدار، روشنی بخت، گِل بی مقدار را ارتقاء داده و به قامت مشُکِ ناب در آرد. |
| متن شماره 2027، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |
| برگزیده هایی از شاهنامه فردوسی |
| *** |
| چالش شماره (233): |
| 6827 - سپه را سراسر همه داد دل |
| که از غم بباشید آزاد دل |
| ۱۴۶۱ – سپه را همه سربسر داد دل |
| شدند از غمان یکسر آزاددل – خالقی |
| ۲۷۳۰ – سپه را همه، سربه سر، داد دل، |
| که گشت از غمان، یکسر، آزاددل. – کزازی |
| * |
| پرسش: |
| سپه را همه، سربسر، داد دل/که گشت از غمان، یکسر آزاد دل |
| یا |
| سپه را سراسر همه داد دل/که از غم بباشید آزاد دل |
| * |
| پاسخ: |
| سپه را سراسر همه داد دل/که از غم بباشید آزاد دل |
| ✅: سپه را سراسر همه داد دل/که از غم بباشید آزاد دل ،روا تر ست. "چو بشنید پیران سپه را بخواند" و سپاهیان را دل و جرات داد و بدیشان گفت: "که از غم بباشید آزاد دل"، غم به دلتان راه ندهید. |
| متن شماره 2026، از وبلاگ داستانِ داد : DASTANEDAD.BLOGSKY.COM |
| بهادر امیرعضدی |