برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
« آداب میگساری »، در شاهنامه فردوسی - 1
***
بهرام گور: نبید حلالست، میخواره باید گزید.
***
در عهد انوشیروان، بهرام گور بعد از اینکه گیروی از سردارانش هفت جام ِ شراب می نوشد و زیر درختی به خواب می رود و کلاغی چشمانش را به در می آورد، خوردن شراب را روا نمی دارد:
برینگونه بگذشت سالی تمام / همی داشتی هرکسی می حرام -
مدتی نوشیدن می حرام بود تا روزی کودک ِ کفشگری، سه جام می به توصیه ی مادرش نوشید و توانست بر پشت شیری سوار شود:
چنین بود تا کودکی کفشگر / زنی خواست با چیز و نام و گهر -برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
گرز گاو سار، در دستان شاهان و یلان شاهنامه - ۴ - لهراسب، اسفندیار، بهرام گور، انوشیروان، بهرام چوبینه
***
ردّ پای گرزه ی گاو سار، فراتر از مرز اسطوره و گذر به سرحد تاریخ، از مبداء فریدون تا مقصد بهرام چوبینه، در شاهنامه.*
گرزه ی گاوسار، در دست اسفندیار:به پیش سپاه آمد اسفندیار / به زین اندرون گرزه ی گاو سار -
همی گشت برسان گردان سپهر / به چنگ اندرون گرزه ی گاو چهر -
گران شد رکیب یل اسفندیار / بغرید با گرزه ی گاو سار -
پس اندر همی آمد اسفندیار / زره دار با گرزه ی گاو سار -
*
گرزه ی گاوسار، در دست بهرام گور:یکی گرزه ی گاو سر بر گرفت / جهانی بدو مانده اندر شگفت -
*
گرزه ی گاوسار، در دست کسرا انوشیروان:*
گرزه ی گاوسار، در دست بهرام چوبینه:کاموس کشانی، کشته بدست رستم در جنگ با خاقان -
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
گرز گاو سار، در دستان شاهان و یلان شاهنامه - ۳ - رستم، گیو، سهراب، کیکاووس
***
ردّ پای گرزه ی گاو سار، فراتر از مرز اسطوره و گذر به سرحد تاریخ، از مبداء فریدون تا مقصد بهرام چوبینه، در شاهنامه.***
گرزه ی گاوسار، در دست رستم:
نشست از بر رخش چون پیل مست / یکی گرزه ی گاو پیکر به دست -عنان را سپرده بران پیل مست / یکی گرزه ی گاو پیکر بدست -
وزان جایگه رفت چون پیل مست / یکی گرزه ی گاو پیکر به دست -
به چنگ اندرون گرزه ی گاوسار/ بسان هیونی گسسته مهار-
*
گرزه ی گاوسار، در دست گیو:چنین تا لب رود جیحون به جنگ / نیاسود با گرزه ی گاو رنگ -
*
گرزه ی گاوسار، در دست سهراب:چهارم به تخت کیی برنشست/یکی گرزه ی گاو پیکر به دست-
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
گرز گاو سار، در دستان شاهان و یلان شاهنامه - ۲ - سام، نوذر، زال
***
ردّ پای گرزه ی گاو سار، فراتر از مرز اسطوره و گذر به سرحد تاریخ، از مبداء فریدون تا مقصد بهرام چوبینه، در شاهنامه.*
گرزه ی گاوسار، در دست زال:
یکی درع پوشید زال دلیر / به جنگ اندر آمد به کردار شیر -بزد بر سرش گرزه ی گاو رنگ / زمین شد ز خونش چو پشت پلنگ -
بهادر امیرعضدی
برگزیده هایی از شاهنامه ی فردوسی
***
گرز گاو سار، در دستان شاهان و یلان شاهنامه - ۱- فریدون
***
ردّ پای گرزه ی گاو سار، فراتر از مرز اسطوره و گذر به سرحد تاریخ، از مبداء فریدون تا مقصد بهرام چوبینه، در شاهنامه.بهادر امیرعضدی